
روان-اسطورهشناسی یا روان-اسطورهشناسیها؟ این پرسشی است که نگارندگان برای پاسخ به آن نیز پیش از این کتابی تالیف کردهاند به نام روان-اسطورهشناسیهای هنری. همان طور که گفته شد، روان-اسطورهشناسی فروید در حیطهی روان، به ویژه نزد جناحی که به اصالت تحلیل در روانشناسی قائلند، پیوسته مطمح نظر قرار گرفت و قوام یافت. چنانکه اندکی بعد، کارل گوستاو یونگ، شادمانه صلا داد که چون به شاهکلید اسطوره مجهز شدیم دیگر تمامی درهای روان را خواهیم گشود. سپس، شارل مورون و دنی دو روژمون و ژیلبر دوران و دیگران هم از همین راه پیش رفتند و در بر یا برابر فروید در این حیطه نظرها دادند و روشها ابداع کردند، چندانکه، اکنون ما دیگر نه از روان-اسطورهشناسی بلکه از روان-اسطورهشناسیها سخن میگوییم. این میان، برای نگارندگان - با توجه به خاستگاه آنها - مهم اینکه، قسمی از روان-اسطورهشناسیها را بیهیچ تبصرهای میتوان هنری خواند، قسمی که در پی تبیین این نکتهی بس بنیادین است که ضمیر ناخودآگاه آدمی در عمیقترین لایههای خود با کهنترین الگوها و به تبع این قدیمترین روایتها دست به گریبان است، این گرفتوگیر منجر به تولید انرژی میشود که لیبیدو نام دارد، ضمیر آدمی از مهار و مدیریت این انرژی ناتوان است و از این راه مجبور به برونریزی آن، نوع و نحوهی این برونریزی را کنشهایی مشخص میکنند که مکانیسمهای دفاعی نام دارند، خلاقیت هنری ثمرهی قسمی از مهمترین این مکانیسمهاست، و افرادی که در برونریزی مذکور از این قسم مکانیسمهای دفاعی بهره میبرند هنرمند خوانده میشوند. و این در حالی است که یک روایت واحد در عین حال میتواند در حکم یک «عقدهی شخصی» فردی را دچار یکی از انواع روانرنجویها کند یا آنکه در حکم یک «اسطورهی شخصی» فردی دیگر را به خلاقیت هنری واداشته و از او نه یک روانرنجور بلکه یک هنرمند بسازد. توضیح اینکه، به زعم فروید، روانرنجوری چیزی جز برونزد انرژی حادث از سرکوب امیال نیست؛ فرد روانرنجور از مهار این انرژی در اعماق ضمیر ناخودآگاه خویش درمیماند، پس، به برونریزی آن میپردازد، این به انحاء متعدد و متنوعی به فعلیت میرسد، اما، فصل اشتراک این همه آن است که فرد از این طریق از دنیای واقعی پیرامون خود کنده و به دنیای ناواقعی درون خود پناه میبرد، این میان، هنرمندان، افرادی هستند که میتوانند قطعاتی از این دنیای ناواقعی درونی خود را در دنیای واقعی پیرامون خود به نمایش بگذارند، و این همان فعل شریفی است که خلاقیت خوانده میشود. به بیانی سادهتر، افرادی از ابناء بشر، لیبیدوی خود را چنان به بیان میرسانند که به خلق آثار هنری میانجامد، و ما اینان را هنرمند مینامیم، در حالی که، بیان همان لیبیدو در دیگران به گونهای رخ میدهد که به بروز انواع روانرنجوریها میانجامد، و ما آنان را روانرنجور میخوانیم. شاید گمان بر این رود که این تمایز از قوهی خیال برمیخیزد، اما، باید توجه داشت که این گمان نارواست چرا که همگان میدانند روانرنجوران در تخیل نه تنها پهلو به پهلوی هنرمندان میسایند بلکه اغلب مواقع به واقع از آنان سبقت هم میگیرند. گمان خود فروید بر این بود که این افراد به ژرفترین لایههای ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی دارند، لایههایی که روایتهای اسطورهای هم در اصل در پی حکایت چندوچون آنها هستند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۳۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 438 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ساینا محمدیخبازان |
| نویسنده دوم | بهروز عوض پور |
| نویسنده سوم | سهند محمدی خبازان |
| ناشر | انتشارات سخن |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۳۱ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| قیمت چاپی | 750,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |