
صحنه تاریک است و با روشن شدن آن، خانهی دوبلکسی را میبینیم که دو اتاق در همکف و دو اتاق در طبقهی اول دارد. از اتاقها فقط درهایشان را میبینیم که به پشت صحنه راه دارند. پلکان چوبی مارپیچی دو طبقه را به هم متصل میکند. طبقهی همکف ترکیبی از هال و آشپزخانه است. هال با چند مبل و کاناپه، میز غذاخوری و تعدادی صندلی چیدمان شده است. کنار میز غذاخوری پیشخان آشپزخانه است که کتری برقی و چند لیوان رویش گذاشته شده است. آنسوی پیشخان، آشپزخانه با چند کابینت و اجاق و یخچال تجهیز شده است. سمت راست طبقهی همکف، کمی بعد از اتاقها، دهلیز پلکان بیدری است که به زیرزمین میرود اما خود زیرزمین دیده نمیشود. ورودی پلکان با طنابی مسدود شده است. سمت راست صحنه، دورتر از خانه، دکور کافه است؛ چند میز کوچک با صندلیهایی دورشان و پیشخانی که قهوهجوش و چند ظرف کیک و شیرینی روی آن قرار دارد. عقبتر از پیشخان، قفسههای کافه است که ظروف و بطریهای نوشیدنی در آن چیده شده. صحنه بار دیگر تاریک میشود و کمی بعد نور موضعی روی هومن که جلو سن ایستاده است، میتابد. بقیهی صحنه همچنان تاریک است. هومن چند برگ کاغذ توی دستش گرفته است.
هومن: «از وقتی مادرم مُرد به خاک سیاه نشستیم.» خب، این جمله تا حد زیادی درسته اما به اندازهی کافی دقیق نیست که بتونه وضعیت ما رو تو این روزها توضیح بده. شاید بهتره بگم «بعد از اینکه مامانم از دست پدرم دق کرد و مُرد، خونوادهی ما از هم پاشید.» این توصیف کاملتر از اون جملهی اوله اما هنوزم چیزی کم داره. چیزی که خود ما رو، خودِ خود ما رو توصیف کنه. درسته که بعد مرگ مامان خونوادهی ما مثل یه بطری که بندازیش رو آسفالت خورد شد و هر تیکهش پرت شد یه طرف، اما اتفاق بدتر این بود که هر کدوم از اون تیکهها، هر کدوم از ما، بدون اینکه درست بفهمیم چرا و چهطور، جداگانه له شدیم؛ من، برادرم خسرو، یاسمن خواهرم و البته خود پدرم، اتابکخان.
بچه که بودم، پدرم برای من همیشه شبیه پادشاهها بود. یه پادشاه قوی و مقتدر: اتابکخانشاه. بزرگتر که شدم اتابکخان هنوز برام پادشاه بود، اما پادشاه بیتاجوتخت. حالا هم وقتی میبینمش به نظرم یه جورهایی شبیه پادشاهها میمونه؛ اما نه یه پادشاه واقعی، یه پادشاه کاریکاتوری.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 543.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 118 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مصطفی مستور |
| ناشر | مصطفی مستور |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 160,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |