
نویسنده: عبدالحسین فخاری این سفر پدرم بود که سرآغاز آشنایی من با پدر معنوی شد و مسیر زندگیم را عوض کرد یا بهتر بگویم مقدمه ای شد برای یافتن راه و حرکت در یک مسیرعالی و جذاب و موفق. باهم دنبال کنیم گزارش قهرمان را از داستان سفری که ماجراهایی را به وجود آورد و خواندنی است. در سال آخر دبستان بودم که از مادر شنیدم پدر قرار است به یک سفر طولانی برود. از این خبر خیلی دلتنگ شدم، زیرا انس عجیبی با پدر داشتم؛ او برایم هم پدر بود، هم همبازی، هم پشتیبان و هم قهرمان مورد علاقه و نمونه. دلم می خواست بزرگ که شدم مثل او باشم. او مورد احترام همه فامیل بود، شجاع بود، مهربان بود، باسواد بود ،اهل مطالعه بود و در هر زمینه ای که سوال می کردی پاسخ های قانع کننده می داد و هرشب که از سرکار بر می گشت ساعتی را با من گفتگو می کرد، یا از تکالیف مدرسه می پرسید یا کتابی برایم می خواند و یا بازی های فکری می کردیم. روزهای تعطیل هم مرا به پارک، کوه و یا موزه و جاهای دیدنی شهر می برد که خیلی خوش می گذشت...این بود که نمی توانستم دوری او را تحمل کنم...
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 684.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 96 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | عبدالحسین فخاری |
| ناشر | انتشارات گوی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۱۳ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| قیمت چاپی | 80,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |