عبید زاکانی که بود؟

«عبید زاکانی» با نام کامل «خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی» شاعر و نویسنده‌ی قرن هشتم در قزوین است. عبید بیشتر به خاطر طنزنامه‌ها و زبان تند و گزنده‌ای که دارد معروف است. «موش و گربه»، «ریش نامه»، «صد پند»، «رساله‌ی دلگشا» و «اخلاق الاشراف» از معروف‌ترین آثار این شاعر هستند. عبید شهرت جهانی دارد و آثارش تاکنون به زبان‌های روسی، ایتالیایی و انگلیسی ترجمه شده است. از زندگی شخصی عبید و اتفاقاتی که در دوران او افتاده، اطلاعات زیادی در دست نیست. بیشترین اطلاعات از «حمدالله مستوفی» که همشهری و هم‌عصر عبید بوده، باقی مانده است. همان‌طور که مستوفی می‌گوید، زاکانی متعلق به خاندان «زاکان» است، که شامل دو گروه می‌شدند. گروه اول به دانش و حکمت معروف بودند و گروه دوم را اهل دیوان و وزیران می‌دانستند. مستوفی او را از دسته‌ی دوم می‌داند. با این حال به‌نظرمی‌رسد عبید در دستگاه هیچ پادشاهی صاحب منصب نبوده، اما در نگاه شاهان و بزرگان فرد محترم و باعزتی بوده است. هرچند براساس تحقیقات عبیدشناسان، همه‌ی صاحبان قدرت و ثروت با او همراه نبوده‌اند و همیشه گروه‌های مخالف زیادی شخصیت و آثار او را نادیده می‌گرفتند یا نقد می‌کردند.

چه در دوران خودش و چه پس از آن، عبید، به مقام واقعی که سزاوارش بود، نرسید و ارزش کارهایش آن‌طور که باید شناخته نشد. در تمام طول تاریخ ایران، حکومت‌ها و سیاست‌های ادبی سعی داشتند کار او را سخیف و کم‌ارزش جلوه دهند. بخش زیادی از این مساله به خاطر زبان تند و گزنده‌ی عبید و البته گاهی هم زیر پا گذاشتن آداب اجتماعی و اصول اخلاقی است. انتقادهای کوبنده و صریح این شاعر تنها متعلق به دوره‌ی خودش نیست و آثارش فرای زمان و مکان نوشته شده است. سیاست‌مداران و قدرتمندان از زمان زندگی این شاعر تا به حال، همیشه از آموزه‌ها و تفکراتش وحشت داشته‌اند و سعی می‌کردند او را به نحوی سرکوب کنند.

  دانلود کتاب های عبید زاکانی شاعر و نویسنده‌ی قرن هشتم

عبید مرد زیرک و باهوشی بوده که نگاه دقیقی هم به وضعیت زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم داشته است. بیشترین حمله‌ی عبید به سه دسته از افراد جامعه‌ی زمان خودش است. واعظ، زاهد و صوفی، کسانی هستند که عبید آن‌ها را به شدت نقد می‌کند. او معتقد بوده که این افراد، مردم را از خوشی دنیا و نعمت‌های آن محروم کرده‌اند و درعین حال خودشان با دورویی و ریاکاری، زندگی پر از رفاه و خوش‌گذرانی دارند. شاید به همین دلیل است که این شاعر، آن‌چنان که باید و شاید مورد توجه اهل ادب قرار نگرفته است. درحالی که موضوعاتی که عبید با همین زبانِ خارج از عرفش بیان می‌کند، مسائل مهمی هستند که صرفا بی‌پرده بیان شده‌اند و مشابه آن را در اشعار سایر شاعران ایران هم می‌توان دید. شاعرانی مانند حافظ و سعدی هم همان حرف‌های عبید را می‌زنند و به وضعیت زمان خود همان اعتراض‌ها را دارند. اما در زبان این شاعران نجابت و اصالتی وجود دارد که در نظر فارسی‌زبانان ارزشمندتر است. آن‌ها طوری در لفافه و با احترام حرفشان را می‌زنند که کمتر خاطری آزرده می‌شود. واضح است که در مقابل این نجابت و حیا، رندی و صراحت کلام عبید، در کنار پیام‌های تند و تیزش چندان با ذائقه‌ی اهل ادب و خیلی از مخاطبان فاسی‌زبان، همخوانی ندارد.

عبید شاعر و نویسنده‌ی جسور و باشهامتی است که هرچه به ذهنش می‌آید را بی‌پرده بیان می‌کند. حالا این که مخاطب پذیرای حرف‌هایش باشد، یا نباشد، برای عبید اهمیتی ندارد. او آمده تا حرفش را بزند و خیلی هم خوب از پس آن برآمده است. عبید جزو معدود شاعران و نویسندگانی است که با شجاعت، تمام مرزهای زبانی و چهارچوب‌های اجتماعی را شکسته و افشاگری کرده است. منتها از آن‌جا که «زبان سرخ، سرِ سبز می‌دهد بر باد»، عبید چه در دوران زندگی و چه پس از آن، محکوم به انزوا بود و مدام از سمت محافل ادبی و سیاسی طرد می‌شد. جالب اینجاست که این شاعر با وجود تمام این کارشکنی‌ها و دسیسه‌ها، توانسته هنوز هم بین چهره‌های برجسته‌ی ادبیات ایران باشد. و این نشان می‌دهد که هر چند آثار او باب میل قدرت‌مندان نبوده، باز هم توانسته در ذهن مردم که مخاطب اصلی او هستند، ماندگار باشد و همین راز موفقیت و جاودانگانی عبید است.

در کنار آثار طنز و هزل، غزلیات بسیار ناب و دلکشی از عبید باقی مانده که در بین ارزشمندترین غزلیات زبان فارسی جای دارد. غزلیات عبید جزو لطیف‌ترین و دلنشین‌ترین غزلیات شعر فارسی است. زبان زاکانی در سرودن غزل، شبیه به زبان سعدی است: شیرین و روان. در اشعارش صور خیال و پیچیدگی‌های کلامی کمی دیده می‌شود. بررسی‌هایی که روی غزلیات این شاعر انجام شده، نشان می‌دهد که بیش از نود درصد غزلیات این شاعر، مضمونی عاشقانه دارد. در کنار عشق، غزلیاتی در مدح پادشاهان و بزرگان هم در اشعارش وجود دارد. او از زیبایی کلام و آرایه‌های ادبی تا آنجا استفاده می‌کند که بتواند تاثیر کلامش را بیشتر کند، به همین دلیل شعرهایش خوش‌خوان و روان هستند. این شاعر و طنزپرداز بزرگ ایرانی، در حدود 70 سالگی و در شهر اصفهان، یا به روایتی بغداد، درگذشته است.