فیدیبو نماینده قانونی هورمزد و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب سقلمه

کتاب سقلمه
بهبود تصمیمات درباره‌ی تندرستی، ثروت و خوشبختی

نسخه الکترونیک کتاب سقلمه به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب سقلمه

کتاب «سقلمه» نوشته ریچارد تیلر، برنده نوبل اقتصاد در سال ۲۰۱۷، یکی از کاربردی‌ترین کتاب‌های حوزه اقتصاد رفتاری است. منظور از سقلمه هرچیزی است که تصمیم‌های ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. کتاب سقلمه که به عنوان بهترین کتاب سال توسط اکونومیست معرفی شده، به شما یاد می‌دهد چگونه تصمیم بگیرید و انتخاب‌های خود را روز به روز بهتر کنید. سقلمه دارای چهار بخش اصلی است که بخش اول تفاوت‌های انسان‌ها را بررسی و پس از آن مفهوم کلی معماری انتخاب را بیان می‌کند. در بخش‌های بعدی به بررسی موردی انتخاب‌ها در مورد مسائل مهم زندگی، آزادی در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب موضوع اصلی است.

ادامه...
  • ناشر هورمزد
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 3 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۰۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب سقلمه

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

مقدمه

کافه تریا

فرض کنید دوستی به نام کارولین دارید که مدیریت سیستم توزیع گسترده مواد خوراکی را در مدارس سطح شهر برعهده دارد. او مسئول کافه تریای صدها مدرسه است و روزانه صدها هزار کودک در کافه تریاهای او غذا می خورند. کارولین در رشته تغذیه تحصیل کرده است و مدرک رسمی کارشناسی ارشد این رشته را از دانشگاهی دولتی گرفته است. او آدم خلاقی است و دوست دارد به شیوه های غیرمرسوم به موضوعات و مسائل بیندیشد.
شبی پس از صرف شام، ایده جالبی به ذهن کارولین و دوستش آدام خطور می کند. آدام مشاور مدیریت با گرایش آماری است و به فروشگاه های زنجیره ای مشاوره می دهد. این دو نفر تصمیم می گیرند بدون هیچ تغییری در منوی غذای مدرسه، آزمایش هایی انجام دهند تا معلوم شود که آیا نحوه نمایش غذاها و ترتیب آن ها می تواند بر انتخاب بچه ها تاثیر بگذارد یا نه.
بر اساس این تصمیم، کارولین به مدیران بسیاری از مدارس دستورالعمل خاصی درباره نحوه نمایش گزینه های غذایی ارائه می دهد؛ به گونه ای که در بعضی مدارس، دسرها را جلوتر از همه، در بعضی دیگر، آخر همه و در باقی مدارس، در ردیفی جداگانه می گذارند. محل قراردادن غذاهای مختلف نیز از یک مدرسه به مدرسه دیگر متفاوت است: در بعضی مدارس سیب زمینی سرخ کرده و در برخی دیگر، سبزیجات در معرض دید است.
آدام به دلیل تجربه اش در طراحی طبقات سوپرمارکت پیش بینی می کند این کار نتایج چشمگیری داشته باشد. حق با اوست، چون کارولین فقط با همین طبقه بندی جدید در کافه تریا توانست میزان مصرف بسیاری از اقلام خوراکی را تا ۲۵% افزایش یا کاهش دهد.
این کار درس بزرگی به کارولین می آموزد: بچه ها نیز همانند بزرگ ترها ممکن است به شدت تحت تاثیر تغییرات کوچک محیط خود قرار گیرند و این تاثیرپذیری می تواند برای بهتر شدن یا بدتر شدن به کار گرفته شود؛ همان طور که کارولین با استفاده از آن، مصرف غذاهای سالم را افزایش و مصرف غذاهای ناسالم را کاهش می دهد.
کارولین اکنون صدها مدرسه برای آزمایش دارد و گروهی از دانشجویان فارغ التحصیل و داوطلب را برای گردآوری و تحلیل داده ها استخدام کرده است. کارولین دریافته است که اکنون قدرت زیادی دارد تا بر آنچه کودکان می خورند تاثیر بگذارد. او در این اندیشه است که با این قدرت تازه یافته خود چه کار می تواند بکند. دوستان و همکاران او پیشنهادهای غالباً صادقانه و گاه موذیانه ای به او می دهند که موارد زیر برخی از آن هاست:
۱. غذاها را طوری بچین که انتخاب دانش آموزان تحت کنترل باشد و مجبور شوند بهترین غذا را انتخاب کنند.
۲. منوی غذا را به صورت تصادفی بچین.
۳. سعی کن مواد خوراکی به ترتیبی باشد که کودکان غذای مورد علاقه خودشان را انتخاب کنند.
۴. فروش اقلامی را که تامین کنندگان آن حاضرند بیشترین تخفیف را به صاحب رستوران بدهند، به حداکثر برسان.
۵. سودت را به حداکثر برسان! تمام!
گزینه نخست آشکارا جذاب است، اما اندکی تحمیلی و حتی آمرانه به نظر می رسد. پیشنهادهای دیگر حتی از این هم بدترند! گزینه دو چیدن مواد خوراکی به شکلی تصادفی است که می شود آن را منصفانه و اصولی درنظر گرفت، ولی این به معنای خنثی بودن هم است؛ زیرا اگر ترتیب چیدن مواد خوراکی در میان مدارس به صورت اتفاقی باشد، کودکان برخی از مدارس رژیم غذایی ناسالم تری نسبت به دیگر مدارس خواهند داشت و آیا این مطلوب است؟ آیا کارولین باید به این مسئله بی اعتنا باشد؛ درحالی که به سادگی می تواند بسیاری از دانش آموزان را وادار به بهترین انتخاب کند و تا حدودی سلامت آنان را بهبود بخشد؟
گزینه سه را می شود گزینه ای خنثی و تلاشی شرافتمندانه برای اجتناب از دخالت در انتخاب کودکان و تقلید از انتخاب آن ها درنظر گرفت. شاید کارولین باید از خواسته های افراد پیروی کند و حداقل در برخورد با دانش آموزان بزرگ تر بی طرف باشد؛ اما اندکی تامل آشکار می سازد که پیاده کردن این گزینه دشوار است. تجربه آدام هم نشان می دهد آنچه کودکان انتخاب می کنند، بستگی به ترتیب چیدن مواد خوراکی دارد. پس اولویت های واقعی کودکان چه چیزهایی هستند؟ این سخن به چه معناست که کارولین باید تلاش کند تا بفهمد دانش آموزان با میل خودشان چه انتخابی می کنند؟ در یک کافه تریا بالاخره باید مواد خوراکی به طریقی سامان دهی شوند.
گزینه چهار ممکن است برای فردی نادرست کردار و فاسد در جایگاه شغلی کارولین جذاب باشد. در این صورت، دست کاری در ترتیب چیدن مواد خوراکی حربه دیگری افزون بر شیوه های موجود است که در اختیار زرادخانه بهره برداری از قدرت قرار می گیرد؛ اما کارولین فردی شرافتمند و درستکار است و ابداً به چنین گزینه ای فکر نمی کند.
گزینه پنج مانند گزینه های دو و سه جاذبه هایی دارد؛ مخصوصاً اگر کارولین معتقد باشد کافه تریایی بهترین است که بیشترین پول را درمی آورد. اما آیا کارولین که اختصاصاً در حوزه آموزشی فعالیت دارد، واقعاً باید برای به حداکثر رساندن سود تلاش کند؟ حتی اگر نتیجه آن آسیب به سلامتی کودکان باشد؟!
کارولین فردی است که ما او را «معمار انتخاب» می نامیم. معمار انتخاب مسئولیت دارد زمینه و بستر تصمیم گیری را برای افراد سازمان دهی کند. در حقیقت، کارولین ساخته وپرداخته تخیل ماست، اما بسیاری از مردم واقعی بی آنکه اطلاع داشته باشند، معمار انتخاب هستند. اگر شما برگه تعرفه آرا را برای انتخابات نامزدها طراحی می کنید، معمار انتخاب هستید؛ اگر پزشک هستید و باید درمان های جایگزین موجود را برای بیماری شرح دهید، معمار انتخاب هستید؛ اگر فرمی را که کارکنان جدید شرکت برای ثبت نام در طرح بیمه سلامت پر می کنند طراحی می کنید، معمار انتخاب هستید؛ اگر پدر یا مادر هستید و گزینه های تحصیلی مناسب را برای دختر یا پسر خود شرح می دهید، معمار انتخاب هستید؛ اگر فروشنده اید، معمار انتخاب هستید. (البته این را قبلاً خودتان می دانستید.)
شباهت های فراوانی میان معماری انتخاب و شکل سنتی تر معماری وجود دارد. یک همانندی بسیار مهم این است که اصلاً چیزی به نام طراحی خنثی وجود ندارد. مسئله طراحی و احداث یک ساختمان جدید برای دانشگاه را درنظر بگیرید. معمار این ساختمان ملزم به رعایت نکاتی است: باید برای ۱۲۰ دفتر کار، هشت کلاس درس، دوازده اتاق جلسه دانشجویان و... فضا درنظر بگیرد؛ باید ساختمان را در موقعیتی خاص بنا کند و صدها محدودیت دیگر را اعم از قانونی و زیباشناختی و کاربردی اعمال کند و سرانجام، ساختمانی واقعی با در و پنجره و پله و راهرو تحویل دهد.
همان طور که معماران حرفه ای می دانند، تصمیم های ظاهراً قراردادی، مثل تعیین محل سرویس بهداشتی، بر نحوه تعامل افرادی که از این مکان استفاده می کنند، تاثیرات محسوسی خواهد داشت. بد یا خوب، هر بار رفت وبرگشت به سرویس بهداشتی فرصتی برای برخورد اتفاقی با همکاران فراهم می کند. ساختمان خوب فقط خوش نما نیست، کارکرد مناسبی هم دارد.
همان طور که بعداً خواهیم دید، جزئیات کوچک و به ظاهر کم اهمیت می توانند تاثیر عمده ای بر رفتار افراد بگذارند. یک «قانون تجربی» خوب این است که فرض کنیم «همه چیز مهم است». در بسیاری موارد، جزئیات کوچک به دلیل جلب کردن توجه کاربران به سمتی خاص بسیار تاثیرگذارند.
نمونه جالبی از اصل توجه به جزئیات در همه توالت های مردانه فرودگاه اِسخیپول آمستردام وجود دارد. در دهانه این توالت ها تصویر یک مگس سیاه حک شده است. به نظر می رسد معمولاً مردان به سمتی که ادرار می کنند، توجه زیادی ندارند و این می تواند باعث آلودگی و کثیفی اطراف توالت شود؛ اما اگر نشانه ای برای هدف گیری ببینند، توجه و در پی آن، دقت آن ها افزایش می یابد. آد کییِبوم(۱)، طراح این ایده می گوید: «اگر مردی مگسی ببیند به سمت آن نشانه گیری می کند.» وی معتقد است که این ایده شگفت انگیز عمل می کند و پیامدش عالی است. کییبوم اقتصاددانی است که طرح توسعه و گسترش ساختمان فرودگاه اسخیپول را برعهده دارد. کارکنان او ایده تصویر مگس در دهانه توالت را اجرا کردند و دریافتند که این تصاویر به میزان ۸۰% ترشحات ادرار را به اطراف کاهش داده است.



توضیح مترجم: این تصویر در متن کتاب اصلی وجود ندارد و صرفاً به منظور توضیح بصری لحاظ شده است.
بینشی که می گوید: «هر چیزی مهم است» هم می تواند فلج کننده باشد، هم توانمندساز. معماران برجسته می دانند که نمی توانند ساختمانی کاملاً ایده آل بسازند، ولی می توانند بعضی گزینه های طراحی را طوری انتخاب کنند که آثار سودمندی در ساختمان داشته باشد؛ برای مثال، راه پله مشرف و سرباز در محل کار می تواند تعاملات کاری بیشتر و نیز پیاده روی بیشتری ایجاد کند و بی شک، هردوی این ها مطلوب هستند. بنابراین، درست همانند یک معمار ساختمان که در نهایت می بایست ساختمانی خاص را بنا کند، یک معمار انتخاب هم می تواند تاثیرگذار باشد: فردی مثل کارولین باید گزینه های غذایی را در وعده ناهار به ترتیبی بچیند که بتواند بر آنچه مردم می خورند، تاثیر بگذارد: او می تواند «سُقُلمه»(۲) بزند.
قیم مآبی آزادی خواهانه(۳)
شاید شما هم معتقدید همه چیز باید تحت کنترل کارولین باشد و او طبق پیشنهاد اول (غذاها را طوری بچین که انتخاب دانش آموزان تحت کنترل باشد و مجبور شوند بهترین غذا را انتخاب کنند) می بایست بچه ها را برای انتخاب غذایی که برای آن ها بهتر است با سقلمه ای هدایت کند. در این صورت، به جنبش جدید ما خوش آمدید: «قیم مآبی آزادی خواهانه»
ما کاملاً آگاهیم که این اصطلاح بی درنگ به مذاق خوانندگان خوش نمی آید. هر دو واژه این اصطلاح تا حدودی ناخوشایند هستند و چون با کلیشه هایی در فرهنگ عامه و عرصه سیاسی به جامعه تحمیل شده اند، برای عده زیادی محبوب نیستند؛ حتی مفاهیم آن ها متناقض به نظر می رسد.
استدلال ما درباره اینکه چرا این دو مفهوم نقیض و ناخوشایند با هم ترکیب شده اند این است: اگر این اصطلاحات به درستی درک شوند، قضاوت درستی از مفهومشان می شود و ترکیبشان به مراتب جذاب تر از کاربرد جداگانه آن هاست. تنها مشکل این است که جزم اندیشان (دُگماتیست ها) این واژه ها را انحصاری کرده اند. جنبه آزادی خواهانه راهبردهای ما در این تاکید صریح خلاصه می شود: به طور کلی، مردم باید آزاد باشند آنچه را دوست دارند انتخاب کنند؛ حتی اگر نامطلوب باشد. جنبش قیم مآبی آزادی خواهانه با وام گرفتن از میلتون فریدمَن(۴) فقید، اصرار می ورزد که مردم باید آزادانه انتخاب کنند. ما می کوشیم سیاست هایی را طراحی کنیم که آزادی حق انتخاب را حفظ کنند یا افزایش دهند.
وقتی کلمه آزادی خواه را برای محدودکردن کلمه قیم مآبی به کار می بریم، در واقع منظورمان محافظت از آزادی است و هنگامی که می گوییم محافظت از آزادی، به شدت به آن باور داریم. جنبش قیم مآبی آزادی خواهانه می خواهد کار را برای مردم آسان کند تا راه خودشان را بروند، نه اینکه بر دوش آن هایی که می خواهند از آزادی خود بهره ببرند، باری تحمیل کند.
جنبه قیم مآبی انتخاب در این ادعا خلاصه می شود: به منظور فراهم آوردن زندگی طولانی تر، سالم تر و بهتر برای افراد، معماران انتخاب به دنبال تاثیرگذاشتن بر رفتار افراد هستند و تلاش آن ها با رعایت و حفظ اصول موجه است. به عبارت دیگر، استدلال ما درباره تلاش های آگاهانه ای است که نهادهای بخش خصوصی و دولت آن ها را انجام می دهند تا انتخاب های مردم را در جهاتی هدایت کند که زندگی شان را بهبود ببخشد.
از نظر ما، زمانی یک خط مشی قیم مآبانه تلقی می شود که بکوشد در گزینه های انتخابی به شیوه ای اثر بگذارد تا انتخاب کنندگان با قضاوت خویش، بهترین وضعیت را برگزینند. ما با ترسیم بعضی یافته های اثبات شده در علوم اجتماعی نشان می دهیم که در بسیاری از انتخاب ها، افراد بدترین تصمیم ها را می گیرند؛ در صورتی که اگر توجه دقیق، اطلاعات کافی، توانایی های شناختی نامحدود و کنترل کاملی بر خود داشته باشند، هرگز چنین تصمیماتی نمی گیرند.
قیم مآبی آزادی خواهانه نوع نسبتاً ضعیف، بدون مداخله و ملایمی از قیم مآبی است؛ چون انتخاب ها را منع، تحمیل یا محدود نمی کند. اگر مردم بخواهند سیگار بکشند، زیادی شیرینی بخورند، طرح بیمه درمانی نامناسبی را انتخاب کنند یا موفق به پس انداز برای بازنشستگی نشوند، قیم مآبی آزادی خواهانه آن ها را مجبور به انجام دادن کار دیگری نمی کند؛ حتی اوضاع را برای آن ها دشوار هم نمی کند؛ بنابراین رویکردی که ما توصیه می کنیم قیم مآبانه به حساب نمی آید.
معماران انتخاب بخش های خصوصی و دولتی صرفاً برای پیاده سازی یا اجرای انتخاب های پیش بینی شده مردم تلاش نمی کنند، بلکه می کوشند با هوشمندی، مردم را در مسیرهایی حرکت دهند که زندگی شان را بهتر کند: آن ها فقط با سقلمه مردم را هدایت می کنند.
سقلمه به مفهومی که ما استفاده خواهیم کرد، جنبه هایی از معماری انتخاب است که رفتار مردم را به نحوی پیش بینی پذیر تغییر می دهد، بدون آنکه هیچ گزینه ای را منع کند یا هیچ تغییر عمده ای در انگیزه های اقتصادی آنان ایجاد کند. برای آنکه مداخله ای سقلمه به حساب بیاید باید ساده و جلوگیری از آن راحت باشد. سقلمه ها اجباری نیستند؛ مثلاً، قراردادن میوه در معرض دید نوعی سقلمه محسوب می شود، اما ممنوع کردن تنقلات بی ارزشِ غذایی سقلمه به حساب نمی آید.
بخش خصوصی می تواند بسیاری از سیاست هایی را که توصیه می کنیم، پیاده کند؛ برخی از این سیاست ها بدون سقلمه یا با اعمال سقلمه از جانب دولت پیاده شده اند. در مثال های این کتاب، بسیاری از کارفرمایان، معماران انتخاب مهمی هستند. ما عقیده داریم کارفرمایان می توانند در زمینه های مرتبط با بازنشستگی و بهداشت و درمان، به کارکنان خود سقلمه های مفیدی بزنند. شرکت های خصوصی که می خواهند سودآوری کنند و کار مفیدی انجام دهند، حتی می توانند از سقلمه های محیطی سود ببرند و با این کار به کاهش آلودگی هوا و کاهش انتشار گازهای گلخانه ای هم کمک کنند؛ اما همان طور که نشان خواهیم داد، همان نکاتی که قیم مآبی آزادی خواهانه را در موسسات خصوصی توجیه می کند، در بخش دولتی نیز اعمال می شود.

انسان های عادی و انسان های اقتصادی (ایکان ها)(۵)
چرا سقلمه می تواند سودمند باشد؟
آن هایی که قیم مآبی را رد می کنند، اغلب ادعا می کنند که نوع بشر در انتخاب گزینه ها فوق العاده عمل می کند. حتی اگر عملکرد او فوق العاده هم نباشد، بی شک خودش این کار را از هر شخص دیگری بهتر انجام می دهد؛ خصوصاً اگر آن شخصِ دیگر برای دولت کار کند. به نظر می رسد بسیاری از مردم دست کم به طور ضمنی، به ایده انسان اقتصادی متعهدند؛ خواه اقتصاد خوانده باشند و خواه نخوانده باشند. بدین ترتیب، این انگاره که هریک از ما کاملاً بدون خطا فکر کرده و انتخاب می کنیم، مطابق الگو و تصویر انسانی است که اقتصاددانان در کتاب های درسی آورده اند.
اگر به کتاب های درسی اقتصاد نگاهی بیندازید، خواهید فهمید که انسان اقتصادی می تواند همانند آلبرت اینشتین فکر کند، حافظه اش به اندازه ابرکامپیوترها ظرفیت ذخیره دارد و عزم و اراده اش نظیر مهاتما گاندی است؛ اما جماعتی که ما می شناسیم این گونه نیستند؛ آن ها اگر ماشین حساب نداشته باشند، در محاسبه ضرب و تقسیم های طولانی به مشکل برمی خورند. گاهی تولد همسرشان را فراموش می کنند و در روز آغاز سال نو، به دلیل مصرف نوشیدنی و بی ارادگی خمار و خواب آلوده اند. آن ها انسان اقتصادی نیستند، انسان عادی(۶) هستند.
مسئله چاقی را درنظر بگیرید: نرخ چاقی در ایالات متحده اکنون نزدیک به ۲۰% است و بیش از ۶۰% آمریکایی ها چاق اند یا اضافه وزن دارند. شواهد فراوانی وجود دارد که چاقی خطر ابتلا به بیماری های قلبی و دیابت را افزایش می دهد و در بیشتر موارد، به مرگ زودرس منتهی می شود. واقعاً عالی می شد اگر هرکسی رژیم غذایی درستی را انتخاب می کرد یا آن رژیمی را ترجیح می داد که با کمترین سقلمه ایجاد شده است. البته افراد عاقل نه فقط به سلامتی خود، به طعم و مزه غذا نیز اهمیت می دهند. خوردن به خودی خود منبع لذت است و ادعا نمی کنیم هرکسی که اضافه وزن دارد لزوماً نمی تواند عقلانی عمل کند، اما این ادعا را هم که تقریباً همه آمریکایی ها رژیم غذایی خود را به نحوی مطلوب انتخاب می کنند، به شدت رد می کنیم.
آنچه درباره رژیم های غذایی صحت دارد، درباره دیگر رفتارهای پرمخاطره از جمله سیگارکشیدن و نوشیدن الکل نیز صادق است. این رفتارها موجب بیش از پانصدهزار مرگ زودرس در سال می شود. با توجه به وضعیت کنونی رژیم غذایی و استعمال دخانیات و مصرف مشروبات الکلی، از لحاظ منطقی نمی شود ادعا کرد که گزینه های فعلی مردم بهترین وسیله ارتقای سطح سلامتی ایشان است. در واقع بسیاری از سیگاری ها و مشروب خورها و پرخورها مایل اند به شخصی پول بدهند تا برای تصمیم گیری بهتر به ایشان کمک کند.
اما منبع اصلی اطلاعاتی ما در اینجا، پدیده نوظهور «علم انتخاب» است که پژوهش های دقیق دانشمندان علوم اجتماعی را طی چهار دهه اخیر شامل می شود. این پژوهش ها پرسش هایی جدی درباره عقلانی بودن بسیاری از قضاوت ها و تصمیم های مردم مطرح می کند.
برای اینکه افراد در مقام انسان اقتصادی شناخته شوند، لازم نیست پیش بینی های بی نقصی کنند، چون آن ها دانای مطلق نیستند؛ کافی است پیش بینی هایشان بدون سوگیری باشد؛ یعنی، این پیش بینی ها می توانند اشتباه باشند، اما نمی توانند در یک جهت قابل پیش بینی به صورتی نظام مند نادرست باشند.
برخلاف انسان اقتصادی، انسان عادی خطاهای پیش بینی پذیر زیادی مرتکب می شود؛ مثل «مغالطه برنامه ریزی». انسان عادی تمایلی ذاتی به خوش بینی غیرواقعی درباره زمان تکمیل پروژه ها دارد؛ گاه در پروژه ای، فرد پیمانکاری را استخدام می کند و بعد می فهمد همه چیز از آنچه فکرش را می کرده بیشتر طول می کشد. در این شرایط، نباید تعجب کند. بر اساس صدها مطالعه می توان تصدیق کرد که پیش بینی های انسانی معیوب و مغرضانه اند؛ همچنین، تصمیم گیری های انسانی چندان عالی نیستند.
«سوگیری ماندن در وضعیت موجود»(۷) عنوانی تجملی برای سکون و بی کنشی یا همان اینِرسی است. بنابر دلایل بسیاری که آن ها را بررسی خواهیم کرد، افراد میلی شدید به همراهی با وضعیت موجود یا انتخاب قراردادی دارند؛ مثلاً هنگامی که شما یک تلفن همراه جدید می خرید، مجموعه ای از گزینه ها را برای انتخاب دارید. هرقدر گوشی تجملی تر باشد، شما با گزینه های بیشتری برای انتخاب روبه رو می شوید؛ از پس زمینه گرفته تا صدای زنگ و تعداد دفعات زنگ تلفن پیش از اینکه تماس به پست صوتی منتقل شود. شرکت سازنده گوشی برای هریک از این ها گزینه ای را به عنوان پیش فرض انتخاب کرده است. بر اساس تحقیقات، گزینه های پیش فرض هرچه باشند، بسیاری از افراد به همان ها می چسبند، حتی اگر صدای زنگی باشد که بسیار بلندتر از حد معمول است!
از این تحقیق می توان دو درس مهم گرفت: اول، هرگز قدرت اینرسی را دست کم نگیرید؛ دوم، این قدرت را می شود مهار کرد. اگر شرکت های خصوصی یا مقامات دولتی فکر می کنند خط مشی واحد نتایج بهتری دارد، با انتخاب آن به عنوان پیش فرض می توانند تا حد زیادی در نتیجه تاثیر بگذارند.
همان طور که توضیح خواهیم داد، تنظیم گزینه های پیش فرض و همچنین استراتژی های به ظاهر بی اهمیتی که برای تغییر فهرست ها به کار می روند، می توانند تاثیرات عظیمی بر نتایج داشته باشند: از افزایش پس اندازها گرفته تا بهبود مراقبت های بهداشتی و تامین عضو برای اعمال جراحی پیوندی و نجات جان انسان ها.
آثار گزینه های پیش فرضی که به خوبی انتخاب شده اند فقط گوشه ای از قدرت نرم سقلمه ها را نشان می دهند. مطابق با تعریف ما، سقلمه عبارت است از هر عاملی که به میزانی درخور توجه رفتار افراد را تغییر دهد؛ حتی اگر انسان اقتصادی آن را نادیده بگیرد. انسان اقتصادی در درجه اول به محرک ها پاسخ می دهد؛ مثلاً، اگر دولت روی آبنبات مالیات وضع کند، انسان اقتصادی آبنبات کمتری خواهد خرید و تحت تاثیر عوامل بی ربطی نظیر ترتیب نمایش گزینه ها (سقلمه) قرار نمی گیرد. به همین ترتیب، انسان عادی نیز به محرک ها پاسخ می دهد، اما در همان حال، تحت تاثیر سقلمه ها هم قرار می گیرد.(۸) با به کارگیری مناسب محرک ها و سقلمه ها می توانیم توانایی خود را در اصلاح زندگی مردم افزایش دهیم و به حل بسیاری از مشکلات عمده جامعه کمک نماییم؛ می توانیم درحالی که هنوز بر آزادی انتخاب هر شخص اصرار داریم این کار را انجام دهیم.
یک فرض اشتباه و دو برداشت نادرست
بسیاری از طرفداران انتخاب آزادانه هرگونه قیم مآبی را رد می کنند. آن ها می خواهند دولت به شهروندان اجازه دهد خودشان انتخاب کنند. توصیه برای «سیاست گذاری استاندارد» حاصل این طرز تفکر است. در این شیوه، تا حد ممکن، به افراد گزینه های بیشتری برای انتخاب داده می شود و سپس به آن ها اجازه داده می شود همانی را برگزینند که بیشتر می پسندند؛ آن هم با کمترین مداخله یا سقلمه ممکن از جانب دولت. خوبی چنین طرز تفکری در این است که برای بسیاری از مشکلات پیچیده، راه حل ساده ای عرضه می کند؛ یعنی، به حداکثر رساندن حق انتخاب ها از نظر تعداد و تنوع؛ فقط همین و بس!
این نوع سیاست گذاری در بسیاری حوزه ها، از آموزش وپرورش گرفته تا طرح بیمه داروهای تجویزی، جای خود را باز کرده است. در بعضی محافل عبارت «فقط انتخاب ها را به حداکثر برسان» تبدیل به یک شعار در سیاست گذاری شده است؛ حتی گاه این گونه تصور می شود که تنها جایگزین این شعار، حُکمی دولتی است که آن را هم به عنوان «یک جامه بر قامت همه» به مسخره می گیرند.
آن هایی که طرفدار شعار «فقط انتخاب ها را به حداکثر برسان» هستند، متوجه فاصله زیاد این سیاست گذاری و یک حکم دولتی نشده اند. آن ها یا مخالف قیم مآبی اند یا اینکه فکر می کنند مخالف آن هستند و به سقلمه ها شک دارند.
به عقیده ما، تردید آن ها بر مبنای یک فرض اشتباه و دو برداشت نادرست است. فرض اشتباه این است: تقریباً همه مردم در همه اوقات، گزینه هایی را انتخاب می کنند که بیشترین منفعت را برایشان دارد یا حداقل از گزینه هایی که دیگری به جای آن ها انتخاب می کند بهتر است. ما ادعا می کنیم این فرض به وضوح از بنیان نادرست است و گمان نمی کنیم هیچ کس بر اساس تعقل آن را باور کند.

نظرات کاربران درباره کتاب سقلمه

من اوایل خیلی امیدی به این ترجمه نداشتم چون به نظر میومد مترجم عجله داره، بنابراین ترجمه مقدمه رو با متن اصلی تطبیق دادم، ترجمه خیلی خوب و روونه، اگه به اقتصاد به خصوص شاخه رفتاری علاقه دارید حتما بخونیدش
در 11 ماه پیش توسط dan...any
لطفا کمی تنوع رو بیشتر کنید این اواخر فقط دارید کتابهای روانشناسی و بخصوص روانشناسی موفقیت رو قرار میدید. جدای کتابهای مخصوص خردسالان.☹ لطفا سازگار با همه سلیقه ها کتاب ها رو عرضه کنید.
در 10 ماه پیش توسط سپهر سعیدی
بسیار کتاب ارزشمندیه...انسان رو چند پله بالا میبره
در 10 ماه پیش توسط عرفان مقرون
خیلی خوبه از اقتصاد رفتاری کتاب های بیشتری بزارین لطفا
در 9 ماه پیش توسط s.h...f14
کتاب خیلی خوبیه ترجمه روانی داره توصیه می کنم حتما بخونید
در 11 ماه پیش توسط سعید مصطفایی
کتاب ارزشمندی بود البته نزدیک به صد در صد مصادیق ذکر شده مربوط به جامعه ایالات متحده امریکا بود که خیلی از این نمونه ها عملا در جامعه وجود ندارند که خواننده بتونه ارتباط بهتری برقرار کنه اما همین موضوعات و مصادیقش نشان میده که با طراحی یک انتخاب سنجیده و هوشمندانه در عین دادن ازادی انتخاب به مردم به هدف اقتصادی و یا پیاده سازی یک سیاست رسید .
در 6 ماه پیش توسط محمدرضا احمدی
درود بر شما. کتاب خوب با ترجمه ای روان است لطفا در صورت امکان کتاب کج رفتاری اقتصادی این نویسنده(ریچارد تیلر ) را هم در گروه کتاب های الترونیک خود بگذارید.با سپاس
در 6 ماه پیش توسط شادروز خسروی
کد تخفیف منقضی شده است.
در 10 ماه پیش توسط مهدی تمدن رستگار
سلام کتاب خوبی به نظرم میرسه. توی گروه یکی از مدیرا پیشنهاد کرده بود و من پیگیر شدم. کاش تسخه صوتی ازش بزارن.
در 8 ماه پیش توسط مهدی آرانی
چرا کد book۴۰ رو زده منقضی شده ولی هنوز تو توضیحات کتاب هست؟
در 8 ماه پیش توسط هادی جعفری