فیدیبو نماینده قانونی انتشارات هامون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ای کاش وقتی ٢٠ ساله بودم می‌دانستم

کتاب ای کاش وقتی ٢٠ ساله بودم می‌دانستم

نسخه الکترونیک کتاب ای کاش وقتی ٢٠ ساله بودم می‌دانستم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ای کاش وقتی ٢٠ ساله بودم می‌دانستم

بسیاری از افکار و آرمانهایی که در این کتاب می‌خوانید به‌طور دقیق با مطالبی که در مراکز رسمی آموزشی تدریس می‌شود در تضاد و تقابل است. زیرا اصولی که در مدارس و دانشگاهها به آنها اشاره می‌شود با اصولی که خارج از فضای آموزشی با آنها سروکار داریم تفاوت چشمگیری دارد. این دوگانگی عامل و مسبب همان تنش‌هایی است که افراد پس از فارغ‌التحصیلی و پیوستن به بازار کار با آن مواجه می‌شوند. حال این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان بر روی این شکاف پل بست و با استفاده به آنچه در فضاهای آموزشی تعلیم داده می‌شود به جنگ مشکلات واقعی رفت و از این مصاف سربلند بیرون آمد. گرچه این کاری به غایت دشوار است اما با ابزار مناسب و نگرش صحیح‌شدنی است. ذهن ناهشیار را می‌توان به کامپیوتری تشبیه کرد که بعضی از داده‌های آن نادرست است. و مطالعه‌ی این کتاب مجالی است شگفت تا گرایشهایی را که نسبت به زندگی دارید دقیق‌تر بنگرید و از شّر بسیاری از الگوهای معیوب گذشته که در ژرفای وجود‌تان ریشه دوانده رها شوید. آنگاه خواهیددید که روابطتان با مردم، ایده‌ها و اشیا معنایی یکسره متفاوت پیدا خواهدکرد.

ادامه...
  • ناشر انتشارات هامون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.82 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۲۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ای کاش وقتی ٢٠ ساله بودم می‌دانستم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

حدود ده سال است که به عنوان مدیر اجرایی طرح(۱۰) سرمایه گذاریهای تکنولوژی محور (STVP) در دانشکده ی مهندسی استنفورد کار می کنم. ما به محققان و مهندسان آموزش می دهیم تا نوآوری را در جز جز کار و زندگیشان دخالت دهند. سپس با تامین منابع و امکانات موردنیاز آنان را برای کارآفرینی در رشته ی تخصصی شان یاری و حمایت می کنیم. اعتقاد داریم آموزش رسمی در دانشگاههایی که هر روز بر تعدادشان افزوده می شود کافی نیست. پیشرفت و اعتلای افراد زمانی فراهم می شود که در محیط کار و سایرجنبه های زندگی ازچشم اندازی متفاوت به امور بنگرند و به کارهای متفاوت و نوظهور دست بزنند.
طرح سرمایه گذاریهای تکنولوژی محور انجام تحقیقات علمی و کمک به دانشجویان، اساتید و کارآفرینان را در سراسر جهان هدف قرار داده است. ساعیانه می کوشیم دانشجویان ممتاز را یاری کنیم ضمن کسب برتری دررشته ی تخصصی شان به نوآوری و کارآفرینی نیز گرایش پیدا کنند تا پس از ورود به بازار کار پربازده و کارآمد باشند.
صرفنظر از اینکه افراد چه نقشی دارند و در چه زمینه ای فعالیت می کنند، بهره مندی از نگرش نوآوری مفتاح رمز و کلید حل و فصل مسایل است؛ خواه مسایل ساده و پیش افتاده ای که هر روز با آن دست به گریبان هستیم، و خواه بحرانهای جهانی که رهایی از آن مستلزم توجه و تلاش همه ی مردم جهان است. به بیانی دیگر کارآفرینی شامل طیف وسیعی از مهارتهای زندگی است؛ از مدیریت و سازماندهی گرفته تا مذاکره، نو آوری و تصمیم گیری.
من در انستیتو هاسوپلاتر(۱۱) وابسته به دانشگاه استنفورد، که به اختصار دانشکده طراحی(۱۲) نامیده می شود نیز تدریس می کنم. در این دانشکده یک دوره ی آموزشی ضمن تحصیل ارائه می شود تا دانشجویان رشته های مختلف نظیر پزشکی، مهندسی و بازرگانی آنچه را که آموخته اند از منظر نو آوری ببینند و کارآفرینی را به فرایند رشدی ژرف و پرمعنا بدل کنند.
تمام ماجراهایی که در این کتاب به آنها اشاره می کنم در کلاسهای دانشگاه استنفورد اتفاق افتاده است؛ همچنین از تجربیات گذشته ام به عنوان محقق، کارآفرین، مشاور مدیریت، استاد، نویسنده نیز تاثیر پذیرفته است. شماری از داستانها نیز مربوط به کارآفرینان، مخترعان، هنرمندان و دانشگاهیان در زمینه های مختلف است. البته در این راستا بخت و اقبال پیوسته با من یار بود. زیرا اغلب با افرادی کنجکاو و پرس وجوگر سروکار داشته ام که با به چالش کشیدن مفروضات، دید قالبی و الگوهای نادرست نهفته در ضمیرشان کارهای چشمگیری انجام داده و مشتاقانه مایل بوده اند ماجرای شکستها و موفقیت هایشان را با دیگران در میان گذارند.
بسیاری از افکار و آرمانهایی که در این کتاب می خوانید به طور دقیق با مطالبی که در مراکز رسمی آموزشی تدریس می شود در تضاد و تقابل است. زیرا اصولی که در مدارس و دانشگاهها به آنها اشاره می شود با اصولی که خارج از فضای آموزشی با آنها سروکار داریم تفاوت چشمگیری دارد. این دوگانگی عامل و مسبب همان تنش هایی است که افراد پس از فارغ التحصیلی و پیوستن به بازار کار با آن مواجه می شوند. حال این پرسش مطرح می شود که چگونه می توان بر روی این شکاف پل بست و با استفاده به آنچه در فضاهای آموزشی تعلیم داده می شود به جنگ مشکلات واقعی رفت و از این مصاف سربلند بیرون آمد. گرچه این کاری به غایت دشوار است اما با ابزار مناسب و نگرش صحیح شدنی است.
ذهن ناهشیار را می توان به کامپیوتری تشبیه کرد که بعضی از داده های آن نادرست است. و مطالعه ی این کتاب مجالی است شگفت تا گرایشهایی را که نسبت به زندگی دارید دقیق تر بنگرید و از شّر بسیاری از الگوهای معیوب گذشته که در ژرفای وجود تان ریشه دوانده رها شوید. آنگاه خواهیددید که روابطتان با مردم، ایده ها و اشیا معنایی یکسره متفاوت پیدا خواهدکرد. در مقام مربی نوآوری و کارآفرینی به تجربه دریافته ام که این افکارو آرمانها برای افرادی که در محیط های دینامیک و پویا کار می کنند ضرورتی اجتناب ناپذیر است. زیرا اوضاع و شرایط در چنین فضاهایی به سرعت تغییر کرده و افراد به ناچار باید بدانند چگونه فرصتها را شناسایی کرده، اولویتها را تغییر داده و اندیشه های نو و آرمانهای تازه را بیازمایند. به همین دلیل این نقطه نظرها برای افرادی که مایلند انسان کارآمدی باشند و از تمام توانایی های خود بهره ببرند گنجینه ای به راستی ارزنده است.
در تمام فصل های این کتاب ماجراهایی از افراد و موقعیتهای مختلف برایتان نقل می کنم، از تجربیات دانشجویان تازه فارغ التحصیل گرفته تا تجربیات افراد شاخص و نامدار در زمینه های مختلف. امیدوارم این ماجراها به سان چراغی فراراهتان در وادی ظلمات قرار گرفته و با پرتو روشن خود راه درست را نشانتان دهد. به هر حال هدف این کتاب آن است عینکی را در اختیارتان قرار دهد تا از پشت آن به مسایلی که هر روز دامنگیرتان می شود بنگرید؛ آن باورهای ژرف کانونی و مرکزی را که علت اصلی مشکلات شماست و نمی گذارد از زوایای مختلف به هر چیز بنگرید کشف کنید؛ استدلالهای معمول و متداول تان را زیر سوال ببرید و اصول و قواعد حاکم بر زندگیتان را از نو ارزیابی کنید. گرچه این مسیر همیشه نتیجه مشخصی ندارد. با وجود این مطالعه ی ماجراهای افرادی که به قلمروهای ناشناخته مشابهی گام نهادند، تنش مان را به هیجان و چالشهای پیش رویمان را به فرصت مبدل خواهدکرد. ضمناً برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دانشکده طراحی و انستیتو هاسوپلاتر دانشگاه استنفورد می توانید به وب سایت زیر مراجعه کنید:
http://dschool.stanford.edu
همچنین برای مشاهده هزاران تصویر درباره نوع آوری و کارآفرینی به وب سایت http://ecorner.stanford.edu مراجعه کرده و کلمه (Tournament) را جستجو کنید.

نظرات کاربران درباره کتاب ای کاش وقتی ٢٠ ساله بودم می‌دانستم

خیلی قیمت کتابا زیادن چون الکترونیکی اند باید خیلی پایین تر باشه قیمتشون ... همون قیمت نسخه کاغدی شو میزنید و بعد بهش تخفیف میدید لطفا رسیدگی کنید
در 4 ماه پیش توسط مهسا اسماعیلی
فقط قسمتی از مقدمه اینجا هست,ای کاش واسه نمونه تعداد صفحات بیشتری رو میذاشتین
در 4 ماه پیش توسط na2...6ir
لطفا مقدمه رو به عنوان نمونه نذارید. چون هیچ کمکی به شناخت کتاب نمیکنه.اگر مقدوره براتون از وسطای کتاب یا اصلا مقدمه به بعد رو به عنوان نمونه بذارید مرسی.
در 3 ماه پیش توسط abi...d32
نمونه شامل مقدمه بود و امکان آشنایی با کتاب، ممکن نیست
در 3 ماه پیش توسط hed....57
کاش به عنوان نمونه بخشی از کتاب رو می گذاشتین. مثلا از صفحه هفتاد تا هشتاد.فکر می کنم از روی مقدمه یا نظر افراد نشه خوب تصمیم گیری کرد.
در 4 ماه پیش توسط سوسن محمدی
این کتاب هر دانشجویی که دنبال ساختن زندگیشه باید بخونه این کتاب دقیقا برای امثال من نوشته شده که از یک سیستم آموزشی غلط که یا دکتر میشی یا میمیری وارد مسیر دکتر شدن می شند ولی میبینند اصلا برای این کار ساخته نشده اند تاثیر گذار ترین کتابی بود که تو دوسال اخیر خوندم و به همه توصیه می کنم بخونند
در 3 ماه پیش توسط ali hamzeh
بنظرم کتاب خیلی خوبیه. مثال های جالبی داره و مطالب را خیلی ساده بیان می کنه.
در 8 ماه پیش توسط طاهره یوردخانی
شروع کردم بخونم امیدوارم ارزش داشته باشه
در 6 ماه پیش توسط حسن صفری
علیرغم اینکه اسم جذابی برای کتاب انتخاب شده ولی بعد از خوندن کتاب دچار این احساس شدم که ناشرش گولم زد. متاسفم. اصلا خوشم نیومد. از بیست نمره دو میدم.
در 5 ماه پیش توسط had...i66
کتاب بسیار عالی و جذابی هست . مثال های متنوعی راجبه مباحثی که گفته میشه داره و بیان این مثال ها کاملا ملموس میکنه هر توصیه ای که در موردش توضیح میده . تنها مشکلی که از نظر من داره ، این هست که موضوع هر فصل رو خیلی ناشیانه انتخاب کرده . در واقع سر فصل هر بخش باید به گونه ای انتخاب بشه که با دیدنش ، بشه یه یادآوری مختصری از موضوع اون فصل رو به ذهن آورد. اما سرفصل های این کتاب اینجوری نیستن و خیلی جزئی به موضوع خاصی که در اون فصل اشاره شده ، برمیگرده.
در 6 ماه پیش توسط امین رستمی