فیدیبو نماینده قانونی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زندگانی امام ‌صادق جعفربن‌‌محمد (ع)

کتاب زندگانی امام ‌صادق جعفربن‌‌محمد (ع)

نسخه الکترونیک کتاب زندگانی امام ‌صادق جعفربن‌‌محمد (ع) به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زندگانی امام ‌صادق جعفربن‌‌محمد (ع)

امام صادق(ع) گذشته از منزلتی که نزد شیعیان دارد، در دیدۀ عامۀ مسلمانان نیز دارای مقامی والاست. بزرگان اهل سنت و جماعت از روزگار وی تا امروز او را به کرامت خُلق، دانش فراوان، بخشش بسیار و عبادت طولانی ستوده‌اند.

  • ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.01 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۹ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زندگانی امام ‌صادق جعفربن‌‌محمد (ع)

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



ادیب نامدار، نویسنده توانا و مورخ بزرگ، دکتر سیدجعفر شهیدی، یکی از مفاخر تاریخ علم و ادب اسلام و ایران است.
دکتر شهیدی آثار گرانبهایی در حوزه­ی تاریخ و سیره­ی معصومین(ع) از خود به یادگار نهاد که در جامعه مخاطبان ایرانی و غیر ایرانی خود فوق­العاده تاثیرگذار بوده است، به گونه­ای که بعضی از آثار او تا کنون دهها بار به چاپ رسیده­ است.
یکی از افتخارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، این است که دکتر شهیدی در زمان حیات خود، نشر بخش قابل توجهی از آثار خود را به دفتر نشر فرهنگ اسلامی سپرد و این مسئولیت افتخار­انگیز ما را بر آن داشته است که اینک مجموعه­ای از آثار ایشان را در یک بسته­ی فرهنگی به دوستداران اسلام و اهل بیت پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) تقدیم کنیم.
این آثار، در عین برخورداری از ژرفای علمی، با زبانی سلیس، به مطالب اصلی و غیر حاشیه­ای پرداخته و به همین دلیل با استقبال وسیع خوانندگان رو­به­رو شده است.
از درگاه خداوند بزرگ، علوّ درجات روح بلند مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی را درخواست می­کنیم و ضمن ارج نهادن به یاد و خاطره آن نویسنده­ی سترگ، از خدا می­خواهیم که ما را در راه نشر آثار چنین مردان نامداری موفق و سرافراز فرماید.

چنین باد
دفتر نشر فرهنگ اسلامی

۱

جعفربن محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب:، ششمین امام شیعیان و پنجمین امام از نسل امیرالمومنین(ع)، کنیه او عبدالله و لقب مشهورش «صادق» است. لقب های دیگری نیز دارد از آن جمله صابر، طاهر و فاضل. اما چون فقیهان و محدثان معاصر او که شیعه وی هم نبوده اند، حضرتش را به درستی حدیث و راستگویی در نقل روایت به این لقب ستوده اند، لقب صادق شهرت یافته است وگرنه امامی را که منصوب از طرف خدا و منصوص از جانب امامان پیش از اوست، راستگو گفتن آفتاب را به روشن وصف کردن است که:

مدح تعریف است و تخریق حجاب
فارغ است از شرح و تعریف آفتاب

مادح خورشید مداح خود است
که دو چشمم روشن و نامُرمد است(۲)

ابن حجر عسقلانی او را چنین وصف می کند: الهاشمی العلوی، ابوعبدالله المدنی الصادق(۳) و هم او می نویسد ابن حبّان گوید در فقه و علم و فضیلت از سادات اهل بیت بود.(۴)
ولادت او هفدهم ماه ربیع الاول سال هشتادوسوم از هجرت رسول خدا(ص) بوده است. ولی بعضی مورخان و تذکره نویسان ولادت حضرتش را در سال هشتادم هجرت نوشته اند(۵) و در ماه شوال سال صدوچهل وهشت هجری به دیدار پروردگار شتافت.(۶) مدت زندگانی او شصت وپنج سال بوده است.(۷)
ابن قتیبه می نویسد: جعفربن محمد، کنیه او ابوعبدالله است و جعفرّیه به او منسوب اند. به سال یکصدوچهل وشش در مدینه درگذشت.(۸)
از آغاز ولادت تا هنگام رحلت این امام بزرگوار، ده تن از امویان به نام های: عبدالملک پسر مروان، ولید پسر عبدالملک (ولید اول)، سلیمان پسر عبدالملک، عمر پسر عبدالعزیز، یزید پسر عبدالملک (یزید دوم)، هشام پسر عبدالملک، ولید پسر یزید (ولید دوم)، یزید پسر ولید (یزید سوم)، ابراهیم پسر ولید و مروان پسر محمد، و دو تن از عباسیان ابوالعباس، عبدالله پسر محمد معروف به سفّاح و ابوجعفر پسر محمد معروف به منصور بر حوزه اسلامی حکومت داشته اند. آغاز امامت امام صادق(ع) با حکومت هشام پسر عبدالملک و پایان آن، با دوازدهمین سال از حکومت ابوجعفر منصور (المنصور بالله) مشهور به دوانیقی مصادف بوده است. مدفن آن امام بزرگوار قبرستان بقیع است، آنجا که پدر و جد او به خاک سپرده شده اند.
نام مادر او فاطمه یا قریبه دختر قاسم بن محمدبن ابی بکر است و اُمّ فَروه کنیت داشته است. مادر امّ فروه اسماء دختر عبدالرحمان بن ابی بکر است. امام صادق(ع) درباره مادرش فرموده است: مادرم مومن، متقی و نیکوکار بود و خدا نیکوکاران را دوست می دارد.(۹)
کلینی به اسناد خود از عبدالاعلی آورده است: امّ فروه را دیدم متنکروار گرد کعبه طواف می کرد و حجرالاسود را به دست چپ سود. مردی از طواف کنندگان به او گفت: در سنت خطا کردی. امّ فروه پاسخ داد: ما از دانش تو بی نیازیم(۱۰) و از این پاسخ می توان آشنایی او را به مسائل فقهی دریافت.
چنان که مشهور است فرزندان آن حضرت ده تن بوده اند؛ هفت پسر به نام های اسماعیل، عبدالله، موسی، اسحاق، محمد، عباس و علی و سه دختر به نام های اُمّ فروه، اسماء و فاطمه.
اسماعیل پسر بزرگ تر آن امام است و پدر، وی را دوست می داشت. بعضی از شیعیان را گمان بود اسماعیل بعد از پدرش به امامت خواهد رسید. اما او در روزگار زندگانی پدر درگذشت و امام وی را در گورستان بقیع به خاک سپرد و بر مردن او سخت گریان شد. پیش از به خاک سپردن، روی او را گشود تا مردم ببینند اسماعیل مرده است،(۱۱) ولی پس از مرگ اسماعیل گروهی مردن او را باور نکردند و پس از امام صادق او را امام دانستند. اسماعیلیان یا هفت امامیان که صدها سال بعد به دو فرقه نزاریّه و مُستعلَویه تقسیم شدند، به دین اسماعیل منسوب هستند. هفت امامیان هم اکنون در کشورهایی از جمله ایران، پاکستان و هندوستان بسر می برند.
امام صادق(ع) سی ویک سال و به روایتی سی وچهار سال در کنار پدرش امام باقر(ع) بوده است. در سفری که امام باقر به خواست هشام پسر عبدالملک به شام رفت، همراه او بود. از او روایت شده است چون به دمشق رسیدیم، هشام سه روز ما را نپذیرفت و روز چهارم اجازه دیدار داد. چون به مجلس او درآمدیم، بر تخت نشسته بود و فرماندهان سپاه وی در دو صف ایستاده بودند. بزرگان خاندان او نیز حضور داشتند. پس پدرم را تکلیف تیراندازی کرد، او عذر خواست و سرانجام با اصرار هشام پذیرفت و نُه تیر پی یکدیگر افکند و هر تیر بر تیر نخستین خورد. هشام را خوش نیامد و مدتی ما را ایستاده نگاه داشت. پدرم خشمگین گشت و هشام چون خشم او را دید، وی را بر سر تخت برد و دست در گردن او افکند و بر دست راست خود نشاند. پس دست در گردن من درآورد و مرا بر دست راست پدرم جای داد.(۱۲)
چنان که اشارت شد امام صادق(ع) گذشته از منزلتی که نزد شیعیان دارد، در دیده عامه مسلمانان نیز دارای مقامی والاست. بزرگان اهل سنت و جماعت از روزگار وی تا امروز او را به کرامت خُلق، دانش فراوان، بخشش بسیار و عبادت طولانی ستوده اند.
صدوق به اسناد خود از فقیه مدینه، مالک پسر اَنس روایت می کند: بر جعفربن محمد(ع) درمی آمدم، برای من بالش می نهاد و مرا حرمت می داشت و می گفت: مالک تو را دوست می دارم، و من از گفته او خشنود می شدم و خدا را سپاس می گفتم. او همیشه در یکی از سه حالت بود: روزه دار، بر پا ایستاده به نماز، ذکرگوینده. او از بزرگان عابدان و زاهدانی بود که از خدا می ترسند. بسیارحدیث، خوش محضر و بسیارفایدت بود. سالی با او به حج رفتم. چون هنگام گفتن لبیک رسید، سخن در گلوی او برید و نزدیک بود از شتر بیفتد. گفتم: پسر رسول خدا می بایست لَبَّیک بگویی! گفت: پسر ابی عامر! چگونه جرئت کنم و بگویم لَبَّیک اللَّهُمَّ لبَّیک، در حالی که می ترسم خدایم بگوید نه لَبَّیک و نه سعدیک.(۱۳)
علی بن عیسی اربلی مولف کشف الغمه از محمدبن طلحه درباره او آورده است: شنیدن سخنانش موجب زهد دنیا می شد و اقتدای به او بهشت را در پی داشت. نور چهره اش گواهی می داد از سلاله نبوت است و پاکی کردارش آشکار می ساخت از ذریّه رسالت است. بزرگانی چون یحیی بن سعید انصاری، ابن جریح، مالک بن انس، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، ابوحنیفه، شعبه و ایوب سختیانی از علم او بهره گرفتند، و آن بهره گیری را برای خود مباهات شمردند و بدان شرف یافتند و فضیلت کسب کردند.
او از بزرگان اهل بیت و سادات آنان بود. علمی فراوان و عبادتی بسیار و اورادی پیوسته و زهدی آشکار داشت و بسیارتلاوت بود. معانی قرآن کریم را تتبع می کرد و گوهرهای آن را بیرون می آورد و از عجایب آن بهره می گرفت. اوقات خود را بر انواع طاعت ها قسمت کرده بود که در آن حساب نفس خویش می نمود. دیدن او آخرت را به یاد می آورد.(۱۴) ابن شهرآشوب از مالک بن انس روایت می کند: از جعفربن محمد در فضل و علم و پارسایی برتر ندیدم. یا روزه بود، یا نماز می خواند، یا ذکر می گفت. از بزرگان و اکابر زاهدان بود و از آنان که از پروردگار می ترسند. بسیارحدیث، نیکومحضر و پرفایدت بود. چون قال رسول الله می گفت رنگش دگرگون می گشت.(۱۵)
ابونعیم اصفهانی درباره او نوشته است: امام ناطق، زمامدار سابق، ابوعبدالله جعفربن محمد صادق بر عبادت و خضوع روی آورد و عزلت و خشوع را برگزید و از مهتری و ریاست دوری جست.(۱۶)
شهرستانی در ملل و نحل می نویسد: جعفربن محمد الصادق دارای علمی بسیار و ادبی کامل بود. زهد و پارسایی داشت. نه گرد مهتری گردید و نه بر سر خلافت با کسی به جنگ برخاست. آن که در دریای معرفت شنا کند، در شط نمی افتد و آن که به اوج حقیقت رسد، از فرود آمدن نمی ترسد.(۱۷)
ابن خلکان درباره حضرتش نوشته است: از سادات اهل بیت بود و به خاطر راستی در گفتار به صادق ملقب گشت. فضل او مشهورتر از آن است که گفته اند.(۱۸)
و عطار از عارفان بزرگ سده هفتم درباره حضرتش چنین نوشته است: آن سلطان مصطفوی، آن برهان حجت نبوی، آن صدیق، آن عالم تحقیق، آن میوه دل اولیا، آن جگرگوشه انبیا، آن ناقد علی، آن وارث نبی، آن عارف عاشق، جعفرالصادق رضی الله عنه، گفته بودیم که اگر ذکر انبیا و صحابه و اهل بیت کنیم کتابی جداگانه باید ساخت. این کتاب شرح اولیاست که بعد از ایشان بوده اند، اما به سبب تبرک به صادق ابتدا کنیم.
و چون از اهل بیت بیشتر سخن طریقت، او گفته است و روایت از او پیش آمد، کلمه ای چند از آن حضرت بیاورم که ایشان همه یکی اند. چون ذکر او کرده اند، ذکر همه بُوَد. نبینی که قوم مذهب او دارند، مذهب دوازده امام دارند. یعنی یکی دوازده است و دوازده یکی. اگر تنها صفت او گویم به زبان، عبارت من راست نیاید که در جمله علوم و اشارات و عبادات بی تکلف به کمال بود. و قدوه جمله مشایخ بود و اعتماد همه بر او بود. و مقتدای مطلق بود. و همه الهیان را شیخ بود، و همه محمدیان را امام بود. هم اهل ذوق را پیشرو بود و هم اهل عشق را پیشوا. هم عبّاد را مقدم بود و هم زهاد را مکرم. هم در تصنیف اسرار حقایق خطیر بود، هم در لطایف اسرار تنزیل و تفسیر بی نظیر.(۱۹)
عمروبن ابی مقدام گفته است: هرگاه جعفربن محمد را می دیدم، می دانستم او سلاله پیمبران است(۲۰) و ابوجعفر منصور او را از کسانی دانسته است که از خدا به آنان الهام می شود (مُحَدَّث).(۲۱) و خاقانی شروانی در منشآت نوشته است: جعفر صادق عالم مطلق بود.(۲۲)
این چند گواهی را که اندکی از بسیار است، برای آن نوشتم تا آنان که تتبعی چنان که باید در سیره معصومان ندارند و شرح زندگانی امامان شیعه را جز از گویندگان شیعی نشنیده و یا جز در ماخذهای غیرشیعی نخوانده اند، بدانند که قدر و منزلت این امام تنها در دیده شیعیانش بزرگ نیست، هر که علمی و بصیرتی داشته برابر او فروتن بوده و بزرگش می داشته.
و زید عموی او درباره وی گفته است: در هر زمان مردی از ما اهل بیت است که خدا بدو بر خلق خود احتجاج می کند و حجّت زمان ما برادرزاده ام جعفر است؛ آن که او را پیروی کند گمراه نگردد و آن که مخالف وی بود هدایت نشود.(۲۳)

نظرات کاربران درباره کتاب زندگانی امام ‌صادق جعفربن‌‌محمد (ع)