
خانهباغ کرج - اتاق آراز
مردْ عفریت ترس بود که میدوید. صورت لخت وحشت بود که خاکریزهای تله را بالاوپایین میرفت و دنبال پناهگاه زوزه میکشید. دهان خشکش باز مانده بود. بالای هر تپه که میرسید، خورشید خنجری در چشمش فرومیکرد. نعرهاش آسمان را میشکافت و شکل تازهای از ترس میگرفت. ترس جانش را میربود و دوباره پس میداد. قرار نبود به این راحتیها بمیرد. راه بالاآمده را با پای برهنه در سراشیبی سُر میخورد و خودش را پرت میکرد تا تپهٔ بعدی را زودتر بالا برود.
هر روز، برای دیدن این فیلم، کرختیِ تنش را تکان میداد و پشت میز مینشست و هر روز از اسم عجیبی که روی پوشه بود با دلخوری عبور میکرد. یقین داشت ترکیب مهتاب و الیاس شده مَه - اِل!
بارها صحنههای فیلم را عقبوجلو کرده بود. دنبال چه؟ دقیقاً نمیدانست! دلش میخواست صورت مرد را واضحتر ببیند. اصلاً میخواست صورتش را کنار بزند و بیشتر ببیند. چشمهایی که از حدقه بیرون زده بود و سلولهایی که دست دراز میکرد که زمین و زمان را برای فرار و نجات و زنده ماندن بشکافد. زنده ماندن چه عبارت غریبی بود وقتی کسی آنطور به مرگ نزدیک میشد!
دوباره به اول فیلم برگشت. صحنه از ورود مرد به خانه شروع میشد. معلوم نبود چقدر مانده. فیلم را بریده بودند. بیرون که میآمد هولوهراسی نداشت. با خیال راحت سیم رادیو را دورش پیچید و گذاشت توی کیسهٔ درازی که ظاهراً چیزهای دیگری هم در آن ریخته بود. مردِ چهلوچندسالهٔ نسبتاً کوتاهی بود که شکم بزرگی داشت. اولِ گیرافتادنش در فیلم نبود. بعد از بیرون آمدن از خانه، فیلم قطع میشد و دوباره از جایی شروع میشد که مرد، با خستگی، فرازوفرود تپههای دستساز را با آن شیب تند میدود و نای فرار کردن ندارد. لباس سفید بلندش خاکی و خیس عرق بود و مثل خرگوش وحشتزده دنبال سوراخی برای فرار میگشت.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 867.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 236 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مریم مطهریراد |
| ناشر | نشر معارف |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۰۴ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| قیمت چاپی | 230,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |