
صحنه: خانهی اخترمقوا.
آقامردکجان، تنها و بهخودپیچان، با سرعت بهسمت در مستراح میرود. اختر درون مستراح جیغ بلندی میکشد.
مردک: چرا درنمیآی خانممقواجان؟
صدای اختر: (جیغ میکشد.) افتادم!... زرده بگیر، اومدم!
مردک: گرفتیم، افاقه نکرد، الانه که تِلِنگمان دربره!
صدای اختر: هولم نکن مردک! اصلاً بگو ببینم، هرکیباشخان چه خبرشه امشب؟ مگه قرار نبود امشبم جای هر شبی بخوابید، واسه چی اومدید اینجا؟
مردک: کجا؟ آنجایی که شما هستی یا اینجایی که من ایستادم؟
صدای اختر: منو باش دارم از کی چی میپرسم! تو که عقل درستوحسابی نداری! نوکر باس هوشوحواس بده، از تموم جیکوبیک آقاش سر دربیاره. (اختر با چوبدست بزرگ و دستهکلیدی که به کمر دارد از مستراح بیرون میآید و در را قفل میکند.) راستی امشبی چقذه گیر هرکیباشخانِ خره اومد؟ سهم ما رو که هنوز نداده، گاسم میخواد بیاد و سهم ما رو بده!
مردک: (با دیدن اختر، صندلی را جابهجا میکند.) ماشاالله رنگوروتان باز شد خانممقواجان!
اختر: پس دورهی چِلچلیمو ندیدی، وا! تو چرا اینقذه میپیچی به خودت؟ مگه کَنه به جونت تپیده؟
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 342.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 116 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | حسین کیانی |
| ناشر | نشر قطره |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 290,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |