
کتاب جمهوری تابناک نوشتهی آندرس باربا، رمانی کوتاه، تیره و تأملبرانگیز دربارهی کودکی، خشونت و مرز ناپایدار میان تمدن و توحش است. داستان با ورود سیودو کودک ناشناس به شهری گرمسیری آغاز میشود؛ کودکانی که حضورشان تصور ساکنان شهر از معصومیت، نظم و امنیت را به چالش میکشد. این اثر با ترجمهی سحر قدیمی از سوی نشر چشمه منتشر شده است. رمان در سال ۲۰۱۷ برندهی جایزهی ادبی هرالد شد و آندرس باربا آن را با الهام از جهان داستانی جوزف کنراد و مستند «کودکان ایستگاه لنینگرادسکی» نوشته است.
داستان در سنکریستوبال میگذرد؛ شهری خیالی در منطقهای گرمسیری که میان رودخانه و جنگل محصور شده است. راوی مردی است که بیست سال پس از حادثهای هولناک، تصمیم گرفته آنچه را در شهر رخ داده بازسازی کند. او زمانی بهعنوان کارمند بخش خدمات اجتماعی به سنکریستوبال آمده بود و حالا با کنار هم گذاشتن خاطرات، گزارشها، شواهد و شایعات، از دورهای مینویسد که حضور گروهی از کودکان ناشناس نظم شهر را بر هم زد.
این سیودو کودک، گرسنه، کثیف و بیسرپرستاند. هیچکس نمیداند از کجا آمدهاند، شبها کجا میخوابند یا چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. آنها زبانی مخصوص به خود دارند و بیرون از قواعد شناختهشدهی بزرگسالان زندگی میکنند. ابتدا حضورشان برای مردم شهر چیزی میان یک مسئلهی اجتماعی و منظرهای غریب است؛ اما با افزایش دزدیها و درگیریها، کنجکاوی جای خود را به ترس میدهد. حملهی کودکان به یک فروشگاه و زخمیشدن دو بزرگسال، آنها را در نگاه شهروندان به تهدیدی عمومی تبدیل میکند.
نهادهای شهری میکوشند با روشهای معمول—از خدمات اجتماعی و اقدامات انتظامی گرفته تا بازنمایی رسانهای—این وضعیت را کنترل کنند؛ اما هر تلاش، فاصلهی میان کودکان و بزرگسالان را بیشتر میکند. کودکان به جنگل و شبکهای از مجراهای زیرزمینی پناه میبرند و نوعی جامعهی مستقل برای خود میسازند. در همان حال، شهر نیز روایت دلخواهش را دربارهی آنان شکل میدهد؛ روایتی که در آن واقعیت، شایعه و وحشت عمومی بهتدریج از یکدیگر تشخیصناپذیر میشوند.
راوی فقط یک مشاهدهگر بیرونی نیست. موقعیت شغلی و خانوادگی او، بهویژه رابطهاش با دختر همسرش، ماجرای کودکان را به بخشی از زندگی شخصیاش تبدیل میکند. به همین دلیل، گزارش ظاهراً خونسرد او گاه به اعترافی دربارهی مسئولیت، فقدان و حافظه نزدیک میشود. خواننده از همان ابتدا میداند که ماجرا به فاجعه ختم شده است؛ تعلیق اصلی کتاب نه در دانستن نتیجه، بلکه در فهمیدن مسیری است که یک شهر را به سوی آن نتیجه سوق داده است.
رمان بهجای ارائهی پاسخ قطعی، پرسشهایی ناراحتکننده پیش میکشد: آیا کودکی بهخودیخود با معصومیت همراه است؟ جامعه از چه لحظهای یک گروه را از دایرهی انسانهای نیازمند حمایت خارج و به دشمن تبدیل میکند؟ آیا خشونت فقط متعلق به کودکان است یا واکنش بزرگسالان نیز شکل دیگری از همان خشونت را بازتولید میکند؟ آندرس باربا این پرسشها را در قالب روایتی میان گزارش اجتماعی، داستان معمایی و افسانهای تاریک پیش میبرد.
آندرس باربا نویسنده، جستارنویس، شاعر و مترجم اسپانیایی است که در سال ۱۹۷۵ در مادرید به دنیا آمد. او از نخستین آثارش توجه منتقدان ادبی را جلب کرد و با رمان «خواهر کاتیا» به مرحلهی نهایی جایزهی هرالد رسید. اقتباسی سینمایی نیز از این رمان ساخته شد. مجلهی گرنتا بعدها باربا را در میان نویسندگان جوان شاخص اسپانیاییزبان معرفی کرد و آثارش به بیش از بیست زبان ترجمه شدند.
کودکی و جهان ذهنی کودکان از موضوعات تکرارشوندهی آثار بارباست، اما او این جهان را فضایی ساده، پاک و جدا از تاریکیهای زندگی بزرگسالان نشان نمیدهد. در داستانهایش، کودکان میتوانند هم آسیبپذیر باشند و هم بیرحم؛ هم قربانی قواعد بزرگسالان شوند و هم نظمی ناشناخته و تهدیدکننده بسازند. همین نگاه دوگانه در آثاری مانند «دستهای کوچک» نیز دیده میشود و در جمهوری تابناک به مقیاسی اجتماعی میرسد.
باربا علاوه بر داستاننویسی، مترجم آثاری از نویسندگانی چون هرمان ملویل، هنری جیمز، جوزف کنراد و توماس دیکوئینسی بوده است. او گفته است یکی از سرچشمههای شکلگیری جمهوری تابناک، کار بر داستانهای جوزف کنراد و علاقهاش به مرز مبهم تمدن و توحش بوده است. منبع دیگر، مستندی دربارهی کودکانی بیخانمان بود که در ایستگاههای قطار مسکو زندگی میکردند و سازمان اجتماعی خودشان را ساخته بودند. این دو زمینه در رمان به روایتی تبدیل شدهاند که هم واقعگرایانه به نظر میرسد و هم کیفیتی تمثیلی دارد.
جمهوری تابناک در سال ۲۰۱۷ از میان ۶۲۶ اثر ارسالی، برندهی سیوپنجمین دورهی جایزهی رمان هرالد شد. این اثر بعدتر به مرحلهی نهایی جایزهی گرگور فون رتزوری نیز راه یافت. موفقیت کتاب بیش از هر چیز به توانایی باربا در پیوند دادن روایتی پرتعلیق با پرسشهای اخلاقی و اجتماعی مربوط است؛ بیآنکه داستان به رسالهای نظری یا پاسخی از پیش تعیینشده تبدیل شود.
ویژگی مهم رمان، زاویهی روایی آن است. حادثه از فاصلهی بیستساله و با لحنی شبیه گزارش رسمی بازگو میشود. راوی میکوشد دقیق و منطقی باشد، اما هرچه روایت جلوتر میرود، روشنتر میشود که حافظهی شخصی، احساس گناه و روایت جمعی شهر بر گزارش او سایه انداختهاند. این فاصله میان لحن کنترلشده و مضمون هولناک داستان، اضطرابی تدریجی ایجاد میکند که به شوکها و غافلگیریهای سطحی وابسته نیست.
کتاب همچنین تصویری پیچیده از ترس جمعی میسازد. کودکان فقط به دلیل رفتارشان ترسناک نیستند؛ بخشی از وحشت از ناتوانی بزرگسالان در شناخت و طبقهبندی آنها سرچشمه میگیرد. زبان نامفهوم، محل زندگی ناشناخته و مقاومتشان در برابر نهادهای رسمی سبب میشود شهروندان بهجای دیدن انسانهایی واقعی، تصویری هیولایی از آنان بسازند. به این ترتیب، جمهوری تابناک دربارهی فرایندی است که در آن جامعه برای دفاع از نظم خود، دیگری را ابتدا ناشناخته، سپس خطرناک و سرانجام حذفشدنی تعریف میکند.
ایجاز رمان نیز یکی از نقاط قوت آن است. باربا بدون انباشتن داستان از خردهروایتهای غیرضروری، فضایی شرجی، بسته و ناآرام میسازد. جنگل، رودخانه و مجراهای زیرزمینی فقط مکان وقوع حوادث نیستند؛ آنها مرزهای جهانی را نشان میدهند که بزرگسالان توان ورود و فهم کاملش را ندارند. نتیجه، داستانی است که میتوان آن را هم رمانی روانشناختی و اجتماعی خواند و هم تمثیلی دربارهی قدرت، هراس عمومی و شکنندگی مفهوم تمدن.
این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای کوتاه روانشناختی، ادبیات وهمآلود و داستانهایی مناسب است که از یک موقعیت غیرعادی برای طرح پرسشهای اخلاقی و اجتماعی استفاده میکنند. خوانندگان آثاری دربارهی فروپاشی نظم، شکلگیری خشونت جمعی، مرز تمدن و توحش و رابطهی کودکان با جهان بزرگسالان نیز احتمالاً با فضای کتاب ارتباط برقرار خواهند کرد.
اگر از رمانهایی مانند «سالار مگسها» لذت بردهاید یا به داستانهایی علاقه دارید که پاسخ نهایی را در اختیار خواننده نمیگذارند و او را با ابهامهای اخلاقی مواجه میکنند، جمهوری تابناک انتخاب مناسبی است. بااینحال، فضای سنگین، خشونت و تصویر غیررمانتیک کتاب از کودکی ممکن است برای خوانندگانی که به دنبال روایتی آرام یا امیدبخشاند، مناسب نباشد.
هنگامی که کسی از من دربارهی سی و دو کودکی میپرسد که جانشان را در سال کریستوبال از دست دادند، پاسخم با در نظر گرفتن سن و سال فرد پرسشگر متفاوت است. اگر همسن باشیم میگویم درک این موضوع صرفا از کنار هم قرار دادن چیزهایی حاصل میشود که قبلا از هم گسیخته به نظر میرسید.
سالار مگسها — ویلیام گلدینگ — نشر آموت
کوری — ژوزه ساراماگو — نشر مرکز
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 862.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 152 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آندرس باربا |
| مترجم | سحر قدیمی |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | A luminous republic |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۰۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 280,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |