
- پروفسور... پروفسور...
پروفسور، کامل در کتابهایی که دورش چیده شده غوطهور بود و صدای پاتو را نمیشنید. پاتو که حالا با روشن نشدن سنسورها کمی جرأت پیدا کرده بود، دستهای کتاب برداشت و وانمود کرد که در حال چیدن آنها در نزدیکترین قفسه به پروفسور است و صدایش را کمی بالاتر برد تا حرفش را برساند اما فایدهای نداشت.
پروفسور حتی نیمنگاهی هم به او نمیکرد، شاید هم صدای پاتو را میشنید اما دوست نداشت بشنود!
پاتو سرانجام از صدا زدن پشیمان شد و یکی از کتابها را روی سر پروفسور رها کرد.
- هی پاتو! چکار میکنی؟ حواست رو جمع کن!
پاتو که از شنیدن صدای پروفسور خوشحال به نظر میرسید در حالی که خم شده بود تا کتاب را از روی زمین بردارد انگار دارد عذرخواهی میکند سریع گفت:
- پروفسور نمیخواید کاری بکنید؟
پروفسور دوباره سرگرم مطالعهاش شد و پاتو که دید او نمیخواهد واکنشی نشان دهد آهسته گفت:
- من دیگه نمیتونم این وضع رو تحمل کنم. باید زودتر یک کاری بکنیم...
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 304.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 40 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | حمیدرضا رضوانیاول |
| ناشر | آرسس |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۰۲ |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |