
کتاب صوتی مردان هنگام پیری میگریند نوشته ژان لوک سگل، رمانی اثرگذار و عمیق است که با صدای مهیار ستاری توسط نشر آوانامه منتشر شده است. این رمان برنده جایزه اکتاو میربو 2013 شد و نمایی واقعی از زندگی یک خانواده روستایی فرانسوی در سالهای دهه 1960 روایت میکند. داستان در دل دهکدهای آرام اتفاق میافتد و مضامینی همچون جنگ، خاطره، پیری، هویت، روابط خانوادگی و تضاد میان سنت و مدرنیته بیان شدهاند.
داستان با ترجمه بهمن یغمایی و ستاره یغمایی با دیدی روشن به احساسات سرکوبشده مردان نسل گذشته میپردازد و به این موضوع اشاره دارد که پنهانکردن دردها تا زمانیکه بالاخره اشک و احساسات انکارشده راه خود را پیدا کنند، چه اثری بر انسان دارد.
زندگی خانوادهای ساده در روستایی آرام در فرانسه دهه شصت میلادی، در ظاهر هیچ تفاوتی با هزاران خانواده دیگر ندارد؛ پدری زحمتکش، مادری امیدوار به آیندهای بهتر و فرزندانی که هر کدام مسیر خودشان را میجویند؛ اما درست در همین آرامش روزمره، اتفاقی کوچک همهچیز را به هم میریزد و آن، ورود یک تلویزیون به خانه است. تصویری کوتاه از جنگ الجزایر، کافی است تا گذشتهای فراموششده دوباره زنده شود و زخمی قدیمی سر باز کند.
آلبرت، پدر خانواده، مردی است که سالها احساساتش را در خود نگه داشته است. او جنگ را تجربه کرد، اسارت کشید و یاد گرفت که درد را پنهان کند. حالا پسر بزرگش در جنگی دیگر میجنگد؛ جنگی که آلبرت نه آن را میفهمد و نه میتواند با آن کنار بیاید. ترس، خشم و ناتوانی از حرفزدن درباره احساسات، او را آرامآرام از درون میشکند. او مردی است که همیشه قوی بوده است؛ اما هیچوقت اجازه نداده است کسی ضعفاش را ببیند.
در مقابل او، همسرش سوزان ایستاده است؛ زنی که دلش میخواهد زندگی جلو برود، خانه مدرن شود و گذشته پشت سر گذاشته شود. او باور دارد که باید امید داشت، حتی اگر جهان پر از ناامنی باشد؛ اما میان این دو نگاه، فاصلهای عمیق شکل میگیرد؛ فاصلهای که از ناتوانی در گفتوگو و فهم یکدیگر میآید، نه از بیعلاقگی.
پسر کوچک خانواده، ژیل، با دنیای کتابها و خیال زندگی میکند. او هنوز زخمی از جنگ ندارد؛ اما اضطراب و ترس را از سکوت پدر و نگرانی مادرش حس میکند. ژیل شاهد فروپاشی آرام خانوادهای است که دوستش دارد و تلاش میکند با خواندن و فکرکردن، برای این دنیای پیچیده معنایی پیدا کند.
این داستان، روایت جنگ نیست؛ روایت تاثیر جنگ بر دلهاست. نشان میدهد چگونه سالها سکوت، مردان را فرسوده میکند و چگونه اشکهایی که هرگز ریخته نشدهاند، در پیری راه خود را پیدا میکنند. این کتاب از نشر آوانامه، قصه انسانهایی است که عشق میورزند، میترسند، حرف نمیزنند و در نهایت میفهمند که گاهی گریه، آخرین راه نجات است.
ژان لوک سگل، یکی از چهرههای مهم ادبیات معاصر فرانسه بود. او نویسنده، نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و خالق آثاری با دید انسانی و دقیق به روح آدم است. او در ابتدا بهعنوان نمایشنامهنویس در دهه 1980 فعالیت میکرد و نمایشهای او توجههای زیادی را به خود جلب کردند. او سپس وارد دنیای فیلم و تلویزیون شد و در سال 2001، اولین رمان خود را منتشر کرد.
آثار او معمولا به روایت از زندگی انسانهای عادی، آسیبهای پنهان در تجربههای مردم، دردهای اجتماعی و تنشهای درونی انسانها میپردازند. شناختهشده اثر او، کتاب مردان هنگام پیری میگریند است که جوایز متعددی در سال 2012 کسب کرد. بعد از این موفقیت، او آثار دیگری نیز منتشر کرد که باز هم مورد توجه قرار گرفتند، از جمله کتاب در تاریکی برایت مینویسم.
این کتاب با ترجمه بهمن یغمایی و ستاره یغمایی، روایتی واقعی و تاثیرگذار از جنگ و اثر آن بر زندگی مردم عادی است و این موضوع باعث میشود این پدیده را در دل یک زندگی معمولی بشنوید و لمس کنید. داستان با لحنی دقیق به روابط میان پدر و فرزند، زن و شوهر و کودک و میانسال پرداخته است و مخاطب را به تامل عمیق در این نقشهای خانوادگی و اجتماعی دعوت میکند.
کتاب بهصورت ظریف به دنیای درونی شخصیتها پرداخته است و سوالاتی همچون اینکه انسان چگونه با گذشته خود روبهرو میشود را مطرح میکند. علاوهبراین، نسخه صوتی این کتاب با اجرای حرفهای مهیار ستاری، جزئیات و احساسات را بهگونهای ملموس به تصویر میکشد.
این کتاب برای هر علاقهمند به داستان و روایت مناسب است؛ اما بهطور ویژه به این افراد پیشنهاد میشود:
· علاقهمندان به داستانهای خانوادگی، تاریخی و روانشناختی؛
· علاقهمندان به مطالعه داستانهایی درباره تاثیر جنگ بر زندگی مردم عادی؛
· مخاطبان علاقهمند به ادبیات فرانسه؛
· علاقهمندان به کتابهای صوتی با اجرای قوی.
در ادامه میتوانید بخشی از متن این کتاب را مطالعه و بررسی کنید تا درباره تهیه آن بتوانید با قطعیت تصمیم بگیرید:
در جنگ جهانی دوم، سربازی نامهای با این متن برای فرماندهاش نوشت:
جناب فرمانده! اسلحهام را زیر خاک پنهان کردم. دیگر نمیخواهم بجنگم. این تصمیم بهخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست، راستش را بخواهید بعد از اینکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیبهایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود: «پدر از روزی که تنهایم گذاشتی، هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام. پدر بهخدا اگر این بار برگردی، تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدم دوباره برگردی.» من این کودک را در انتظار بیهودهای گذاشتم. او تا چند غروی دیگر، چشمانتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که آغوشی را از مهر پدر بیبهره میکند.
اگر شنیدن کتاب مردان هنگام پیری میگریند برای شما لذتبخش بود، این کتابها را نیز از دست ندهید:
· کتاب بادبادکباز از نشر نیلوفر
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 339.۹۳ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۶:۰۲:۳۵ |
| نویسنده | ژان لوک سگل |
| مترجم | بهمن یغمائی |
| مترجم دوم | ستاره یغمائی |
| گوینده | مهیار ستاری |
| ناشر | آوانامه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۸/۰۶ |
| قیمت ارزی | 9 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |