هرچند نظامی که ولایت فقیه در رأس آن است، «جمهوری اسلامی»است، اما شاید یک صدم دغدغه، همت و تالاشی که برای تبیین ولایت وجود دارد، برای تبیین جمهوریت نظام و تعاریف، ابعاد و ظرفیت های آن وجود نداشته باشد، ولی چرا جمهوریت نظام به معنای رجوع منظم و مداوم به آرای مردم در ادارۀ جامعه، چندان جایگاهی در مباحث نظری و گفتمانی ما پیدا نمیکند؟ به نظر می رسد چند علت، نیروهای حزب اللهی را از ورود به نظریه پردازی دربارۀ جمهوریت نظام بازمی دارد که عبارتند از
۱.قرائت غلط از تئوری ولایت فقیه
۲.بزرگ ِ نمایی اشکالات سازوکارهای جمهوریتی
۳.جنــگ روانــی دروغیــن «روشــنفکران همیشــه اقلیــت» در دفــاع از اکثریــت!