Loading

چند لحظه ...
خورشید عمارت

خورشید عمارت

نسخه الکترونیک خورشید عمارت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره خورشید عمارت

– هاجر… هاااجر کجایی درد گرفته؟ پاشو بیا ظرف‌ها رو ببر سر چشمه بشور. مادرم غر می‌زد و من لپ‌هایم را می‌کشیدم تا جلوی ننه‌ی جلیل سرخ‌تر به نظر بیایند. من یک دختر روستایی ساده از خانواده‌ای پرجمعیت بودم. پدرم رعیت بود و مادرم تا جایی که می‌توانست زاییده بود. آن‌قدر زیاد بودیم که پدرم گاهی اوقات اسامی ما را فراموش می‌کرد. مردم می‌گفتند در بین خواهرانم از همه زیباترم، اما چه فایده؟ خوشگلی که نان و آب نمی‌شد، چون بیشتر شب‌ها گرسنه سر بر بالین می‌گذاشتیم. من عاشق جلیل، پسر شرور روستا شده بودم؛ اصلاً همین شر بودنش دلم را ربوده بود. همه پشت سرش حرف می‌زدند، اما زیباترین پسر روستا بود؛ چشمانش از جنگل سبزتر بودند و یکی دو بار پنهانی مرا بوسیده و دلم فرو ریخته بود. – هاجر ورپریده خورشید اومد وسط آسمون بدو دیگه! دیگر بی‌خیال شدم؛ مجمع مسی و ظرف‌ها را برداشتم و با خواهرم راهی چشمه شدیم. زنانی که متأهل بودند بیشتر با مادرشوهر یا خواهر‌شوهرشان و مجردها با خواهر یا دوستشان می‌آمدند و به نوبت ظرف یا لباس می‌شستند. ما یک جین بچه بودیم؛ ده تا دختر، دو تا پسر. در واقع مادرم آن‌قدر زاییده بود تا بالاخره با نذر و دعا دو بچه‌ی آخر پسر شدند. چهار تا از خواهرهایم در همان روستای خودمان ازدواج کرده و یکی از یکی بدبخت‌تر بودند.

ادامه...

مشخصات خورشید عمارت

نظرات کاربران درباره خورشید عمارت

باشد که ادامه پیدا کند
در ۶ روز پیش توسط rez...olo ( | )
خیلی رمان قشنگی هست امیدوارم ازاین نویسنده کتابهای بیشتری شاهد چاپش باشیم ممنون که. از نویسندگان جوان پشتیبانی میکنید
در ۱ هفته پیش توسط 935...117 ( | )
فوق العاده خواندنی
در ۲ هفته پیش توسط 936...098 ( | )