فیدیبو نماینده قانونی نشر نون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب زنی در کابین ۱۰

کتاب زنی در کابین ۱۰

نسخه الکترونیک کتاب زنی در کابین ۱۰ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب زنی در کابین ۱۰

پرفروش‌ترین کتاب «نیویورک تایمز» و «یو.اس.ای.تودی» برگزیده لیست تابستانه آمازون پیشنهاد شده توسط اوپرا وینفری این کتاب که یادآور آثار آگاتا کریستی است، سفر تفریحی یک خبرنگار زن به نام لو بلک لاک را روایت می‌کند. او قرار است با یک کشتی لوکس سفر تفریحی یک هفته‌ای داشته باشد، اما این کشتی تنها چند کابین دارد که هر کدام آبستن حوادثی بسیار شگفت‌انگیز و گاه غیرقابل باور است... در قسمتی از کتاب میخوانییم: سر جایم خشکم زده بود و بدن گرم دلایلا که نفس‌نفس می‌زد را در بغل گرفته بودم و سعی می‌کردم بشنوم. هیچ. و بعد یکهو خیالم راحت شد. حتماً دِلایلا زیر تختم قایم شده بود و وقتی به خانه آمدم در اتاق را به رویش بسته بودم. یادم نمی‌آمد که در را بسته باشم، اما ممکن بود وقتی به خانه آمده بودم ناخودآگاه این کار را کرده باشم. راستش چیز زیادی از ایستگاه مترو به بعد یادم نمی‌آمد. در راه خانه که بودم سردردم شروع شده بود و حالا که از وحشتم کم می‌شد، احساس می‌کردم از پایین جمجمه‌ام از سر گرفته می‌شود. واقعاً نباید وسط هفته نوشیدنی می‌خوردم. وقتی بیست سالم بود این کار ایرادی نداشت، اما دیگر مثل قبل نمی‌توانستم از پس خماری بربیایم. دلایلا در بغلم ناراحت بود، تکان می‌خورد و پنجه‌هایش را در بازوهایم فرو می‌کرد، رهایش کردم و رُبدوشامبرم را پوشیدم و کمربندش را به دور خودم محکم کردم. بعد او را برداشتم تا به درون آشپزخانه پرتابش کنم. اما وقتی در اتاق را باز کردم، مردی آنجا ایستاده بود. تلاش برای به یاد آوردن ظاهرش بی‌فایده بود، زیرا حدود بیست‌وپنج بار با پلیس درباره‌اش صحبت کردم و نتیجه‌ای نداشت. مدام می‌پرسیدند: «حتی یه خرده از پوست مچ دستش رو هم ندیدی؟» نه، نه و نه. سوئیشرت گشادی پوشیده بود و دستمالی دور بینی و دهانش بسته بود و همه‌چیز در سایه قرار داشت. به‌جز دستانش. دستکش لاستیکی پوشیده بود. همین بود که به‌شدت مرا ترساند. دستکش‌ها داد می‌زدند: «کارم رو بلدم.»، یعنی «آماده اومده‌ م.»، یعنی «دنبال چیزی به‌جز پولتم.» لحظه‌ای طولانی همان‌طور روبه‌روی هم ایستادیم درحالی‌که چشم‌های براقش در چشم‌هایم قفل شده بود.

ادامه...
  • ناشر نشر نون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.1 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۵۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب زنی در کابین ۱۰

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



نظرات کاربران درباره کتاب زنی در کابین ۱۰

ببخشیدم.می‌خوام این‌جا کمی غر بزنم چون فکر میکنم احتمال خوانده شدنش بیشتر از هرجای دیگه‌ست. به راستی که هیچ گروهی صرفاً با کتاب خواندن فرهنگی و فرهیخته نشده. تا مادامی که کتاب‌ را فقط برای خواندن می‌خوانیم ، نه درک و هضم کردن، این عمل تفاوتِ عمده ‌ای با وقت کُشی و بیهوده سیرکردن در اینستاگرام و تلگرام و امثالهم نخواهد داشت، بلکه آفتِ پنداشتِ دانایی از نادانی آسیب زننده‌تر است. کتابها و کتابخانه‌ شخصی مایه تفاخر نیستند، ابزارِ آرام کردن وجدانِ آدمی نیستند که افتخار کنیم وقت کشی نکرده‌ایم!(خب برای عده‌ای مثل من هیچ کاری نکردن عذاب وجدان میاره). اگر جلوه مطالعات در خواننده مشهود نباشد چه فایده از خواندن؟ مثال: مناقشاتِ قسمت نظرات! خب هرکس هر نظری داره بگه، حتی خلافِ نظرِ شما و خلافِ منطقِ بخشِ نظرات. خفقان و اختناق که نیست. به نقل از ولتر : « از آنچه می‌گویی متنفرم اما تا پای جان از حق آزادیِ کلامِ تو دفاع خواهم کرد» (به‌به! نور به قبرت بباره!) واقعا خواندن یا ندید گرفتنِ این پیامها چقدر سخت یا وقت گیره؟ چرا انقدر به‌هم می‌پریم و حوصله همدیگه رو نداریم؟ یا مثلاً گاهی جواب سوالِ مستقیم همدیگه رو تو پست‌ها نمی‌دیم، چرا؟ باورش سخته برام کسی مستقیما و حضوری از شما چیزی بپرسه و شما بی اعتنا از کنارش بگذرید ،چون در شأن شما نیست اما اینجا این اتفاق می‌افته. خب چه فرقِ اینجا با رودررو؟ مکان مجاز هست اون آدم که واقعیه! ... غر زدنم تمام. (احتمالا تاثیر نداره ولی ضعف شخصیتم گفت اظهارِ فضل کنم!) و در آخر : اگر جواهری حتی تو دهن یه موجودِ کثیف بود اونو بردارید و ازش استفاده کنید. وقت بخیر. (پیامِ موقت)
در 1 سال پیش توسط Mostafi parvizi
چرا دیگه روزانه یک کتاب و رایگان نمیکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در 1 سال پیش توسط fae...ali
الان درباره این کتاب جستجو کردم، جزو پرفروش ترین کتاب های سال ۲۰۱۶ هست، و یادآور کتاب های آگاتا کریستی هست، طبق گفته سایت، من عاشق داستان های جنایی هستم اکر دوست دارید بخونید.
در 1 سال پیش توسط Z S M
فوق العادس و جداً نمیتونی اتفاقات رو حدس بزنی و قسمتهای پازل مانند رو کنار هم بچینی و فکر نویسنده رو بخونی ،به علاوه آنقدر خوب میتونی شخصیت داستان رو حس کنی و درگیر احساساتش بشی که حد نداره ،از اواسط کتاب به بعد که دیگه فقط میخوای بفهمی بعدش چی میشه و من دیشب از ۱۲ شب تا ۵ صب بیدار موندم و تمومش کردم و واقعا نمیتونستم بخوابم قبل اینکه تمومش کنم
در 1 سال پیش توسط saina sainted
سلام، به نظر من این کتاب در مقایسه با رمان قبلی این نویسنده ، حرف زیادی برای گفتن نداره. اتفاقی در آغاز داستان میافته که ارتباطی با اصل داستان نداره. پرسوناژهایی وارد داستان میشن که بود و نبودشان فرقی نمیکنه. پایان داستان هم از همون اواسط کتاب برای بسیاری از خواننده ها مشخصه. البته ترجمه قابل قبولی داره.
در 1 سال پیش توسط محمد فیروزآبادی
جدیدا چه کتابای خوبی آوردین
در 1 سال پیش توسط man...a28
میشه کتاب هایی از ار.ال.استاین هم بزارید
در 1 سال پیش توسط bdh...llb
یکی از تاثیرات رمان و کتابهایی از این دست کمک به درک و تقویت قوه خیاله هانا آرنت فیلسوف سیاسی معتقده یکی از علتهایی که باعت شد در جنگ جهانی آدمهای زیادی در کوره ها سوزانده بشن و افرادی که اینکارو انجام میدن عین خیالشون نباشه به خاطر اینه این قوه در اونها ضعیف بوده یکی از راه های اخلاقی زندگی کردن اینه که خودتو بتونی با خیالت جای فرد مقابل بذاری و رمان و کتابهای داستانی به تقویتش کمک می کنه
در 1 سال پیش توسط هانیه کرمی
لطفا دوستانی که این کتابو خوندن بگن چطوره. چون پرفروشه خیلی کنجکاو شدم بخونمش ولی اگه سبک پلیسی جنایی داره ترجیح میدم نخونم و برای یه کتاب آموزنده تر وقت بذارم.
در 1 سال پیش توسط سمانه
نمونش که به نظر جالب میاد من شروع مجدد کردم تا کتاب بخونم اینقدر کتاب های خوب به خصوص جنایی زیاده نمیدونم از کجا شروع کنم😄😄
در 1 سال پیش توسط hobbita