
کیم یونگ ها نویسندهی کرهای ادبیات معاصر، متولد 1968 است. او نویسندهی کتابهای معروف خاطرات یک آدم کش، گل سیاه و من حق دارم خودم را نابود کنم است.
پدر کیم یونگ ها نظامی بود و برای همین محل زندگیشان دائم جابهجا میشود. آن زمان کره اصلا شبیه تصویر امروزیاش نبود. کره جنوبی هنوز کشوری نسبتا فقیر و در حال بازسازی بعد از جنگ کره بود. کشور با سرعت صنعتی میشد و فشار اقتصادی بخشی از زندگی روزمره مردم بود. کیم یونگ ها بچه بود با گاز زغال سنگ مسموم شد و بخشی از حافظهاش را از دست داد. دانستن این نکته وقتی جالب میشود که کتاب خاطرات یک آدم کش را میخوانیم و میفهمیم این کتاب درباره قاتل زنجیرهای است که حافظهاش را از دست داده.
کیم یونگ ها در دانشگاه یانسه مدیریت بازرگانی خواند اما علاقهای به رشته تحصیلیاش نداشت و بعد از اینکه از سربازی برگشت اولین داستان کوتاهش به اسم تاملی درباره آینه در فضای ادبی کره مورد توجه قرار گرفت. بعد رمان من حق دارم خودم را نابود کنم توجهها را جلب کرد.
کیم یونگ ها نویسنده نسبتا پرکاری است ولی تا به حال از او فقط دوکتاب به فارسی ترجمه شده.
من حق دارم خودم را نابود کنم اولین رمان کیم یونگ ها است. این کتاب در ایران هنوز ترجمه نشده. راوی رمان مردی است که شغلی عجیب دارد. او به کسانی که میل به خودکشی دارند کمک میکند تا نقشهشان را تمیز انجام دهد. این مرد با دو برادر آشنا میشود که هر دو در سئول زندگی میکنند و عاشق یک زن هستند. اما زن با اینکه با هر دو مرد رابطه دارد اما هیچ احساس تعلقی به آنها ندارد تا اینکه زن یکهو ناپدید میشود و زندگی این دو برادر بهم میریزد.
جون سو ایل، کارگردان کرهای، در سال 2003 از این کتاب فیلم من حق دارم خودم را نابود کنم را ساخته.
این رمان بر اساس یک ماجرای واقعی نوشته شده. در سال 1905 هزاران کرهای به امید زندگی بهتر از کره به مکزیک میروند اما در عمل به رویایشان نمیرسند و مجبور میشوند به کار طاقتفرسا در مزارع یوکاتان تن بدهند.
داستان گل سیاه با سفر گروهی کرهای شروع میشود. آنها از همه جور طبقهای هستند. فقیر، اشرافزادهی بیاعتبار شده، دزد و… این افراد وقتی به مکزیک میروند تازه میفهمند بیشتر شبیه کارگران قراردادیای هستند که باید در گرمای وحشتناک مکزیک در مزارع کار کنند. در این میان پسری جوان عاشق دختر یک خانواده اشرافی میشود، اما با تقسیم کارگران میان اربابها از او جدا میشود و تلاش میکند دوباره پیدایش کند. همزمان، انقلاب مکزیک و آشوبهای سیاسی سرنوشت مهاجران کرهای را پیچیدهتر میکند.
رمان گل سیاه در سال 2004 جایزهی ادبی دونگاین را برد.
خاطرات یک آدم کش کتابی کوتاه و جنایی است. راوی داستان قاتل زنجیرهای است که بازنشسته شده و آلزایمر گرفته و برای اینکه چیزها را فراموش نکند مجبور است همه چیز را یادداشت یا ضبط کند. او با دخترش زندگی میکند و مشکل از جایی شروع میشود که به دوستپسر دخترش مشکوک میشود و فکر میکند او هم قاتل است.
همچنین میتوانید کتاب صوتی خاطرات یک آدم کش را با صدای هوتن شکیبا بشنوید.
وون شینیون، کارگردان کرهای، در سال 2017 از این کتاب فیلم خاطران یک آدم کش را ساخت.
سبک کیم یونگ ها ترکیبی است از داستانهای جنایی و طنز سیاه. شخصیتهای داستانهای او آدمهای معمولی نیستند و کنترلشان زندگیشان از دستشان دررفته. پایان رمانهای او پر از غافلگیریهای حساب شده است و داستانهایش معمولا پرکشش است.