
ایشتوان ارکنی ۵ آوریل ۱۹۱۲ در بوداپست به دنیا آمد و ۲۴ ژوئن ۱۹۷۹ در همین شهر از دنیا رفت. او داستاننویس و نمایشنامهنویس مجارستانی و یکی از مهمترین چهرههای طنز گروتسک در ادبیات اروپای مرکزی بود. نام ارکنی بیش از همه با «قصههای یکدقیقهای»، «تتها» و «گربهبازی» گره خورده است. آثاری که موقعیتهای عادی را کمی جابهجا میکنند تا بیمنطقی پنهان در زندگی، جنگ و قدرت آشکار شود.
ارکنی در خانوادهای یهودی و مرفه در بوداپست بزرگ شد. به خواست پدرش داروسازی و مهندسی شیمی خواند، هرچند از جوانی به ادبیات علاقه داشت. همین تحصیلات بعدها در دورهای که امکان انتشار آثارش را نداشت، به کمکش آمد.
او در جوانی به اروپای غربی سفر کرد و چند زبان آموخت. نخستین داستانش در سال ۱۹۳۷ در مجلهی ادبی «سِپ سو» منتشر شد.مجلهای که یوزف آتیلا، شاعر بزرگ مجارستان، با آن همکاری داشت. نخستین مجموعهداستانش، «رقص دریا»، نیز در سال ۱۹۴۱ با هزینهی شخصی به چاپ رسید.
جنگ جهانی دوم مسیر زندگی ارکنی را تغییر داد. او در سال ۱۹۴۲ بهدلیل تبار یهودیاش به واحدهای کار اجباری ارتش مجارستان فرستاده شد. مدتی در جبههی روسیه بود و پس از شکست ارتش مجارستان به اسارت شوروی درآمد.
او حدود چهار سال و نیم را در جبهه و اردوگاههای اسرا گذراند و در کریسمس ۱۹۴۶ به مجارستان بازگشت. حتی در اسارت نیز مینوشت و بخشی از تجربههایش بعدها در کتاب «مردم اردوگاهها» منتشر شد.
جنگ نگاه او به انسان را تغییر داد. در داستانهای بعدیاش، آدمها اغلب در برابر قدرتی بیمنطق قرار میگیرند و برای زندهماندن، رفتار خود را با آن هماهنگ میکنند. ترس، اطاعت و عادت به شرایط غیرعادی از همین تجربه وارد آثارش شد.
ارکنی پس از جنگ، مانند شماری از روشنفکران همنسلش، به جامعهی سوسیالیستی امید داشت؛ اما بهتدریج با محدودیتهای حکومت و فاصلهی آرمانها از واقعیت روبهرو شد. در جریان انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان نیز متنهایی در حمایت از آزادی نوشت.
پس از شکست انقلاب، حکومت انتشار آثارش را ممنوع کرد و او ناچار شد مدتی بهعنوان شیمیدان در کارخانه کار کند. نخستین داستانش پس از این دوره در سال ۱۹۶۲ منتشر شد و چند سال بعد، مهمترین بخش کارنامهاش شکل گرفت.
مجموعهی «شاهزادهخانم اورشلیم» در سال ۱۹۶۶، «تتها» در سال ۱۹۶۷ و نخستین چاپ «قصههای یکدقیقهای» در سال ۱۹۶۸ منتشر شدند. ارکنی در زمانی کوتاه از نویسندهای محدودشده به یکی از چهرههای اصلی ادبیات مجارستان تبدیل شد. او برای آثارش دو بار جایزهی یوزف آتیلا را گرفت و در سال ۱۹۷۳ نیز برندهی جایزهی معتبر کشوت شد.
قصه های یک دقیقهای مشهورترین تجربهی ادبی ارکنی است. قالبی میان داستان کوتاه، خبر، آگهی، دستورالعمل و گفتوگویی نمایشی. یکدقیقهای بودن به این معنا نیست که خواندن همهی متنها دقیقا شصت ثانیه طول میکشد؛ عنوان بر فشردگی آنها تأکید دارد.
بعضی داستانها چند خط و برخی چند صفحهاند. ارکنی گاهی زبان خشک ادارهها و گزارشهای رسمی را در موقعیتی ناممکن قرار میدهد. جملهها جدی به نظر میرسند، اما تصویری بیمنطق میسازند و پشت خندهی آنها جنگ، سرکوب، تنهایی یا مرگ دیده میشود.
بسیاری از قصهها پایان توضیحدهنده ندارند و خواننده باید رابطهی میان نشانهها را خودش پیدا کند. ممکن است یک متن در کمتر از یک دقیقه خوانده شود، اما معنای آن مدت بیشتری در ذهن بماند.
تتها داستان خانوادهای روستایی در زمان جنگ جهانی دوم است. پسر خانواده در جبهه خدمت میکند و فرماندهی او برای استراحت به خانهی آنها میآید. خانوادهی تت تصور میکند هرچه بیشتر فرمانده را راضی نگه دارد، موقعیت پسرشان بهتر خواهد شد؛ پس خواستههای عجیب و آزاردهندهی مهمان را یکی پس از دیگری میپذیرند.
خندهی داستان از رفتارهای نامعقول فرمانده و تلاش خانواده برای عادی جلوهدادن آنها ساخته میشود. اما در لایهی زیرین، «تتها» دربارهی اطاعت، ترس و لحظهای است که انسان برای حفظ امنیت، اختیار و شخصیت خود را کنار میگذارد. اثر ابتدا در قالب داستان بلند نوشته شد و سپس ارکنی آن را به نمایشنامه تبدیل کرد. اقتباس سینمایی زولتان فابری نیز با نام «خوش آمدید، آقای سرگرد!» در سال ۱۹۶۹ ساخته شد.
کتاب صوتی تت ها را با صدای هوتن شکیبا در فیدیبو بشنوید.
گربهبازی داستان دو خواهر سالخورده است که یکی در بوداپست و دیگری در آلمان زندگی میکند. آنها با نامه و تماس تلفنی از زندگی، گذشته و نگرانیهایشان باخبر میشوند. در این میان، ارژی هنوز میل به عشق، رقابت و تجربهکردن دارد و حاضر نیست پیری را برابر با پایان زندگی بداند.
ارکنی در این اثر از قالب نامه و گفتوگو استفاده میکند و بدون احساساتیشدن، از تنهایی و عشق در سالهای پیری حرف میزند. «گربهبازی» نیز مانند «تتها» هم به شکل داستان و هم نمایشنامه شناخته میشود و در کشورهای مختلف روی صحنه رفته است. نسخهی صوتی فارسی آن با ترجمهی کمال ظاهری در فیدیبو منتشر شده است. کتاب صوتی گربه بازی را در فیدیبو میتوانید بشنوید.
ارکنی را معمولا نویسندهی گروتسک و ابسورد مینامند. گروتسک او از کنار هم قرارگرفتن چیزهایی ساخته میشود که با هم جور نیستند: خنده و مرگ، ادب و خشونت، منطق اداری و اتفاقی دیوانهوار. شخصیتها با لحنی معمولی از موقعیتی هولناک حرف میزنند و همین فاصله هم خنده ایجاد میکند و هم ترس.
تفاوت او با طنزنویسی که فقط بهدنبال شوخی است، در همین نقطه قرار دارد. ارکنی از خنده برای آرامکردن خواننده استفاده نمیکند؛ خنده راهی است برای دیدن چیزی که در حالت عادی از آن فرار میکنیم. جنگ، حکومت، پیری و مرگ در آثارش حضور دارند، اما زبان فشرده و نگاه بازیگوش او اجازه نمیدهد داستانها به خطابه تبدیل شوند.
شخصیتهای ارکنی معمولا آدمهای معمولیاند، نه قهرمانان بزرگ. آنها میخواهند زندگی کنند، خانوادهشان را حفظ کنند یا فقط دردسر تازهای نداشته باشند. مشکل از جایی شروع میشود که برای سازگارشدن با شرایط، یک خواستهی نامعقول را میپذیرند و بعد پذیرش خواستهی بعدی آسانتر میشود. ارکنی از همین مسیر نشان میدهد چگونه امر غیرعادی به بخشی از زندگی روزانه تبدیل میشود.
ارکنی در دههی شصت و هفتاد میلادی به یکی از شناختهشدهترین نویسندگان مجارستان در بیرون از کشورش تبدیل شد. «قصههای یکدقیقهای» به زبانهای مختلف ترجمه شد و «تتها» و «گربهبازی» در شهرهای گوناگون جهان روی صحنه رفتند. اجرای پاریسی «تتها» در سال ۱۹۷۰ جایزهی بزرگ طنز سیاه را به دست آورد و چند اثر او نیز به فیلم تبدیل شدند.
اهمیت ارکنی فقط به کوتاهنویسی او محدود نیست. او نشان داد تجربههای سیاسی و تاریخی اروپای مرکزی را میتوان بدون روایتهای طولانی و توضیح مستقیم بیان کرد. قالب یکدقیقهای پس از او در فرهنگ مجارستان چنان شناخته شد که نامش از یک عنوان کتاب فراتر رفت و به شیوهای برای اشاره به متنهای بسیار کوتاه تبدیل شد.