فیدیبو نماینده قانونی ذهن‌آویز و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب ۱۰۰   قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت

کتاب ۱۰۰ قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت

نسخه الکترونیک کتاب ۱۰۰ قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب ۱۰۰ قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت

شاید بهترین خبر در زمینه موفقیت تجاری این باشد که طبیعت خنثی است. اگر شما کار سایر اشخاص موفق را بکنید، به همان نتایجی که انسانهای موفق به آن دست یافته‌اند می‌رسید. و اگر کار آنها را نکنید، موفق هم نمی‌شوید. موضوع به همین سادگی است. بعضی از این قوانین به نظر ساده و مسلم می‌رسند. بعضیها به شکلهای مختلف تکرار می‌شوند. اشتباه نکنید و آنها را مورد بی‌توجهی قرار ندهید. موفقیت عظیم از آن کسانی است که اصول را رعایت می‌کنند. وقتی کتاب را می‌خوانید، در مورد هر قانونی لحظاتی صرف وقت کنید و صادقانه رفتارهای خود را در ارتباط با هر یک از قوانین ارزیابی نمایید. یک ایده جدید که تاکنون آن را در کارتان لحاظ نکرده‌اید، می‌تواند مسیر زندگی شما را تغییر بدهد. وقتی ۱۰۰ قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت را مورد استفاده قرار می‌دهید و زندگی خود را با آنها هماهنگ می‌سازید، نسبت به کسانی که این کار را نمی‌کنند به امتیازات محسوس‌تری می‌رسید. به سطحی از موفقیت و رضایت خاطر می‌رسید که هرگز حتی تصور آن را نمی‌کردید. این‌گونه در کوتاه زمانی به موفقیتی دست پیدا می‌کنید که خیلیها برای رسیدن به آن در تمام مدت عمرشان تلاش می‌کنند.

ادامه...
  • ناشر ذهن‌آویز
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.45 مگابایت
  • تعداد صفحات ۲۹۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب ۱۰۰ قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل یک: قوانین زندگی

***
۱. قانون علت و معلول
۲. قانون باور
۳. قانون انتظارات
۴. قانون جذب
۵. قانون همخوانی و مطابقت
***

قوانین زندگی

چرا بعضیها و بعضی از سازمانها موفق تر از دیگرانند؟ چرا بعضیها مشاغل عالی دارند و رتبه هایشان مرتب تغییر می کند، از سِمَتی به سِمَت دیگر می روند، مرتب در حال پیشرفت هستند، درآمد به مراتب بیشتری دارند، مرتب اضافه حقوق می گیرند و سریع تر ارتقای درجه پیدا می کنند؟
و چرا عده ای مرتب شغل عوض می کنند، پیوسته نگران پول هستند و احساس می کنند کسی قدر زحمات و تلاشهای فراوان آنها را نمی داند؟ چرا بعضیها، به قول هنری دیوید تورئو، زندگی نومیدانه دارند؟
وقتی به دنیای تجارت وارد شدم، بسیار عقب بودم. مرتب شغل عوض می کردم، به ندرت امکان انتخاب داشتم، تحت تاثیر حوادث بودم و تابع رفتار و دستورات غیرقابل پیش بینی روسایم. احساس می کردم در حکم یک پیاده در بازی شطرنج هستم. با من بازی می کردند، از قوانین بازی سر درنمی آوردم.
بعد برایم این سوال مطرح شد: «چرا بعضیها در مقایسه با دیگران موفق تر هستند؟»
متوجه شدم آن کسانی که می شناسم و موفق تر از من عمل می کنند، باهوش تر از من نیستند. منش بهتر و قوی تری هم ندارند. بعضی از آنها شخصیتهای مشکل و مسئله دار داشتند. در بسیاری از موارد، ایده ها و نقطه نظرهایشان معنا و مفهومی نداشت و با این حال عملکرد خوبی داشتند.

کشف بزرگ

اولین چیزی که به من کمک کرد آشنایی با قانون علیت ارسطویی بود. همان چیزی که امروزه به آن قانون علت و معلول می گوییم. در دورانی که مردم به خدایان مقیم کوه المپ اعتقاد داشتند و فکر می کردند آن خدایان با سرنوشت آنها بازی می کنند، ارسطو به موضوع کاملاً متفاوتی اشاره کرد. حرف ارسطو دیدگاه ما از جهان را برای همیشه تغییر داد.

۱. قانون علت و معلول

هر چیزی به دلیلی اتفاق می افتد؛ برای هر معلولی علتی وجود دارد.

ارسطو معتقد بود ما در دنیایی زندگی می کنیم که تحت تاثیر قوانین کار می کند. شانس و حادثه در کار نیست. او گفت، چه بدانیم و چه ندانیم، هر چیزی به دلیلی اتفاق می افتد. او گفت هر معلولی علتی دارد. هر علت و اقدامی اثری بر جای می گذارد، چه این را ببینیم و چه آن را نبینیم. خواه آن را دوست بداریم یا نداریم.
این «قانون آهنین» اندیشه و فلسفه غربی است. جست وجوی بی وقفه برای دستیابی به حقیقت و پیدا کردن روابط علی میان حوادث سبب پیشرفت علم، تکنولوژی، طب و فلسفه در ۲۰۰۰ سال قبل شده است. امروز این توجه است که تکنولوژی را از چنان رشد و تحولی برخوردار کرده که دنیای ما را پیوسته تغییر می دهد.
این قانون می گوید که موفقیت، ثروت، سعادت، شکوفایی و موفقیتهای تجاری همه نتایج مستقیم و غیرمستقیم اقدام و عمل خاص هستند. معنایش این است اگر بتوانید در باره نتایجی که جست وجو می کنید شفاف حرف بزنید، احتمالاً به آن دست پیدا می کنید. می توانید در باره کسانی که به همین هدف رسیده اند، مطالعه کنید. می توانید اگر همان کار آنها را بکنید، به همان نتایج آنها برسید.

مقدمه: موفقیت قابل پیش بینی است

در دوران شگفت انگیزی زندگی می کنیم. هرگز تا این اندازه مردم در موقعیتی قرار نداشته اند که به هدفهای شخصی و حرفه ای خود برسند. هر سال هم که می گذرد، وضع بهتر می شود.
چرا چنین اتفاقی می افتد؟ ساده ترین جوابی که به این سوال می توان داد این است که امروزه از هر زمان دیگری بهتر می دانیم که در زمینه های تجاری چه باید بکنیم. این علم و اطلاع و نقطه نظرها و فراستها، چونان آبی هستند که به هر سمت جاری می شوند. هر کسی که آمادگی پذیرا شدن داشته باشد، می تواند از آن استفاده کند.
نکته جالب در باره اطلاعات و نقطه نظرها این است که بی نهایت بخش پذیر هستند. اگر شما نقطه نظری داشته باشید که بتواند به من کمک کند در زمینه ای از تجارت خود موفق تر عمل کنم و این را با من در میان بگذارید، هر دو بهره مند می شویم. و اگر بعداً این ایده را با کسان دیگری در میان بگذارم و آنها هم این را با اشخاص دیگر در میان بگذارند، همه کسانی که این ایده جدید را دریافت می کنند حال و روز بهتری پیدا می کنند.
در ضمن، بدانیم که دانش روی هم انباشت می شود. وقتی وجود دارد، نمی تواند وجود نداشته باشد. اشخاص بیشتر و باز هم بیشتری می توانند از آن بهره بگیرند. از این که بگذریم، رشد نمایی دارد. هر علم و اطلاع جدید، با علم و اطلاعات دیگر در ارتباط می شود و این روند شتاب پیدا می کند. هر دانش جدید، فرصتهای جدیدتری خلق می کند که وقتی از این دانش استفاده می کنیم، رشد و توسعه می یابد.
نیروی پیش ران این انفجار دانش و رشد تکنولوژی همان رقابت است. در حال حاضر، در مقایسه با هر زمان دیگری، این رقابت هجومی تر، مصمم تر، خلاق تر و بی ترحم تر شده است و در ماهها و سالهای آینده هم بر قدرت آن افزوده خواهد گردید.
گفته شده است که تجارت حکم جنگ را دارد. کتابهای تجاری، مقاله های مختلف و دوره های آموزشی پر از واژه های نظامی شده اند. اما ماهیت این جنگ با سایر جنگهای نظامی تفاوت دارد.
هدف جنگهای نظامی تسلط بر سایر اقوام و تصرف سرزمینهای دیگر است، اما هدف جنگهای تجاری فتح مشتریان و بازارهاست. نبرد نظامی مخرب است، اما نبرد تجاری مترصد یافتن راههای بهتر، سریع تر و ارزان تر برای راضی کردن مشتریان در رقابت با سایر شرکتهایی است که جملگی می خواهند مشتریان خود را راضی نگه دارند.
این یک رقابت شدید و محکم است. برخی از بهترین ذهنها و بااستعدادترین اشخاص که تاکنون در قید حیات بوده اند، شب و روز فکر می کنند و در تلاشند تا راههایی برای جلب نظر و کسب رضایت خاطر مشتریان با ارائه کالاها و خدمات جدید به آنها فراهم سازند. این مسابقه ای است که شروع شده و ادامه دارد. تنها کسانی که بتوانند بهترین نقطه نظرها و روشها را پیدا کنند و آنها را به کار بگیرند در جریان این رقابت شدید جان سالم به در می برند.
مفهوم «حاشیه برنده» می گوید: «تفاوتهای جزئی در توانمندی می تواند نتایج تعیین کننده بر جای بگذارد.» اندکی تفاوت در علم و اطلاع شما و کمی مهارت بیشتر می تواند تفاوتی عظیم در درآمدها و موفقیتها ایجاد کند.
هدف شما در کار و تجارتتان باید این باشد که در حیطه کاری خود به این حاشیه برنده دست پیدا کنید تا تفاوت میان موفقیت و دوام و بقای متوسط را رقم بزنید.
امروزه، راهکارها و روشهای دستیابی به موفقیت، در هر سطحی از تجارت و هر فعالیتی از زندگی، به سرعتی که هرگز سابقه نداشته رشد می کند. همه ما می توانیم با استفاده از این راهکارها و روشها در زندگی خود به موفقیت برسیم.
هدف این کتاب در میان گذاشتن اصول شناخته شده و یا قوانینی است که اشخاص موفق در تجارت خود از آنها بهره گرفته اند. رعایت این اصول شما را در زمره برندگان قرار می دهد.
وقتی به این واقعیتها پی ببرید، به مراتب نسبت به کسانی که از این اصول بی اطلاعند موفقیت بیشتری به دست می آورید. وقتی زندگی و تجارت خود را بر اساس قوانین و اصول جهانی سازماندهی می کنید، می توانید بیش از حدی که تاکنون تصور کرده اید تجارت خود را متحول سازید.
هرچه این اصول را بیشتر در اندیشه و تصمیم گیریهای روزانه لحاظ کنید، موثرتر می شوید، آدمهای بهتری را به خود جلب می کنید، کالاها یا خدمات بیشتری می فروشید، هزینه هایتان را هوشمندانه تر کنترل می کنید، رشد و توسعه بیشتری پیدا می کنید و بر سود خود به مقدار بیشتری می افزایید.
ممکن است بعضی از این قوانین در ظاهر غیرعادی و بحث برانگیز بنمایند. با این حال، بدانید که اینها عین حقیقت هستند. اینها همیشه وجود داشته اند، همیشه موثر بوده اند. اینها قوانین طبیعی هستند و در بلندمدت حقانیت خود را حفظ خواهند کرد.
توماس هنری هوکسلی می نویسد: «صفحه شطرنج دنیایی است که در آن زندگی می کنیم، اجزاء و مهره های آن پدیده عالم هستی هستند و قوانین این بازی همان چیزی است که ما آن را قوانین طبیعت می دانیم. بازیگر مقابل از دید ما پنهان است، اما می دانیم که بازی اش همیشه منصفانه است. می دانیم عدالت را رعایت می کند و شکیبا و صبور است، اما این را هم می دانیم که هرگز از سر اشتباهات ما بی تفاوت نمی گذرد و کمترین جهل و نادانی را به دیده اغماض نگاه نمی کند.»
به همین شکل، این قوانین خنثی هستند؛ نه مثبت اند و نه منفی. کاری به باورها، اولویتها یا امیال و خواسته های شما ندارند. اینها همیشه در تجارت وجود داشته اند و وجود هم خواهند داشت. همان طور که گوته می گوید: «طبیعت بذله و شوخی را درک نمی کند. طبیعت همیشه صادق و راستین است، همیشه جدی است، همیشه حق با اوست. اشتباهات و خطاها همیشه از آن انسانها هستند.»
اگر به آشپزی علاقه مند باشید، باید در باره آشپزی مطالعه کنید. باید قوانین و اصول مربوط به ترکیب مواد غذایی را بیاموزید. باید با علم و اطلاع مربوط به گذشته بدانید که غذایتان را چگونه تهیه کنید. انتظار ندارید بعضی از مواد غذایی مهم و اصلی را از دستور تهیه غذا حذف کنید و با این حال غذایتان همان طعم و مزه ای را که از آن انتظار دارید، بدهد.
به همین شکل، انتظار ندارید با مخدوش کردن قوانین و اصول ضروری مورد استفاده تجار موفق، به موفقیتهای آنها دست پیدا کنید.
می گویند کسی می خواست به قصد خودکشی از طبقه سی ام یک ساختمان خودش را به پایین پرتاب کند. وقتی خود را از پنجره به بیرون پرتاب کرد، کسی در طبقه پانزدهم فریاد کشید: «در چه حالی؟»
و مردی که در حال سقوط بود جواب داد: «تا اینجا که بد نیست!»
خیلیها زندگی تجاری خود را با این مفهوم می گذرانند: «تا اینجا که بد نیست!» آنها قوانین طبیعی و اصول مربوط به زندگی تجاری را زیر پا می گذارند، که این زمانی دانسته و زمانی ندانسته است. با این حال، اینها قوانینی اجتناب ناپذیر هستند. وقتی آنها را رعایت نمی کنید، حتی اگر فکر می کنید در کوتاه مدت می توانید از پیامدهای آن در امان باشید، سرانجام بهای کاری را که کرده اید، می پردازید.
اما خبر خوش این است که وقتی فعالیتهای زندگی و تجاری خود را بر اساس مفاهیم و اصول مندرج در این کتاب استوار می کنید، تضمین می کنید که در فعالیت خود به موفقیت می رسید. درست همان طور که هرچه بکارید همان را برداشت می کنید، اگر چیز خوبی از خود مایه بگذارید، چیز خوبی هم برداشت می کنید.
احتمالاً مهم ترین کیفیت یک تاجر موفق، توجه کردن به عمل گرایی است. شما زمانی عمل گرا می شوید که نگران مبدا ایده نیستید و تنها سوالی که برایتان مطرح است این است: آیا این ایده در عمل کاربرد دارد؟
شما در زندگی شخصی و تجاری خود تا حدی موفق می شوید که بدانید چه اصولی موثر واقع می شوند، و بعد این اصول را در فعالیتهای خود لحاظ کنید. این کتاب بر آن است نقطه نظرها و راهکارهایی را با شما در میان بگذارد که بارها حقانیت آنها ثابت شده اند.
قوانین و اصول فراگیر شبیه شماره تلفن هستند. اگر به درستی شماره بگیرید، با کسی که می خواهید در تماس می شوید. اما حتی اگر از فراست بالا بهره داشته باشید، خوب تحصیل کرده باشید، صمیمی و مصمم باشید، اگر نمره اشتباه را بگیرید، نمی توانید با کسی که می خواهید در تماس شوید.
همه ساله هزاران شرکت در حد کمتر از توانمندی خود ظاهر می شوند و یا حتی از تجارت خود بیرون می روند زیرا این اصول را رعایت نمی کنند و در نتیجه نمی توانند به موفقیت برسند. میلیونها شرکت نمی توانند در فروش و سودآوری در حد توانمندی بالقوه خود قرار بگیرند. تنها دلیلش این است که آنها یک یا دو مورد از این قوانین را رعایت نمی کنند.
به خاطر داشته باشید، جهل بر قانون بهانه پذیرفته شده ای نیست. حتی اگر قوانین را ندانید، از رعایت نکردن آنها جریمه خواهید شد.

سرگذشت من

پس زمینه زندگی چندان خوشایندی نداشتم. خانواده ام فقیر بودند. من از یازده سالگی کار کردم، و آن هم چه کارهایی. بدون اینکه فارغ التحصیل شوم دبیرستان را ترک کردم. بعد از آنکه چند سالی کارهای بدنی کردم، وارد حوزه فروش شدم. ماهها در حرفه فروش تلاش کردم تا اینکه سوالی به ذهنم رسید که زندگی مرا تغییر داد: چرا و چگونه است که بعضیها موفق تر از دیگران عمل می کنند؟
در کتاب مقدس آمده است: «جست وجو کنید تا آنچه را که می خواهید، پیدا کنید. جوینده یابنده است.» وقتی در صدد برآمدم که بدانم چرا بعضیها موفق تر از بقیه عمل می کنند، جواب را در همه جا یافتم. و وقتی جواب پیدا شده را در عمل به کار بردم، به همان نتایجی رسیدم که موفقها به آن دست یافته بودند.
در زندگی یک قانون ۹۰ به ۱۰ حاکمیت دارد. این قانون می گوید اولین ۱۰ درصد زمانی که سرمایه گذاری می کنید تا به قوانین، اصول، قواعد و روشهای اقدامات موفق در هر زمینه ای پی ببرید، ۹۰ درصد در وقت و تلاش خود برای رسیدن به هدفتان در آن زمینه بخصوص صرفه جویی می کنید.
من با گذشت سالهای طولانی به این نتیجه رسیدم که هوشمندترین اشخاص کسانی هستند که وقتشان را صرف دانستن قوانین موفقیت و پس از آن اقدام بر اساس این قوانین می کنند. اینها کسانی هستند که تکالیف منزل را پیشاپیش انجام می دهند.
در دوران سی سالگی، تحصیلات رسمی را دنبال کردم. در رشته مدیریت بازرگانی به اخذ مدرک فوق لیسانس نایل شدم. من ۰۰۰, ۴ ساعت از اوقاتم را صرف مطالعه موضوعات تجاری و اصول تجارت کردم. به مرور و طی سالهای بعد، صدها کتاب و مقاله را برای یافتن اسرار موفقیت مطالعه کردم.
وقتی فرصتی پیدا کردم تا نیروی فروشی در شش کشور ایجاد کنم، از متخصصان خواستم کتاب بخوانند، به نوارهای آموزشی گوش بدهند و در همایشها شرکت کنند تا در شرایطی قرار بگیرند که سازمانهای فروش خود را تشکیل بدهند. بعد آنچه را که آموخته بودم، به کار بردم و موثرترین قوانین و اصولی را که به نظرم جالب رسید، مورد استفاده قرار دادم.
در مدت یک سال، از کار فروش و دریافت بر اساس حق العمل کاری یک نیروی فروش ۹۵ نفری در شش کشور مختلف ایجاد کردم و سالانه میلیونها دلار کسب درآمد کردم.
بعداً وقتی به کار ملک و املاک روی آوردم، از همان اصولی که پی برده بودم استفاده کردم. هر کتابی که در زمینه ملک و املاک به دستم رسید، خواندم. شبها تا دیروقت بیدار می ماندم و کتاب می خواندم. با سایر کسانی که در کار ملک و املاک بودند صحبت می کردم و از آنها سوالات خودم را می پرسیدم. و آن گاه با همکاری کسی که از منابع مالی قوی ای برخوردار بود، یک مرکز خرید به ارزش ۳ میلیون دلار بنا کردم.
وقتی شروع به واردات اتومبیلهای ژاپنی کردم، بار دیگر از اصولی که پی برده بودم بهره گرفتم. در مدت یک سال، یک شبکه فروش اتومبیل ایجاد کردم که در ۶۵ نقطه کشور فروش می کرد. این گونه توانستم ۲۵ میلیون دلار اتومبیل بفروشم.
وقتی در مقام مدیریت در یک شرکت ساختمانی ۲۶۵ میلیون دلاری شروع به کار کردم، باز هم قواعد و قوانین و اصولی را که آموخته بودم، به کار بردم. آن شرکت را از نو سازماندهی کردم، نیروی کار جدیدی برای آن در نظر گرفتم و در کمتر از یک سال آن شرکت را از ضرر دادن به سوددهی رساندم.
صاحبان تجارت مرا به مشاوره فرا خواندند و خواستند که مشکلاتشان را برطرف کنم. در شرکتهای مختلف اصول مورد نظرم را به کار بردم. در نتیجه توانستم در مدتی کوتاه به کسانی که مرا به عنوان مشاور استخدام کرده بودند سود سرشار برسانم.
بعد از آن، تصمیم گرفتم دانسته هایم را در غالب همایشها و کتابها و نوارهای مختلف در معرض استفاده علاقه مندان قرار بدهم. و سرانجام، دوره ها و کارگاههای آموزشی برای اشخاص و موسسات تجاری صورت خارجی پیدا کردند. این دوره های آموزشی در حال حاضر در نقاط مختلف دنیا اجرا می شوند.
علت اینکه این اصول و همایشها تا این اندازه موفق عمل می کنند، ساده بودن آنهاست. اینها بر اساس شیوه ها و روشهایی بنا شده اند که سالها در وقت اشخاص صرفه جویی می کنند. شرکت کنندگان در همایشهای من توانسته اند با رعایت این اصول، به صدها هزار و بلکه میلیونها دلار فروش بیشتر دست پیدا کنند، از هزینه هایشان بکاهند و یا بر سود خود بیفزایند.
طی سالها، پس از کار با صدها موسسه تجاری و هزاران تاجر، به این نتیجه رسیده ام که همه شرکتها و موسسات موفق در تمام کارهایشان این اصول را رعایت می کنند. وقتی شما هم کار آنها را بکنید، بلافاصله به همان نتایجی که آنها بدان دست یافته اند، دست خواهید یافت.
اغلب موفقیتهای تجاری را اعمال کردن این قوانین می توان توضیح داد. اغلب شکستها و عدم موفقیتها هم ناشی از درست استفاده نکردن از این قوانین هستند. وقتی فعالیتهای خود را با این اصول جهانی و فراگیر همخوان می کنید، به این نتیجه می رسید که می توانید با تلاش کمتر نتایج بهتری به دست آورید، به آرامش و اعتماد به نفس بیشتری می رسید و خوش بین تر و شاداب تر می شوید. موثرتر عمل می کنید.
به جای اینکه به فرسودگی برسید، به جای اینکه ناراحت و کلافه شوید، به سرعت زیاد کارهایتان را انجام می دهید و در مقایسه با دیگران نتایج بهتری به دست می آورید.
اغلب در زمینه کاربرد این اصول مقیاسی را با شرکت کنندگان در همایشهایم در میان می گذارم. از آنها می پرسم: «اگر یک تردمیل بخرید و آن را به خانه ببرید، چه عاملی تعیین می کند که از این تردمیل به چه اندازه سود می برید؟» آنها به سرعت جواب می دهند: «بستگی به این دارد که چقدر از این تردمیل استفاده می کنیم.»
نکته در همین جاست. سوال بر سر این نیست که آیا یک تردمیل به سلامتی و آمادگی جسمانی اشخاص کمک می کند. همه می دانند که این اتفاق می افتد. تردمیل دستگاه قدرتمند و قابل اعتمادی است که به آمادگی جسمانی اشخاص کمک می کند. این موضوعی است که از دیرباز مشخص شده است.
وقتی اصول و قوانینِ امتحان پس داده را به کار می برید، همین مطلب در مورد شما هم مصداق پیدا می کند. مسئله بر سر این نیست که آیا این اصول و قوانین موثر واقع می شوند، مسئله بر سر این است که این اصول را چگونه در فعالیتهای خود لحاظ می کنید. در اینجا هم مانند تردمیل هرچه منظم تر و مستمرتر از این قوانین استفاده کنید، بهتر کار می کنند و نتایج بیشتر و بهتری می دهند.
اما قبل از اینکه به اصل کتاب بپردازیم، باید به یک نکته دیگر توجه کنیم. مهم ترین کیفیت مشترک انسانهای موفق عمل گرا بودن آنهاست. این اشخاص عامل هستند، انفعالی برخورد نمی کنند. آنها ابتکار دارند. وقتی ایده خوبی را می شنوند، بلافاصله بر اساس آن رفتار می کنند. با به سرعت عمل کردن، بلافاصله به بازخوردی می رسند که از آن برای اصلاح خود و حرکت به سمت جلو بهره می گیرند. آنها از هر تجربه ای درس می گیرند و همچنان چیزهای جدید را می آزمایند.
وقتی در صفحات کتاب به ایده خوبی برخورد کردید و به این نتیجه رسیدید که می توانید آن را در کارتان لحاظ نمایید، مصمم شوید که بلافاصله بر اساس آن اقدام کنید. تاخیر نکنید. یک اقدام قاطعانه یا یک تصمیم گیری برای اینکه کاری را به شکل متفاوتی انجام بدهید، می تواند همه زندگی شما را تغییر بدهد.
تنها سوالی که برایمان مطرح می شود این است: آیا حرفهایی که می زنم موثر واقع می شوند؟ و جواب این است: بله، موثر واقع می شوند. اینها عملاً در هر جایی موثر واقع می شوند. و هرچه بیشتر از آنها استفاده کنید، نتیجه بهتری به شما می دهند. هرچه خود را با این اصول و قوانین همخوان تر کنید، شادتر و موفق تر عمل خواهید کرد. محدودیتی در کار نیست.

نظرات کاربران درباره کتاب ۱۰۰ قانون بی‌چون و چرا برای موفقیت در تجارت

اگر دستوراتش و بصورت عادت دربیاریم و مرتب انجامش بدیم ..نتیجه فوق العاده میشه .. کتاب خوبیست
در 1 سال پیش توسط محسن کاظمی
مگه قیمت این کتاب چقده؟زده ۶ تومن ولی میریم برا پرداخت میگه ۳۴تومن؟؟؟؟
در 1 سال پیش توسط تیمور حاتمی
عالی برای تجارت
در 1 هفته پیش توسط hamed sefati
خیلی بده
در 8 ماه پیش توسط fat...vin