چند وقت پیش یک پست اینستاگرامی دیدم که در آن اسم چند نویسنده ایرانی را از آدمهای مختلف میپرسید ولی هیچ کدام نمیشناختند.
برای همین، در این مطلب نویسندههای معروف ایرانی را معرفی میکنیم. از صادق هدایت تا صادق چوبک و مهدی یزدانی خرم.
اسامی نویسندگان معروف ایرانی
صادق هدایت
صادق هدایت یکی از مهم ترین نویسنده ایرانی در ادبیات معاصر است و معروف ترین کتاب او بوف کور است. جالب است که این اثر مهم ایرانی اولین بار در ایران منتشر نشد. در هند و در بیست نسخه چاپ شد. و خیلی زود در ایران ممنوعالچاپ شد. میتوانید کتاب صوتی بوف کور را در فیدیبو بشنوید.
فضای بوف کور تاریک و سورئال است و همین فضای تلخ، حاشیههای زیادی برای کتاب ساخت. مثلا مدتی میگفتند هر کس بوف کور را بخواند، افسرده میشود یا حتی ممکن است به خودکشی فکر کند. خود هدایت هم بعدها خودکشی کرد و همین موضوع باعث شد این حرفها بیشتر دور کتاب بچرخد.
با این حال، اهمیت بوف کور فقط به حاشیههایش نیست. این کتاب روی بسیاری از نویسندگان بعد از خودش اثر گذاشت. هدایت در آثار دیگری مثل توپ مروارید، حاجی آقا، سه قطره خون و زنده به گور هم سراغ موضوعهایی مثل خرافه، تنهایی، مرگ، ریاکاری و تاریکیهای ذهن انسان رفت.
بزرگ علوی
معروف ترین کتاب بزرگ علوی چشمهایش است. رمانی عاشقانه، سیاسی و معمایی که اولین بار در سال ۱۳۳۱ منتشر شد و فضای داستان در دوره رضا شاه اتفاق میافتد. داستان از مرگ مشکوک نقاشی به نام استاد ماکان شروع میشود و راوی میخواهد راز زندگی او را از روی تابلویی به نام چشمهایش بفهمد.
در مورد شخصیت استاد ماکان حواشی زیادی است. خیلیها معتقدند بزرگ علوی از ترکیب کمالالملک و دکتر تقی ارانی این شخصیت را پرداخته. رمان چشمهایش به خاطر فضای سیاسیاش حساسیتبرانگیز شد و آثار بزرگ علوی تا سالها در ایران ممنوع بودند. با این حال، همین ترکیب عشق، سیاست و راز باعث شد چشمهایش یکی از ماندگارترین رمانهای فارسی شود.
بزرگ علوی از اعضای گروه معروف پنجاهوسه نفر بود. او مدتی زندانی بود و بعدها سالهای زیادی در آلمان زندگی کرد. کتابهایی مثل ورق پاره های زندان و پنجاه و سه نفر مستقیم درباره این بخش از زندگی علوی است.
جلال آل احمد
جلال آل احمد از آن نویسنده هایی است که مخالفان وموافقان زیادی دارد. یکی از معروف ترین آثار او مدیر مدرسه است. جلال خودش هم معلم بود و فضای آموزش را از نزدیک میشناخت. برای همین هم در این کتاب، مدرسه بیشتر شبیه یک نمونهی کوچک از جامعه است. جایی که آدمها با ترس، بیعدالتی، رابطهبازی و خستگی زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند.
اما جنجالی ترین اثر جلال کتاب غرب زدگی است. او در این کتاب از جامعهای حرف میزند که بهجای ساختن راه خودش، فقط ظاهر غرب را تقلید میکند. همین نگاه تند و انتقادی باعث شد غرب زدگی خیلی بحثبرانگیز شود و اسم جلال فقط به عنوان داستاننویس نماند، بلکه به عنوان یکی از روشنفکران اثرگذار ایران هم مطرح شود. او با سیمین دانشور، نویسندهی سووشون، ازدواج کرد و رابطهی این دو نویسنده یکی از معروفترین زوجهای ادبی ایران را ساخت.
سیمین دانشور
سووشون اولین رمان فارسی است که یک زن ایرانی نوشته است. داستان این رمان در شیراز و در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم میگذرد. زمانی که ایران با حضور نیروهای خارجی، قحطی، فشار سیاسی و آشفتگی اجتماعی روبهرو بود.
سیمین دانشور در سووشون تاریخ و سیاست را از دل خانه و زندگی خانوادگی روایت میکند. شخصیت اصلی رمان، زری، زنی است که در ابتدا بیشتر میخواهد خانوادهاش را حفظ کند و از دردسر دور بماند اما کمکم با اتفاقهای اطرافش تغییر میکند.
دانشور با سووشون نشان داد تجربهی زنانه، خانه، خانواده و زندگی روزمره هم میتواند مرکز یک رمان بزرگ اجتماعی و سیاسی باشد. این کتاب بعدها به زبانهای مختلف ترجمه شد و هنوز هم یکی از خواندنیترین رمانهای فارسی است.
اگر فرصت خواندن این شاهکار فارسی را ندارید کتاب صوتی سووشون را بشنوید.
هوشنگ گلشیری
گلشیری نویسنده مهمی است چون تاثیرات زیادی روی نویسندگان بعد از خودش گذاشت. یکی از معروف ترین کتاب های گلشیری شازده احتجاب است. داستان دربارهی آخرین بازماندهی یک خاندان قاجاری است. مردی بیمار و تنها که در یک شب گذشتهی خانوادگیاش را به یاد میآورد.
رمان در این داستان خطی نیست. خاطرهها، کابوسها و تصویرهای ذهنی شازده مدام در هم میروند. گلشیری در این کتاب از تکنیک جریان سیال ذهن و تغییر زاویهی دید استفاده میکند. یعنی خواننده فقط با اتفاقهای بیرونی روبهرو نیست، بلکه وارد ذهن آشفتهی شخصیت میشود.
از روی شازده احتجاب فیلمی هم به کارگردانی بهمن فرمانآرا ساخته شد.
ابراهیم گلستان
ابراهیم گلستان از آن چهرههایی است که نمیشود او را فقط یک نویسنده ایرانی دانست. چون در سینما، ترجمه و فضای روشنفکری ایران هم تأثیر زیادی داشت. از آثار داستانی معروف او میتوان به مد و مه و جوی و دیوار و تشنه اشاره کرد. آثاری که در آنها زبان، فضا و شیوهی روایت به اندازهی خود داستان اهمیت دارد.
گلستان در سینما هم چهرهای بحثبرانگیز بود. فیلم اسرار گنج درهی جنی را خودش نوشت و کارگردانی کرد. فیلمی که در ظاهر دربارهی مردی است که گنج پیدا میکند اما در لایهی دیگر نگاهی کنایهآمیز به نوسازی شتابزدهی دوران پهلوی دارد. رابطهی نزدیک و همکاری او با فروغ فرخزاد هم همیشه یکی از بخشهای پرحاشیهی زندگیاش بوده است. رابطهای که هم در زندگی شخصی این دو مطرح شد، هم در فضای ادبی و هنری ایران بازتاب زیادی داشت.
محمود دولت آبادی
محمود دولت آبادی معروف ترین نویسنده ایرانی زنده است. کلیدر بلندترین و معروف ترین کتاب او است. رمانی ده جلدی که حدود سه هزار صفحه دارد و نوشتن آن سالها طول کشید. داستان کتاب در خراسان میگذرد و زندگی خانوادهای را روایت میکند که با فقر، عشق، خشونت، سیاست و مناسبات قدرت درگیرند.
او در این رمان، یک جهان کامل ساخته. از روستاها و دشتهای خراسان تا زبان، آداب، ترسها و آرزوهای آدمهایی که کمتر در مرکز رمان فارسی بودند. برای همین هم کلیدر فقط به خاطر حجم زیادش معروف نیست، بلکه به خاطر ساختن یک زندگی گسترده و پرجزئیات ماندگار شده است.
دولتآبادی در آثار دیگری مثل جای خالی سلوچ هم سراغ زندگی مردم فرودست، رنج، مهاجرت، فقر و تنهایی رفته است. نام او بارها به عنوان یکی از گزینههای جدی نوبل ادبیات مطرح شده و جوایز بینالمللی مهمی مثل نشان شوالیهی ادب و هنر فرانسه و جایزهی ادبی یان میخالسکی را هم گرفته است.
کتاب صوتی کلیدر را هم میتوانید در فیدیبو بشنوید.
صمد بهرنگی
صمد بهرنگی با کتاب ماهی سیاه کوچولو شناخته میشود. او معلم بود و سالها در روستاهای آذربایجان درس داد. برای همین هم در داستانهایش، زندگی بچههای فقیر، روستاها، بیعدالتی و فاصلهی طبقاتی خیلی پررنگ است.
ماهی سیاه کوچولو در ظاهر یک داستان کودکانه است، اما خیلی زود فراتر از یک قصهی ساده خوانده شد. داستان دربارهی ماهی کوچکی است که نمیخواهد مثل بقیه فقط در جویبار خودش بماند و تصمیم میگیرد راه بیفتد و دنیا را ببیند.
او در ۲۹ سالگی در رود ارس غرق شد و بعد از مرگش، حرفوحدیثهای زیادی دربارهی علت مرگ او شکل گرفت.
غلامحسین ساعدی
عزاداران بیل یکی از معروف ترین کتاب های غلامحسین ساعدی است. ساعدی پزشک بود و این کتاب مجموعهای از داستانهای پیوسته دربارهی روستایی به نام بیل است. روستایی که در آن فقر، ترس، خرافه و درماندگی با زندگی مردم عجین شده.
داریوش مهرجویی از روی یکی از داستانهای این کتاب فیلم گاو را ساخته. ساعدی خودش فیلمنامه این اثر را نوشته و همین فیلم بعدها به یکی از آثار مهم سینمای ایران تبدیل شد. داستان مردی که بعد از مرگ گاوش، کمکم خودش را گاو میبیند، هم تلخ است، هم عجیب، هم پر از معناهای اجتماعی و روانی.
ساعدی روانپزشک بود و مدتی در جنوب تهران طبابت میکرد. همین شناخت او از روان انسان در داستانهایش هم دیده میشود. شخصیتهای ساعدی اغلب آدمهایی هستند که زیر فشار فقر، ترس، خرافه و قدرت کمکم از هم میپاشند. ساعدی زندگی پر تلاطمی داشت. ساواک او را بازداشت و شکنجه کرد و گفته میشود بعد از بیرون آمدن از زندان، دیگر آدم سابق نشد. خود ساعدی هم بعدها در مصاحبهای گفت فشار آن دوران او را تا مرز جنون برده بود.
بهرام صادقی
بهرام صادقی یکی از متفاوت ترین نویسندههای ایرانی است و معروف ترین کتاب او ملکوت است. ملکوت رمان کوتاهی است که با یکی از عجیبترین شروعهای داستانی فارسی آغاز میشود. همین شروع غریب، خواننده را خیلی زود وارد فضای تاریک، وهمآلود و غیرعادی کتاب میکند.
نکتهی جالب دربارهی ملکوت این است که گفته میشود صادقی آن را در یک نشست چند ساعته نوشته است. کتاب کوتاه است اما فضای سنگینی دارد و سراغ موضوعهایی مثل مرگ، فساد، ترس، گناه و تباهی انسان میرود.
بهرام صادقی در مجموعه داستان سنگر و قمقمههای خالی هم با طنز تلخ، نگاه پوچگرایانه و شخصیتهای پریشان، تصویری متفاوت از زندگی آدمهای شهری ساخت.
احمد محمود
احمد محمود بیشتر با کتاب همسایه ها شناخته میشود. داستان این رمان در اهواز و در سالهای ملی شدن صنعت نفت میگذرد. دورهای پرالتهاب که سیاست، فقر، خیابان و زندگی روزمرهی مردم عادی به هم گره خورده بود.
نکتهی مهم دربارهی همسایهها این است که احمد محمود تاریخ را از دل زندگی یک نوجوان روایت میکند. شخصیت اصلی کتاب، خالد، در یک خانهی شلوغ و محلهای فقیر زندگی میکند و کمکم از دنیای سادهی نوجوانی وارد عشق، سیاست، زندان و مبارزه میشود.
همسایهها هم سالها با ممنوعیت و مشکل چاپ روبهرو بود، اما با وجود این حاشیهها، یکی از ماندگارترین رمانهای اجتماعی ایران شد. از دیگر آثار احمد محمود میتوانیم به زمین سوخته اشاره کنیم.
غزاله علیزاده
معروف ترین کتاب غزاله علیزاده خانه ادریسی ها است. این رمان دو جلدی داستان خانوادهای اشرافی را روایت میکند که خانه و زندگیشان زیرورو میشود. علیزاده داستان خانه ادریسی ها را در شهری خیالی به نام عشقآباد روایت میکند و خانه را فقط بهعنوان یک مکان نشان نمیدهد. خانه در این رمان، بخشی از هویت و گذشتهی شخصیتهاست.
غزاله علیزاده سالها با بیماری سرطان درگیر بود و در نهایت در سال ۱۳۷۵ خودکشی کرد. این رمان جایزهی بهترین رمان بیست سال ادبیات داستانی را گرفت.
کتاب صوتی خانه ادریسی ها را میتوانید در فیدیبو بشنوید.
صادق چوبک
تنگسیر معروف ترین کتاب صادق چوبک است. تنگسیر داستان مردی به نام زارمحمد است. مردی که بعد از سالها کار و زحمت، دیگران حقش را میخورند و او تصمیم میگیرد خودش انتقام بگیرد. چوبک داستان را در جنوب ایران پیش میبرد و فضای گرم، خشن و پرتنش جنوب، بخش مهمی از قدرت کتاب است.
چوبک تنگسیر را با الهام از یک ماجرای واقعی نوشت. او در آثار دیگری مثل انتری که لوطیاش مرده بود، خیمهشببازی و چراغ آخر هم سراغ آدمهای فرودست، زخمخورده و حاشیهنشین رفت. زبان او بیپرده، تلخ و گاهی خشن است
نویسندگان ایرانی جدید
صمد طاهری
صمد طاهری از نویسندههای مهم داستان کوتاه در سالهای اخیر است. او با مجموعه داستانهایی مثل شکار شبانه و زخم شیر شناخته میشود. او در زخم شیر سراغ آدمهایی میرود که درگیر گذشته، زخمهای شخصی و فشارهای اجتماعیاند.
نسیم مرعشی
نسیم مرعشی از نویسندههای نسل جدید ایران است و معروفترین کتاب او پاییز فصل آخر سال است است. این رمان در سال ۱۳۹۳ منتشر شد و بعدتر جایزهی ادبی جلال آلاحمد را گرفت. داستان دربارهی سه زن جوان است که هرکدام در نقطهای حساس از زندگی خود ایستادهاند؛ یکی میان ماندن و رفتن، یکی میان عشق و شکست، و دیگری میان گذشته و آینده. از دیگر کتاب های او میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
مهدی یزدانیخرم
مهدی یزدانیخرم از نویسندههای متفاوت ادبیات معاصر ایران است و یکی از معروفترین کتابهایش من منچستریونایتد را دوست دارم است. این رمان فقط دربارهی فوتبال نیست.
در رمانهای یزدانی خرم تاریخ ایران به شکل خطی و ساده روایت نمیشود. در من منچستریونایتد را دوست دارم، بخشهایی از تاریخ معاصر ایران، از دههی ۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد، با فضایی سورئال و چندلایه کنار هم قرار میگیرند. از دیگر کتاب های او میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
مریم حسینیان
مریم حسینیان با اولین کتابش، بهار برایم کاموا بیاور، نامزد جایزه گلشیری شد. داستانهای او از نمونههای متفاوت داستاننویسی زنانه در ایران به حساب میآید. داستان دربارهی زنی نویسنده است که همراه خانوادهاش از شهر دور میشود، اما این دور شدن آرامآرام او را با ترسها، آشفتگیها و تاریکیهای درونیاش روبهرو میکند.
نکتهی جالب دربارهی بهار برایم کاموا بیاور این است که فضای آن به رمانهای گوتیک نزدیک است. این کتاب در قالبی نامهوار نوشته شده و همین فرم، حالوهوای شخصی و درونی رمان را پررنگتر میکند. از دیگر کتابهای او میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
یعقوب یادعلی
یعقوب یادعلی از نویسندهها و فیلمسازان ایرانی است که با کتاب آداب بیقراری برنده جایزه گلشیری شد. داستان دربارهی مردی به نام کامران خسروی است. مردی که در ظاهر زندگی معمولی دارد اما در ذهنش بیقراری، میل به فرار و فکرهای تاریک جریان دارد. از دیگر کتابهای او میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
بلقیس سلیمانی
بلقیس سلیمانی از نویسندهها و منتقدان ادبی معاصر ایران است و یکی از معروفترین کتابهایش بازی آخر بانو است. داستان این رمان دربارهی دختری به نام گلبانو است که در روستا زندگی میکند و میخواهد مسیر زندگیاش را خودش انتخاب کند؛ مسیری که خانواده، فقر، سنت و جامعه مدام جلوی آن میایستند.
سلیمانی در کتابهایش سراغ مسئلهی زن، روستا، طبقه و سرنوشت از پیش تعیینشده میرود. از دیگر کتابهای او میتوان به آثار زیر اشاره کرد:
اسامی نویسندگان ایرانی به ترتیب حروف الفبا
فهرستی کاربردی از نام نویسندگان ایرانی به ترتیب حروف الفبا:
- الف
میرزا فتحعلی آخوندزاده
میرزا حبیب اصفهانی
جلال آلاحمد
- ب
صمد بهرنگی
- پ
زویا پیرزاد
- ج
محمدعلی جمالزاده
- چ
صادق چوبک
- ح
مریم حسینیان
- د
محمود دولت آبادی
سیمین دانشور
- س
غلامحسین ساعدی
بلقیس سلیمانی
- ص
بهرام صادقی
- ط
عبدالرحیم طالبوف
صمد طاهری
- ع
غزاله علیزاده
بزرگ علوی
- گ
ابراهیم گلستان
- م
زینالعابدین مراغهای
نسیم مرعشی
عباس معروفی
مصطفی مستور
احمد محمود
- و
فریبا وفی
- ه
صادق هدایت
- ی
یعقوب یادعلی
مهدی یزدانی خرم
نویسندگان معروف ایرانی معاصر
نویسندگان ایرانی معاصر به کسانی گفته میشود که از دوران مشروطه به بعد یعنی در قرن چهاردهم شمسی، در شکلگیری ادبیات جدید فارسی نقش داشتند. این دوره برای داستاننویسی ایران بسیار مهم است، چون رمان، داستان کوتاه و نثر مدرن فارسی در همین سالها جدیتر و گستردهتر شد.
صادق هدایت
صادق هدایت مسیر داستاننویسی فارسی را از روایتهای ساده دور کرد و به سمت داستان مدرن برد. او تنهایی، اضطراب، مرگ، بیگانگی و تاریکیهای ذهن انسان را وارد ادبیات داستانی ایران کرد. موضوعهایی که قبل از او کمتر با این شدت و شکل در داستان فارسی دیده میشد. اهمیت هدایت در این است که نشان داد داستان فقط برای روایت یک اتفاق بیرونی نیست، بلکه میتواند وارد ذهن آشفتهی انسان شود و جهان را از زاویهای تیره، روانشناختی و مدرن نشان بدهد.
سیمین دانشور
سیمین دانشور تجربهی زنانه را به مرکز رمان فارسی آورد. اهمیت او فقط در این نیست که از نخستین زنان جدینویس ایران بود. مهمتر این است که نشان داد خانه، خانواده، رابطهی زن و مرد، مادر بودن، ترس، سکوت و انتخابهای روزمره هم میتوانند مواد اصلی یک رمان اجتماعی و جدی باشند.
هوشنگ گلشیری
هوشنگ گلشیری داستان فارسی را از نظر فرم و شیوهی روایت جلو برد. او به جای اینکه فقط به قصه و ماجرا تکیه کند، روی زبان، زاویهی دید، زمان غیرخطی، ذهن شخصیت و ساختار روایت کار کرد. اهمیت گلشیری در این است که به نویسندگان بعد از خود نشان داد چطور گفتن هم مهم است.
ابراهیم گلستان
ابراهیم گلستان در ادبیات داستانی فارسی بیشتر با زبان و نثر خاصش اثر گذاشت. نثر او آهنگدار، فشرده، دقیق و تصویری است و به همین دلیل نوشتههایش به روایت معمول و سرراست شباهت ندارند. گلستان داستان را به سینما نزدیک میکند.
زویا پیرزاد
زویا پیرزاد نشان داد رمان آرام و کمحادثه هم میتواند تأثیرگذار و خواندنی باشد. اهمیت او در توجه به جزئیات زندگی روزمره، رابطههای خانوادگی، سکوتهای زنانه و احساسات پنهانی است که معمولا در ظاهر زندگی معمولی دیده نمیشوند. نثر پیرزاد ساده، نرم و بیادعاست، اما همین سادگی باعث شد بسیاری از خوانندگان با جهان داستانی او ارتباط بگیرند.
نویسندگان معروف ایرانی قدیمی
در این بخش، بیشتر سراغ نویسندگانی میرویم که در شکلگیری نثر جدید، داستاننویسی مدرن، نمایشنامهنویسی و نقد اجتماعی در ایران نقش داشتند. این نویسندگان مسیر را برای نسلهای بعدی، از صادق هدایت و بزرگ علوی تا نویسندگان معاصر، باز کردند.
محمدعلی جمال زاده
جمالزاده نویسندهی یکی بود یکی نبود، از مهمترین چهرههای آغاز داستاننویسی مدرن فارسی است. او زبان داستان را به زبان مردم نزدیکتر کرد و نشان داد قصهی فارسی میتواند از فضای رسمی و قدیمی فاصله بگیرد.
عبدالرحیم طالبوف
طالبوف، نویسندهی کتاب احمد، از نویسندگان و روشنفکران دورهی مشروطه بود. نوشتههای او بیشتر اجتماعی و انتقادی هستند و به دغدغههای تجدد، قانون، آموزش و پیشرفت جامعه میپردازند.
زینالعابدین مراغهای
زینالعابدین مراغهای، نویسندهی سیاحتنامهی ابراهیمبیگ، از چهرههای مهم نثر انتقادی پیش از مشروطه است. او در این کتاب، با زبان سفرنامه و روایت، مشکلات جامعهی ایران را نقد کرد.
میرزا فتحعلی آخوندزاده
میرزا فتحعلی آخوندزاده از پیشگامان نمایشنامهنویسی و نقد اجتماعی در جهان فارسیزبان است. آثار او به شکلگیری نگاه انتقادی و مدرن در ادبیات ایران کمک کردند.
میرزا حبیب اصفهانی
میرزا حبیب اصفهانی، نویسنده و مترجم سرگذشت حاجیبابای اصفهانی، از چهرههای مهم نثر فارسی در دورهی قاجار است.
سه نویسنده معروف ایران
اگر قرار باشد فقط سه نویسنده ایرانی مهم را انتخاب کنیم، باید به اسامی زیر اشاره کنیم:
صادق هدایت
صادق هدایت داستاننویسی مدرن را به ادبیات ایران آورد. او به جای روایت بیرونی اتفاقها وارد ذهن، تنهایی، ترس و تاریکیهای درونی انسان شد.
سیمین دانشور
سیمین دانشور مهمترین نویسندهی زن ایرانی است. نویسندهای که داستانهای جدی مینوشت اما صدای زنانهی خودش را هم حفظ کرد.
محمود دولتآبادی
محمود دولتآبادی زندگی مردم فرودست، روستاها، فقر و رنج را به مرکز رمان فارسی آورد. او با نثر قدرتمند و جهانسازی گستردهاش نشان داد ادبیات داستانی ایران فقط محدود به شهر و روشنفکران شهری نیست.








