Loading

چند لحظه ...
کتاب عزاداران بَیَل‌

کتاب عزاداران بَیَل‌

نسخه الکترونیک کتاب عزاداران بَیَل‌ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۸۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب عزاداران بَیَل‌

عزاداران بَیَل مجموعه هشت داستان پیوسته درباره فلاکت‌های مدام مردمان روستایی به نام بَیَل است. این کتاب را غلامحسین ساعدی نوشته و در سال ۱۳۴۳ چاپ شده است. داستان «گاو» یکی از معروف‌ترین داستان‌های این مجموعه است که توسط داریوش مهرجویی به صورت فیلم درآمد.

ادامه...

مشخصات کتاب عزاداران بَیَل‌

بخشی از کتاب عزاداران بَیَل‌

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب عزاداران بَیَل‌

رمانی با قلم روان که خواننده را با خود تا آخر کتاب همراه میکند و در هر قصه بحرانی حقیقی از زندگی روستایی را روایت میکند.به جرات میتوان گفت از خوبترین های رمان اجتماعی ایرانی بود.
در ۳ سال پیش توسط ندا نجابتی ( | )
خیلی کتاب جالب و خواندنی و روان نوشتته شده.فکر میکنم یکی از بهترین کتابهای استاد ساعدی باشه.هر داستانشو میشه فیلم کرد .جدی
در ۳ سال پیش توسط ali...138 ( | )
فکر نمی کردم این قدر خوب باشه این کتاب.جهان ساده ی ساعدی از پس دهه ها زمان می گذره و تر و تازه بهت می رسه و تو در عجب می مانی که این روستا و آدم های ساده و مریضش چطور به دلت می نشینند. چطور درد و مرض های شان و سیاهی و روشنایی زندگی های شان و روایت مینیمال ساعدی این قدر جذاب می شود... فوق العاده بود.
در ۴ سال پیش توسط ... ( | )
عزاداران بَیَل مجموعه هشت داستان پیوسته درباره مردمان روستایی به نام بَیَل است که غلامحسین ساعدی نگاشته و در سال ۱۳۴۳ چاپ شده است. کتاب از مجموعه داستانهای روستایی غلامحسین ساعدی به شمار می‌آید.از داستان چهارم این کتاب است که فیلمنامه و فیلم گاو ساخته شده استقصه دوم: برای نخستین بار، با عنوان «شفایافته ­ها» در مجله سخن شماره 4/5، دوره 14، مهر و آبان 1342 به چاپ رسید. داستان دوم حکایت یک بیماری مسری همگانی است. ولی در ده، مهم­تر از شیوع وبا، مرگ «آقا» است. داستان براساس عزاداری اهالی ده برای «آقا»ی ده، دور می­زند و پسر نوجوانش، که جانشین او شده است، ولی او بی توجه به نقش اجتماعی مهمی که به میراث برده است، به جستجوی دخترخاله بیمارش به شهر می­رودداستان سوم: روایت خشکسالی و گرسنگی و فقر است. داستان با گردبادی شروع می­شود. اهالی «بیل» از گرسنگی در به ­در شده ­اند، و سرانجام برخی در گوشه و کنار به دزدی پرداخته­ اند. در پایان، اهالی گرسنه «بیل»، جسد الاغی را که او هم از گرسنگی و خشکسالی مرده است، پیدا می­کنند و برای جماعت گرسنه ­ی ده می­برندداستان چهارم: مشهورترین داستان کتاب و داستان «گاو» است. در دهی که مردم نان ندارند بخورند یک روستایی گاوی دارد. گاو همه­ ی ثروت اوست. گاو می­میرد و دهقان که تمام زندگیش از آن گاو تغذیه می­شده، در برابر این حادثه عقلش را از دست می­دهد و خود را گاو می­پندارد. در پایان اهالی دارند او را به سوی شهر می­برند تا معالجه­ اش کنند، ولی او هم مثل گاوش در راه شهر می­میردداستان پنجم: مرثیه­ ای برای یک سگ ولگرد است. سگ غریبه و درمانده ­ای به عباس پناه آورده است. ابتدا سگ­ها و سپس اهالی «بیل» در مقابل سگ غریبه جبهه می­گیرند. در نهایت همگی برای خلاصی از حضور سگ غریبه دست به توطئه ­ای جمعی می­زنندداستان ششم: مشدی جبار در راه شیئی عجیب دیده است. اهالی «بیل» شبانه به دیدن آن شیئ ناشناخته می­روند. از سوی دیگر بیماری دامنگیر ده شده است. اهالی ده، شیئ را برمی­دارند و با خود به ده می­آورند. به نظر روستائیان، این شیئی غریب و ناشناخته باید حتماً هدیه­ ای آسمانی و مقدس باشد. آنها علم و کتل می­آورند و به فکر می­افتند که برایش ضریح بسازندداستان هفتم: موسرخه گرفتار بیماری جوع (ناسیرایی) شده است. هرچه او را می­بندند و حبس می­کنند فایده­ ای ندارد. او با میلی بی ­پایان هرچه را که به دستش می­رسد، می­خورد. او را به صحرا می­برند و رها می­کنند. دهات اطراف هم او را از خود می­رانند. موسرخه تغییر شکل داده و بی­ وقفه می­خورد. در همین موقع، یکی از دهاتی­ها، جانور عجیبی که به «بیل» آمده و مانند گراز به خرمن­ها زده را می­کشد. کمی بعد، اهالی «بیل»، موسرخه را توی خرمن­ها پیدا می­کنند. پسرمشدی صفر می­خواهد او را مانند جانوری بکشد. در پایان، موسرخه در میدان بزرگ شهر است و آدم­های شهری به او به چشم جانوری که در فاضلاب زندگی می­کند، می­نگرندداستان هشتم: قصه یک «عروسی» است. «اسلام» به عنوان (عاشیق - نوازنده) به عروسی دعوت شده است. او به همراه پسر «مشدی صفر» به عروسی می­رود. در راه به خاطر مجرد بودن، سر به سر «اسلام» می­گذارند. «اسلام» از صدای خنده ­ها کلافه است و به همراه «شاه­ تقی» می­نوازد، و بیوه زنی که اسبش بیمار است از «اسلام» کمک می­خواهد. «اسلام» با مشتی خاک، اسب را معالجه می­کند ا. شربیانی
در ۴ سال پیش توسط ... ( | )
یکی از بهترین کتاب هایی که خوندم تعجبم از این هست که چرا این کتاب این همه مورد بی مهری قرار گرفتهساعدی در داستان هایی که در فضاهای روستایی شکل می گیره ، اعتقادات ، فرهنگ ، خرافات ، و خوبی ها و بدی هایی که آدم ها می تونن داشته باشن به زیبایی به تصویر می کشه :حرص ، شکم پرستی ، دروغ ، تهمت ، زنا ، قتل ، دلبستگی به دنیا ، ......ب نظر من این کتاب جزو آبروهای ادبیات ایران هست
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۸
  • ۹
  • بعدی ›
  • آخرین ››