دسته‌ بندی
Loading

چند لحظه ...
با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!
جای خالی سلوچ

جای خالی سلوچ

نسخه الکترونیک جای خالی سلوچ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید!

نقد و بررسی جای خالی سلوچ

«و هنوز به چشم می‌توانیم ببینیم که زنان ما در جاهای مختلف ایران پابه‌پای مرد کارهای دشوار انجام می‌دهند، در امر دامداری، کشاورزی، نساجی و غیره. و در سهمی که از عذاب زندگی می‌برند و نیرویی که در مقاومت و سخت‌کوشی در برابر این زندگی مصرف می‌کنند هم هیچ کم از مردها ندارند. کدام پسر ایرانی را شما می‌بینید که نسبت به مادرش احساس دین در رشد و پرورش خودش، بیش از آنچه که نسبت به پدرش دارد نداشته باشد...» این جملاتی است که در پشت جلد رمان جای خالی سُلوچ از محمود دولت‌آبادی می‌خوانیم. از روی همین سطرها می‌شود فهمید که رمان درباره‌ی زنان و به خصوص زنان ایرانی که به تنهایی عهده‌دار زندگی و مسئولیت‌های آن هستند.

درباره کتاب جای خالی سُلوچ

محمود دولت‌آبادی در مدت زمان سه سال حبس در زندان ساواک داستان جای خالی سلوچ را در ذهن پرورانده بود و پس از آزادی از زندان طی ۷۰ روز آن را به تحریر درآورد. این رمان که می‌توان آن را جزء مهمترین آثار ادبیات مدرن ایران دانست، زندگی مشقت‌بار یک زن روستایی به نام «مِرگان» را روایت می‌کند که در یکی از روستاهای دورافتاده ایران به نام «زمینج» زندگی می‌کند. سلوچ که شوهر مرگان است، به ناگهان ناپدید می‌شود و مِرگان تلاش می‌کند تا کانون خانواده که شامل دو پسر به نام‌های عباس و ابراو و یک دختر دوازده ساله به نام هاجر است را همچنان حفظ کند. کتاب فراز و نشیب‌های زندگی زنی را روایت می‌کند که هم عاشق سلوچ است و هم بخاطر اینکه شوهرش او و خانواده‌اش را ترک کرده از او عصبانی است. در این میان مسائلی همچون بحران هویت، ازهم پاشیدگی زندگی روستایی، تغییر شغل به سمت زندگی صنعتی و مهاجرت به شهر همه از دل روایت یکتایی برمی‌خیزند که موازی با مشقت‌های زندگی روستایی و محرومیت‌هایش در دهه‌ی چهل در جریان است. یادگیری تاریخ از دل ادبیات، درس بزرگ ادبیات داستانی است و این اثر بسیار به آن وفادار. کتاب درباره کسی است که نیست و هست. سلوچ نیست اما نبودنش تمام داستان را پر کرده است. داستان درباره‌ی نبودن سلوچ است و اینکه مرگان و فرزندانش چگونه با این نبودن کنار می‌آیند.

این رمان یک رمان رئالیستی است و دولت‌آبادی سعی کرده به خوبی روزگاری که بر مرگان و خانواده‌ی او پس از سلوچ می‌گذرد را ترسیم کند. ادبیات خاص و قلم منحصر به فرد دولت‌آبادی هم شاید در ابتدا مطالعه را کمی کند به پیش برد، اما زمانی که چشم و گوش با آن خو گرفت، اهمیت و شیرینی‌اش را نشان میدهد. توصیفات، انتخاب واژگان، ترکیب و جمله‌بندی، آرایه‌های زیبا و به‌جا از ویژگی‌های نثر دولت‌آبادی در این کتاب هستند. توصیفات و شخصیت‌پردازی‌های کتاب آنقدر قوی و پررنگ هستند که ناخودآگاه شما نیز خود را در میان داستان می‌بینید و گویی شما هم با آنها زندگی می‌کنید. توصیفات دقیق همراه با جزئیات و اطلاعات مفید در ارتباط با آن ناحیه‌ای که توصیف می‌کند قابل تأمل است. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۳۵۸ به چاپ رسید و پس از آن انتشارات آگاه، نشر

جملاتی از کتاب:

«در این دنیای بزرگ، جایی هم آخر برای تو هست. راهی هم آخر برای تو هست. درِ زندگانی را كه گِل نگرفته‌اند!»

«حتما نباید کسی پدرت را کشته باشد تا تو از او بیزار باشی. آدم‌هایی یافت می‌شوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان در تو بیزاری می‌رویاند.»

«گاه پيش مى آيد كه آدمى در دوره ى كوتاه عمر خود، هزار بار ميميرد و زنده ميشود. براى پسر مرگان، هزار بار مردن و زنده شدن، همين دم بود.»

« زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو نه می‌توانی زخم را از قلبت وا بکنی و نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی. زخم تکه‌ای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی. قلبت را چگونه دور می‌اندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.»

درباره محمود دولت‌آبادی نویسنده‌ی کتاب جای خالی سلوچ

محمود دولت‌آبادی نویسنده‌ی نامدار ایرانی زاده‌ی ۱۳۱۹ در سبزوار است. بسیاری از آثار او به زبان‌های دیگر از جمله انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی و چینی ترجمه شده است. او پس از پایان تحصیلات ابتدایی در روستا، به شهر سبزوار رفت و مشاغل گوناگونی را تجربه کرد. او در سال ۱۳۳۸ به تهران رفت و سال بعد در تئاتر پاریس مشغول به کار شد. او سابقه‌ی همکاری با بهرام بیضایی و اکبر رادی در تئاتر را دارد. رمان ده جلدی کلیدر را می‌توان به‌عنوان مشهورترین اثر این نویسنده نام برد. نگارش چندین نمایشنامه و فیلم‌نامه نیز در کارنامه‌ی این نویسنده‌ی مشهور ایرانی وجود دارد. محمود دولت‌آبادی تلاش کرده است تا در آثارش رنج و سختی اهالی روستاهای شرق ایران خصوصاً خراسان را به تصویر بکشد. داستان‌های او اغلب در سبک رئالیسم نوشته‌ شده‌اند و در گذر زمان نثر او از فارسی ساده به زبان شاعرانه و گاه مغلق گرایش پیدا کرده است. در سال ۲۰۱۳ این نویسنده برگزیده جایزه ادبی «یان میخالسکی» سوییس شد و در سال بعد، یعنی در سال ۲۰۱۴ جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر فرانسه در تهران به محمود دولت‌آبادی اهدا شد. از دیگر آثار این نویسنده می‌توان به سلوک، زوال کلنل و اتوبوس اشاره کرد.

برای مشاهده‌ی آثار و مطالعه‌ی آنها می‌توانید از اپلیکیشن و وبسایت فیدیبو استفاده کنید.

کتاب جای خالی سلوچ برای چه کسانی مناسب است؟

رمان‌های رئالیستی طرفداران خود را دارند و ما را در درک دنیای دیگری که شاید از آن بی‌خبر باشیم کمک می‌کنند. این اثر نیز به این مورد وفادار بوده و با مطالعه‌ی آن می‌توانید از تاریخ گذشته‌ای که شاید خود تجربه نکرده‌اید درس‌هایی بگیرید. نثر زیبای این اثر هر علاقه‌مند به ادبیات را به خود جذب می‌کند و به همین دلیل اگر شما نیز از خواندن این گونه متون لذت می‌برید این کتاب گزینه‌ی خوبی برای شماست. شما می‌توانید برای مطالعه‌ی این کتاب به وبسایت فیدیبو مراجعه کنید.

در بخشی از کتاب جای خالی سلوچ می‌خوانیم

همه چیز عجیب بود. برای مرگان همه چیز عجیب می‌نمود؛ و از همه عجیب‌تر جای خالی سلوچ بود. اما هیچ روزی جای خالی سلوچ مرگان را به این حال وانداشته بود. دیگر این حیرت نبود. وحشت

بود. هراسی تازه. ناگهانی و غریب. بی آنکه خرد دریابد. چشم‌هایش وادریده و دهانش وامانده بود. جای خالی سلوچ این بار خالی‌تر از هميشه می‌نمود. مثل رمزی بود بر مرگان. چیزی پیدا و ناپیدا.

گمان. همان چه زن روستایی «وه» می‌نامدش. وهم! شاید سلوچ رفته بود. این داشت بر مرگان روشن می‌شد. مرگان تازه داشت احساس می‌کرد که پرهیز سلوچ از هرچیز، کناره‌گیری‌اش از مرگان و خانه، بهانه نبود، زمینه بود. سلوچ خود را جدا کرده بود، دور انداخته بود. ناخنی به ضربه قطع شده که بیفتد. چه شب‌های درازی را سلوچ باید با خودش کلنجار رفته باشد؛ چه روزهای سنگینی را باید بیزار و دل‌مرده در خرابه و در خیرات و در خارستان گذرانده باشد؛ چه فکرها، وهم‌ها، خیال‌ها! بچه‌ها را -لابد- یکی یکی به درد از دل خود برکنده و دور انداخته بوده، و مرگان را -لابد- در خاطر خود گم‌وگور کرده بوده است. دیگر چه می‌ماند که سر راه برجای گذاشته باشد؛ غصه‌هایش؟ نه! به یقین که سهم خود را همراه برده است. به یقین برده است. این را دیگر نمی‌شود از خود کند و دور انداخت. و این را دیگر نمی‌توان به کسی واگذار کرد. نه؛ با بار سنگین‌تری بر دل، باید رفته باشد. رفته است. رفته. بگذار برود. بگذار برود!

مشخصات جای خالی سلوچ

  • ناشر نشر چشمه
  • قیمت نسخه چاپی قیمت نسخه چاپی ۱۲۰,۰۰۰ تومان
  • تاریخ نشر ۱۳۹۰/۱۱/۱۶
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.21 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۰۵ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره جای خالی سلوچ

من حداقل توی عمرم ۶۰۰ جلد کتاب خوندم و بدون اغراق میگم این بهترین و عمیق ترین کتابی بوده که تو تمام عمرم خوندم از دستش ندید ممنون فیدیبو که آوردی این کتاب شاهکار رو
در ۱ سال پیش توسط 922...675 ( | )
یادگیری تاریخ از دل ادبیات، درس بزرگ ادبیات داستانی است و این اثر بسیار به آن وفادار. بازخوانی نتایج حاصل از انقلاب سفید که دولت آبادی در مقدمه سال ۶۱ آن را به صراحت نقد می کند، با خواندن روایت پررنگ و پررنگ تر می شوند تا مسائلی همچو بحران هویت، از هم پاشیدگی زندگی روستایی، تغییر شغل به سمت زندگی صنعتی و مهاجرت به شهر همه از دل روایت یکتایی برمی خیزند که موازی با دردهای زندگی روستایی، محرومیت ها و جهالت هایش در دهه ۴۰ در جریان است. چنین اثری از صدها خاطره نویسی از فقر و بدبختی اثرگذارتر است، چرا که روایت منسجم و زیسته شده ای به ذهن می آورد که انسان با اعتماد به نویسنده سطور می تواند پاسخ سوالات منطقی و تاریخی خودش را به تدریج ببیند و به تعریف دقیق کلمه، تاریخ بیاموزد. نکته دیگری که از لابلای سطور به ذهنم خطور میکرد، نقش سامان دهنده مذهب در زندگی جوامعی است که هر کاری از دستشان برمی آید. جماعتی که به عقب ماندگی هایشان و رفتارهای قبیله ای شان افساری نمی توان زد، جز با ایجاد هنجارهای برآمده از مذهب، و حتی با وجود آنها هم هنوز مترصد فرصتی هستند تا خوی وحشی و غیرقابل مهار خودشان را نشان دهند و به نوعی از حفره ایجاد شده سهم خود را برکشند بجای پرکردن جای خالی؛ و این مساله یعنی از کارکردهای سنت های دینی، هرچند شاید در سطحی ترین لایه آن نشان میدهد تا جلوی فجایع اجتماعی و فرهنگی بیشتر را بگیرد ادبیات خاص و قلم منحصر به فرد دولت آبادی هم شاید در ابتدا مطالعه را کمی کند به پیش برد، اما زمانی که چشم و گوش با آن خو گرفت، اهمیت و شیرینی اش را نشان میدهد و در کل برای من سرشار از یادگیری جملات محاوره ای دلنشین و ضرب المثلهای جالب توجه بود. تنها نکته ای که نه آنرا نقد، بلکه شاید اختلاف سلیقه یا تاثیر نویسندگانی همچو تولستوی و هاینریش بل بر سلیقه متاخرم میدانم، این است که در مقایسه با آثار آن نویسندگان که به بررسی درونیات شخصیت های اصلی داستان می پردازند و آنها را در موقعیت های متفاوتی قرار می دهند تا بیش از پیش درونیات بیشتری برای مخاطب آشکار کنند، انگار دولت آبادی به واکاوی موقعیت ها بیشتر از شخصیت ها علاقه دارد. یعنی در سراسر کتاب با موقعیت های دشواری روبرو می شویم که فرق نمی کند کدام شخصیت در آن جای گرفته، هرکدام دیگر را اگر قرار دهی در توضیحات تفاوت چندانی بوجود نمی آید، چرا که تاکید بر ویژگی های خاص آن موقعیت است و نه نوع نگاه فردی که در آن قرار گرفته است. روی هم رفته اثر داستانی خوبی است هم ردیف سووشون که خواندنش توصیه می شود
در ۱ سال پیش توسط امین ( | )
واقعا جزو بهترین کتاب‌هاییه که خوندم. داستان پرکشش ... اصلا نمیشه زمین گذاشتش. شخصیت مرگان واسه من همیشه الگوی یه زن قوی بوده. من چاپیشو خوندم چون اون موقع تو فیدیبو نبود‌. با توجه به اینکه کتاب حجیمیه همین الکترونیکشو بخرین و اصلا شک نکنین.
در ۱ سال پیش توسط meh...dar ( | )
اخه کی میتونه از کتاب های استاد دولت ابادی بگذره ... بیشتر ازین توضیح نمیدم حتما بخونین من دو بار خوندم واقعا عالیه
در ۱ سال پیش توسط 933...214 ( | )
از اون کتاباس که تو لیست «کتاب‌های پیش از مرگ» باید قرار بگیره
در ۱ سال پیش توسط مصطفی بلند قامت ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ..
  • ۱۴
  • ۱۵
  • بعدی ›
  • آخرین ››