لیلی معلمش را خیلی دوست دارد و دلش میخواهد وقتی بزرگ شد، معلم شود.
روزی مامانبزرگ لیلی برایش کیف بنفش و براق و عینک شیکی میخرد. لیلی وسایل جدیدش را به مدرسه میبرد و دلش میخواهد سر کلاس به همه نشان دهد، اما معلمش به او اجازه نمیدهد و وسایلش را از او میگیرد. لیلی آنقدر ناراحت میشود که تصمیم میگیرد این کار معلمش را تلافی کند