کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی

کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی

نسخه الکترونیک کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی

قالب‌های مختلف شعری در ادبیات ایران و جهان، همواره محلی برای بیان اندیشه‌ها و احساسا‌ت شاعران بوده است.  نامداران شعر فارسی هم از ظرفیت «شعر» استفاده کرده‌اند تا احساس، وقایع و تخیل را همراه هم کنند و خواننده را با دریافت و بینش شخصی‌شان نسبت به زندگی همراه کنند.

 وحشی بافقی یکی از نامداران شعر فارسی، با تسلط و استفاده از همه‌ی قالب‌های شعری؛ کوشیده آنچه را در زندگی خود تجربه کرده به زیباترین و تاثیرگذارترین شکل به دیگران منتقل کند. او با کمک واژه‌ها خواننده را با عواطفش همراه کرده و چنان ماهرانه از زبان روزمره عصر خودش استفاده کرده است که مخاطب امروز هم می‌تواند با شعرهایش همراه شود و عاشقانه‌های آمیخته با هجر و وصالش را زیر لب زمزمه کند.

کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی مجموعه‌ای از سروده‌های بافقی است که می‌توان با آن به دنیای سرسپردگی‌های وحشی بافقی سفر کرد.

زندگینامه کمال‌الدین وحشی بافقی

کمال‌الدّین یا شمس‌الدّین محمّد وحشی بافقی شاعر خوش‌آوازه ایرانی در سال 939 قمری به دنیا آمد. او کودکی خود را در شهر بافق در استان یزد در زمان پادشاهی «شاه طهماسب یکم صفوی» در خانواده‌ای معمولی گذراند. شمس‌الدّین محمّد  به همراه برادرش که او نیز  اهل ادب بود، به محافل شعرا می‌رفتند. بعد از مدتی وحشی بافقی در جستجوی علوم مختلف به یزد رفت و چند سال زیر نظر بزرگان و عالمان شهر به تحصیل مشغول شد. پس از یزد به کاشان رفت و به عنوان مکتب‌دار در آن‌جا مشغول به کار شد. او به سرزمین‌های دیگر هم از جمله هرمز هم سفر کرد ولی برای ادامه‌ی زندگیش به یزد بازگشت و تا آخر عمر در آن‌جا زندگی کرد. تاریخ دقیق درگذشت شمس‌الدّین در دست نیست و بین سال‌های 991 تا 997 تخمین زده شده است. او را بر سر کوهی به خاک سپرده‌اند و روی سنگ مزارش یکی از اشعار خودش را کنده‌کاری کرده‌اند: «كرديم نامزد به تو بود و نبود خويش/  گشتيم هيچ كاره ملك وجود خويش»

اشعار وحشی بافقی، آینه‌ای از سختی‌های زندگی او

زندگی شمس‌الدّین محمّد وحشی بافقی در تنهایی و سختی گذشت، مصائب زندگی او اشعارش را تحت تاثیر قرار داد. غزل‌های که او می‌سرایید روایت عشق‌های شکست‌خورده و زندگی‌های پررنج بود. دلدادگی‌ و دلباختگی‌‌هایی که وحشی بافقی در شعرهایش ترسیم کرده، سبب شده است اشعار عاشقانه‌ی او در فارسی بی‌نظیر باشند. شعرهای بافقی به دل می‌نشینند زیرا در آن زمان که شعرای دیگر به سراییدن شعرهایی با کلمات عربی مشغول بودن بافقی با استفاده از کلمات سهل و آسان و روزمره شعر می‌گفت.

مروری بر آثار وحشی بافقی

آثار زیادی از وحشی بافقی به جامانده است که شامل کلیات، دیوان و غزلیات است. کلیات او حدود نه هزار بیت در قالب قصیده، رباعی، مثنوی، ترکیب‌بند و ترجیع‌بند، غزل و قطعه است. از وحشی بافقی دو منظومه‌ی ‌عاشقانه «ناظر و منظور» و «شیرین و فرهاد» هم به جامانده است. «ناظر و منظور» حدود هزار و پانصد هزار بیت دارد که داستان پادشاه و وزیری است. پادشاه و وزیر در این داستان هر دو با هم صاحب فرزندی می‌شوند. پادشاه اسم پسر خود را «منظور» و وزیر نام پسر خود را «ناظر» می‌نامد. فرزندان آن‌ها با هم کودکی را سپری می‌کنند و عاشق یکدیگر می‌شوند. وحشی بافقی در «ناظر و منظور» عشق ممنوعه همجنسگرایانه را به تصویر می‌کشد. «ناظر» در گلایه به استاد خود که عشق آن‌ها را آشکار کرده است می‌گوید:

به دام عشق منظورست پابست               زمام اختیارش رفته از دست

 اگر یک لحظه حاضر نیست منظور        از او افتد به مکتبخانه صد شور

 نشیند گوشه ای از غصه دلتنگ            زدلتنگی بود با خویش در جنگ

 گزد انگشت، چندانی که در مشت          سیه سازد چو نوک خامه انگشت

 گهی بندد ز تکرار سبق لب                 که من دیگر نمی آیم به مکتب

 زمانی در گریبان آورد سر                   گهش چون حلقه ماند چشم بر در

 چو منظور از در مکتب در آید              نماند رنج، و اندوهش سرآید

 درآید در مقام همزبانی                      کند آهنگ عیش و شادمانی

منظومهی دیگر بافقی «شیرین و فرهاد» است که با 1070 بیت ناتمام مانده است. پس از مرگ وحشی بافقی، «وصال شیرازی» منظومه «شیرین و فرهاد» را با اضافه کردن 1251 بیت تمام کرد. در بعضی منابع گفته شده است «عثمان پنجشیری» و شخصی به نام «مصطفی» هم در تکمیل منظومه «شیرین و فرهاد» نقش داشته‌اند. در این منظومه وصف «فرهاد» به عشقش به «شیرین» اینچنین آمده است:

چو دید آن نوش لب شوخ پریزاد           که فرهاد است در آن صنعت استاد

صلاح آن دید چشم شیر گیرش            که با تیر نگه سازد اسیرش

به مشکین طره سازد پای بستش          دهد کاری که می‌شاید به دستش

غرورش مصلحت را آنچنان دید            که باید مایه دید و پایه بخشید

نخستین شرط عشق است آزمودن        نشاید هر کسی را در گشودن

بسا کس کز هوس باشد نظر باز           بسا کز عشق باشد خانه پرداز

 

وحشی بافقی یک دیوان اشعار هم از خود به یادگار گذاشته که شامل حدود نه هزار بیت است.

نگاهی کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی

کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی ابتدا با شعرهای ترکیب بند «در مدح ایرانشاه» شروع می‌شود و به دنبال آن مجموعه‌ای از قصیده‌های کمال‌الدین وحشی بافقی آورده شده است.

 از جمله قصیده‌های کتاب می‌توان به «در ستایش غیاث‌الدین محمد میرمیران» «در ستایش پروردگار»، «در ستایش حضرت علی(ع)»، «در ستایش میرمیران»، «در ستایش امام دوازدهم(ع)»، «در ستایش شاه طهماسب»، «در ستایش عبدالله خان اعتمادالدوله»، «در ستایش شاهزاده آزاده شاه خلیل الله»، «در ستایش امام هشتم»، «در ستایش بکتاش بیک»، «در ستایش خان احمد» و «در ستایش بکتاش بیگ حکمران کرمان» اشاره کرد.

در ادامه‌ی قصیده‌های کتاب غزلیات بافقی که شامل 397 غزل است، گردآوری شده است. در انتهای این غزلیات کمال‌الدین وحشی بافقی

می‌گوید:

وحشی سخنان تو عجب سینه گداز است               این گرمی طبع از تف پنهان که داری

قطعات سروده شده‌ی بافقی بخش بعدی کتاب است که شامل 43 قطعه است. از جمله این قطعات می‌توان به «وجه برات»، «هجو شما می‌کنم»، «فغان از ابروی پرچین»، «بزم تاریک»، «غضنفر گله جاری»، «مبارک باد»، «هجو شراب» و «تاریخ علم» اشاره کرد. شاعر در انتهای قطعات می‌گوید:

هر یکی داده ز تاریخ علم آگاهی:

جای عزت طلبان داعیه جان داران              باد پای علم عز خلیل اللاهی

پس از قطعات سروده شده‌ی وحشی بافقی به مثنویات او می‌رسیم که ابتدا با «سرآغاز» و «در گله گزاری و ستایش» شروع می‌شود و در ادامه «در ستایش ولی سلطان و بکتاش بیگ و قاسم بیگ» و «در تاریخ بنای گرمابه» را می‌خوانیم. همچنین در بخش مثنویات او شعری با عنوان «از نامه‌ی پرسوز و گدازی که شاعر شوریده دل به دلدار سفر کرده‌ی خود نگاشته است» گذاشته شده است که احساس حزن و اندوه شاعر را در قالب کلمات می‌شود حس کرد و با آن ارتباط برقرار کرد. وحشی بافقی در این مثنوی چنین می‌سراید:

منم با خاک ره یکسان غباری        به کوی غم نشسته خاکساری

چنین افتاده‌ام مگذار غمناک        بیا و ز یاریم بردار از خاک

غبارم را فکن در رهگذری           که گاهی می‌کند آن مه گذاری

کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی شامل 66 رباعی بافقی نیز هست. در ادامه رباعیات، ترجیعات سروده‌ شده‌ی او آورده شده است. در این بخش از کتاب ترجیع‌بند می‌توان «ما گوشه‌نشینان خرابات الستیم» را بخوانیم. ترکیبات که شامل «شرح پریشانی» بافقی است بخش بعدی مجموعه اشعار است. بافقی این شعر را اینگونه شروع کرده است:

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید            داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه بی سروسامانی من گوش کنید              گفت‌وگوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی          سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی

کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی که فیدیبو آن را منتشر کرده است برای دانلود و خرید pdf  (پی دی اف) در سایت و اپلیکیشن فیدیبو موجود است.

 

درباره‌ی وحشی بافقی بیشتر بخوانیم

«کلیات دیوان وحشی بافقی» هم کتاب دیگری درباره‌ی بافقی است که «سعید نفیسی» در ابتدا‌ی آن مقدمه‌‌ای کاربردی نوشته است. «انتشارات جاویدان» کتاب «کلیات دیوان وحشی بافقی» را منتشر کرده است. کتاب الکترونیکی «خوشا عشق فرهاد و شیرین» به انتخاب «مهشید مشیری»، «صد شاعر دریچه ای به دنیای شعر فارسی، از آغاز تا امروز» با گردآوری «خسرو شافعی» و «مستانه 1؛ ناب‌ترین سرودهای شاعران کهن ایران زمین» با نگارش «مجتبی قاسم‌پور» کتاب‌های دیگری درباره‌ی وحشی بافقی و آثارش هستند که برای دانلود و خرید در فیدیبو موجودند.

در یکی از اشعار عاشقانه وحشی بافقی  می‌خوانیم

اثرها دارد این آه شبانه                                        ولی گر نیست عاشق در میانه

عجبها دارد این عشق پرافسون                              ولی چون عاشق از خود رفت بیرون

چو بیخود از دلی آهی برآید                                 درون تیرگی ماهی برآید

چون بی‌خود آید از جانی فغانی                             شود نامهربانی مهربانی

چون عاشق را مراد خویش باید                              به رویش کی در وصلی گشاید

نداند کز محبت باخبر نیست                                 همی نالد که با عشقم اثر نیست

دلی باید ز هر امید خالی                                     درون سوز، آرزوکش، لاابالی

که تا با تلخ کامی‌ها برآید                                    مگر شیرین لبی را در خور آید

چو فرهاد آرزو را در درون کشت                           کلید آرزوها یافت در مشت

به کلی کرد چون از خود کرانه                              بیامد تیر آهش بر نشانه

نمود از دولت عشق گرامیش                                اثر در کام شیرین تلخ کامیش

چنان بد کن شه خوبان ارمن                               سرشکر لبان شیرین پر فن

 

مشخصات کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی

  • ناشر فیدیبو
  • تاریخ نشر ۱۳۹۵/۱۱/۰۶
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 4.06 مگابایت
  • تعداد صفحات صفحه

نظرات کاربران درباره کتاب مجموعه اشعار وحشی بافقی

من عاشقش اشعار زیبای وحشی هستم بسیار زیبا بود صد ستاره به فیدیبو بخاطر این کارهای شاهکارش واقعا دمتون گرم
در ۳ سال پیش توسط ميلاد شعباني ( | )
عالییییییییی ۵ ستاره کمشه
در ۳ سال پیش توسط احسان اسدی ( | )
بی نظیر
در ۳ سال پیش توسط متین م.و ( | )
ب سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
در ۱ ماه پیش توسط yas...501 ( | )
خیلی جذابه
در ۶ ماه پیش توسط 991...937 ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • بعدی ›
  • آخرین ››