فیدیبو نماینده قانونی انتشارات بازاریابی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آینده پژوهی در کار و کسب

کتاب آینده پژوهی در کار و کسب

نسخه الکترونیک کتاب آینده پژوهی در کار و کسب به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آینده پژوهی در کار و کسب

یکی از ایراداتی که به تحقیقات کمّی در بازاریابی گرفته می‌شود، این است که تلاش می‌شود با مطالعه‌ی آماری و عدد و رقمی رفتار مصرف‌کنندگان در گذشته، به تصمیم‌سازیهایی برای آینده بپردازد، درحالی‌که با عینک دیروز و امروز نمی‌توان به فردا نگاه کرد. به همین دلیل است که در کشورهای توسعه‌یافته خصوصاً امریکا میزان اقبال به تحقیقات کیفی و‌‌ ‌دستیابی به اطلاعات و روندهای مغز خزنده و ضمیر ناخودآگاه فزونی گرفته است. به عبارتی لازم است برای موفقیت در تصمیمهایی که برای آینده گرفته می‌شود تا حد امکان تعصب به زمان گذشته و زمان حال را به حداقل برسانیم. و این نیاز به طراحی هوشمندانه‌ی آینده دارد که موضوع علم آینده‌پژوهی است. آینده پژوهی چگونگی مواجهه با آینده را به ما می‌آموزد و هدف آن کشف، ایجاد و ارزیابی آینده‌های ممکن، آینده‌های محتمل و آینده‌های مطلوب است.‌ آینده‌پژوه، نادانی هوشمندانه دارد؛ او عدم قطعیت را با جان و دل باور دارد، اما تلاش می‌کند این عدم قطعیت را مدیریت کند. او تصورات خویش و دیگران را به چالش می‌کشد. اهل روِیابافی است. داستان‌ساز است. سناریونویس است. او یاد گرفته است که بشر می‌بایست خانه‌اش را در ابرها بسازد، اما پایه‌هایش را روی زمین استوار کند.‌ ساختن خانه در ابر نشان از به پرواز درآوردن تصورات و اندیشه‌ورزی پارادایم‌شکن است و استواری در روی زمین اشاره به تلاش برای جامه‌ی عمل پوشاندن به آن تصورات است. مگر نه اینکه روِیا زیربنای ایده است؟ و ایده‌ی ساختارشکن وقتی با اقدام عملی یک کارآفرین همراه می‌شود به موجودیت مبدل می‌گردد؟

ادامه...

بخشی از کتاب آینده پژوهی در کار و کسب

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

یکی از ایراداتی که به تحقیقات کمّی در بازاریابی گرفته می شود، این است که تلاش می شود با مطالعه ی آماری و عدد و رقمی رفتار مصرف کنندگان در گذشته، به تصمیم سازیهایی برای آینده بپردازد، درحالی که با عینک دیروز و امروز نمی توان به فردا نگاه کرد. به همین دلیل است که در کشورهای توسعه یافته خصوصاً امریکا میزان اقبال به تحقیقات کیفی و دستیابی به اطلاعات و روندهای مغز خزنده و ضمیر ناخودآگاه فزونی گرفته است. به عبارتی لازم است برای موفقیت در تصمیمهایی که برای آینده گرفته می شود تا حد امکان تعصب به زمان گذشته و زمان حال را به حداقل برسانیم. و این نیاز به طراحی هوشمندانه ی آینده دارد که موضوع علم آینده پژوهی است. آینده پژوهی چگونگی مواجهه با آینده را به ما می آموزد و هدف آن کشف، ایجاد و ارزیابی آینده های ممکن، آینده های محتمل و آینده های مطلوب است.
آینده پژوه، نادانی هوشمندانه دارد؛ او عدم قطعیت را با جان و دل باور دارد، اما تلاش می کند این عدم قطعیت را مدیریت کند. او تصورات خویش و دیگران را به چالش می کشد. اهل روِیابافی است. داستان ساز است. سناریونویس است. او یاد گرفته است که بشر می بایست خانه اش را در ابرها بسازد، اما پایه هایش را روی زمین استوار کند.
ساختن خانه در ابر نشان از به پرواز درآوردن تصورات و اندیشه ورزی پارادایم شکن است و استواری در روی زمین اشاره به تلاش برای جامه ی عمل پوشاندن به آن تصورات است. مگر نه اینکه روِیا زیربنای ایده است؟ و ایده ی ساختارشکن وقتی با اقدام عملی یک کارآفرین همراه می شود به موجودیت مبدل می گردد؟
پس دیگر نمی توانیم آینده ی خود را بر اساس اطلاعات گذشته بسازیم بلکه، می توانیم با الهام از آن اطلاعات و اضافه کردن قدرت روِیا وتصورات خارج از چارچوب تجربیات و دانشهای مرسوم امروزی به دنیای فردا بیندیشیم. همچنانکه ژول ورن عمل می کرد.
پس آینده نگری تنها متکی بر تخیلات نیست و پایه های علمی دارد. مطالعات آینده پژوهی با تحلیل کردن روندهای فعلی و بهره گیری از تکنیکهای علمی سعی بر آن دارد که میزان تاثیرگذاری آنها را بر آینده مورد بررسی قرار دهد.
در کتابهای قبلی بارها و به کرّات نوشته ام که بزرگترین اختراع بشریت مدیریت است، و بزرگترین دستاورد مشترک تمام علوم جامعیت نگری است. آینده پژوهشی با جامعیت نگری آمیختگی و پیوندی محکم دارد. کافی است به این بیندیشیم که آینده پژوهان به چه تفکراتی برای موفقیت در آینده پژوهی نیاز دارند. آنها عبارتند از تفکر استراتژیک، تفکر سیستمی، تفکر نقادانه، تفکر روِیابافی، تفکر سناریوسازی، تفکر تغییرپذیری، در کنار مهارتهایی چون اقتصاد، بازاریابی، فناوری، خلاقیت، فرهنگ، و روشهای پیش بینی، تصمیم سازی، تصمیم گیری و...
به همین جهت است که فعالیت تیمی و رفتار جامعیت نگر معنا و مفهوم می یابد. شاید روزی خلق اتومبیلی که مانند سایر اتومبیلها در خیابان و جاده به پیش می رود، اما اگر لازم باشد همانند هواپیما به پرواز درآید و اگر لازم باشد همانند کشتی در آب حرکت کند، فقط در حد یک روِیا در ذهن یک انسان روِیاباف بوده است، اما امروز دیگر فقط یک روِیا نیست و خلق شده است.
شاید تولید ماشین لباسشویی با قطرات بیش از حد ریز شده ی آب و بدون نیاز به شوینده های آلاینده ی محیط زیست روزی فقط یک روِیا بود، اما قطعاً در آینده در حد روِیا باقی نمی ماند. شاید روزی تولید اتومبیلهایی که با ریختن آب به درون باک آنها و با تجزیه ی اکسیژن آن و فرستادن آن به هوا و به کارگیری هیدروژن به عنوان سوخت را می شنیدیم، به عنوان یک روِیا با آن برخورد می کردیم، اما در آینده این روِیا یا سایر روِیاهای دیگر نیز به واقعیت مبدل خواهد شد.
آینده پژوهان با به کارگیری قدرت روِیا، تصویرسازی پارادایم شکن، سناریونویسی و با بهره گیری از تفکرات و مهارتهایی که ذکر شد به ایجاد سازمانهای یادگیرنده، و اشتباه کننده و پرسشگری می پردازند، که فقط به "چراها" نمی اندیشند بلکه، با "چرا که نه" به فردای متفاوت می اندیشند و عمل می کنند.
آینده پژوهی علم طراحی هوشمندانه ی آینده است و کاروکسب ها بشدت به آن نیاز دارند. چون آنچه که تاکنون توانسته است مشتریان را راضی و خشنود کند بی شک برای تامین رضایت و خشنودی مشتریان فردا کفایت نمی کند. و در این مسیر سازمانهایی که چشم اندازی شفاف از موضوعات و رویدادهای مختلف دارند و دیدی جامع نسبت به مسائل دارند، موفق خواهند بود.
این کتاب سعی دارد دریچه ی دیگری را به روی مدیران و کارشناسان سازمانها باز کند تا فقط در حصار فعالیتها و پیروزمندیهای روزمره نمانند و با آینده پژوهی، به نوآوری بپردازند.
همچنانکه پیتر دراکر گفت کاروکسب دو چیز بیشتر نیست: "بازاریابی" و "نوآوری." بازاریابی برای تامین خشنودی مشتریان امروز، و نوآوری برای تامین خشنودی مشتریان فردا، و این دو جدا از هم نیستند. حال برای نوآور و فرصت یاب بودن لازم است به آینده پژوهی اهمیت بشتری بدهیم، و به یاد بیاوریم آموزه ی کنت بلانچارد را که می گفت سازمانهای پیشرو دو تیم دارند، یک تیم به بهبود فرایندها و محصولات جاری می پردازد و یک تیم برای آینده فکر می کند.
امیدوارم این کتاب بتواند سوالاتی را در ذهن همراهان عزیز ایجاد کند؛ چون این سوالات هستند که باعث پیشرفت می شوند. و تفاوت انسان و ماشین در همین هاست.
لازم می بینم از همراهان عزیزم که همیشه یار و یاور من در انجام وظایف خدمت رسانی به اهالی باپتانسیل بازاریابی ایران بوده اند، صمیمانه تشکر کنم.
دکتر سیداحسان گلپرور زحمات ارزشمندی را در نظم بخشی به این کتاب متحمل شدند، ضمن آنکه مرتضی امیرعباسی و دکتر محمدرضا حسن زاده جوانیان هم کمکهای شایانی کردند.
احمد آخوندی، مدیر توانای انتشارات بازاریابی، و محسن جاویدموید، سردبیر دانای مجله ی "توسعه مهندسی بازار" نیز در ساماندهی مطالب و ویراستاری این کتاب تلاشهای ارزنده ای داشتند.
تقاضا می کنم توصیه ها و نظرات خود را برای در نظر گرفتن جهت چاپهای بعدی کتاب از طرق زیر به ما برسانید:

* سایت شخصی پرویز درگی: www.dargi.ir
* نشانی اینترنتی: info@TMBA.ir
* سایت انتشارات بازاریابی: www.marketingPublisher.ir
* نشانی اینترنتی: info@marketingPublisher.ir
* نشانی انتشارات بازاریابی: تهران، خیابان آزادی (شرق به غرب)، بعد از خوش شمالی، کوچه نمایندگی، پلاک ۱، واحد ۱۰
*با شماره ی تلفکس: ۶۶۴۳۱۴۶۱(۰۲۱)
* با شماره ی تلفنهای: ۶۶۴۲۳۶۶۷(۰۲۱) و ۶۶۴۳۴۰۵۵(۰۲۱)
*با شماره ی تلفن همراه شخصی ام: ۰۹۱۲۱۹۹۴۲۸۱

گر بخواهید در این یک دم عمر
نیک جویای حقایق باشید

و به چشم همه نیکان جهان
بس برازنده و لایق باشید

هدفی ناب بیابید و در راه وصال
عالم عامل عاشق باشید

سبز باشید
پرویز درگی

فصل اول . آینده پژوهی و تغییر کاروکسب ها

آینده پژوهی؛ حرفه ای کهن، دانشی نوین

وینستون چرچیل، سیاستمدار پرآوازه، امپراتوریهای آینده را از آن امپراتوریهای ذهن می داند. در حقیقت اندیشیدن پیرامون آینده و تفکر در خصوص حوادث آن، رسمی کهن در اذهان آدمیان است. انسانها از بدو پیدایش و استقرار در غارهای نمناک و جدال بر سر بقای خویش، کوشیده اند تا به مدد پدیده های طبیعی، چینش ستارگان در آسمان بیکران و نیز روشن بینی های کاهنان و گوشه نشینان معابد و منجمان، رگه هایی از آینده را درک کنند.

آینده پژوهی، از افسانه های قدیمی تا ژول ورن و داوینچی

این میراث کهن در هزاره های متمادی همچنان ادامه یافته است و تبلور آن در جنبه های مختلف پدیده های بشری، از داستانها و افسانه ها گرفته تا کهن الگوها و کاروکسبها نمود یافته است. آنجا که ژول ورن بلندپروازانه، داستانی پیشگویانه به نام پاریس در قرن بیستم را در سال ۱۸۶۳ منتشر ساخت و این کتاب در غبار زمان مفقود شد تا آنکه مدتی پیش سر از صندوقچه ای در آورد و با چاپ مجدد، خوانندگان خود را انگشت به دهان گذاشت.
ژول ورن در عصر فئودالیسم و جدالهای خونین و به لطف دو ستیهای خود با دانشمندان عصر خویش، سخن از آسمانخراشهای بلورین، و پدیده های مشابه اینترنت، نمابر، تلویزیون، بالابر، قطارها و اتومبیلهای پرسرعت، و... می زند. توان تخیل ژول ورن و تلفیق آن با شمّ آینده نگری او موجب شد تا وی بتواند در دیگر کتابهای خود نظیر سفر به ماه، به پیش بینی های دقیق و شگفت انگیز دست یابد.
آمیخته ی تخیل و تفکر عالمانه خمیرمایه ی آینده نگری است، آنچه که موجب شد تا دانشمند و هنرمند ایتالیایی دوره ی رنسانس، لئوناردو داوینچی را نیز بتوان در زمره ی شهیرترین " آینده نگرهای" عصر کهن در نظر گرفت.
خردورزان عصر حاضر از داوینچی با لقب کهن الگوی عصر رنسانس یاد می کنند؛ دگراندیشی بزرگ و خالق شاهکار لبخند ژکوند، که توانست قرنها پیش طرحهایی خلاقانه برای ساخت ماشینهای پرنده، ادوات و سازو برگهای نظامی بسیار مدرن، کیلومترشمار، ساعت، خط معکوس، چتر نجات و... را ارائه کند. کهن الگوها زائیده ی ناخودآگاه جمعی بشر و میراث روانی او است که آن را برآمده از اساطیر یونان باستان می دانند. ناخودآگاه جمعی را می توان ژرف ترین لایه ی ناخودآگاه آدمی دانست که در بطن آن بی نهایت مفهوم و معنا وجود دارد و انسانها در بخشی از این ناخود آگاه با یکدیگر شریک هستند و برخی خصلتها از سوی ناخود آگاه جمعی به انسان به ارث می رسد. بدین رو، کهن الگوها نقشی بی بدیل در فرایند آینده نگری دارند. تا آنجا که نمود آنها در ابزارهای سنتی پیشگویی آینده، نظیر کارتهای تاروت از سوی روان تحلیلگر جهانی یعنی یونگ تایید می شود. کارل گوستاویونگ، روانپزشک و روانشناس اتریشی، کارتهای تاروت را به عنوان سفرای کهن الگوها می داند، الگوهایی که هر یک برشی از درون پیچیده ی آدمیان هستند، برخی دیگر از آینده نگرها، تاروت را آیینه ای می دانند که دریچه ای را به سوی افقهای پنهان ناخود آگاه بشر می گشاید و نهان جویان (کاوشگران علوم مخفیه) آن را ابزاری علمی با چاشنی تخیل و سرگرمی در کشف دورنمای آدمی در نظر می گیرند.
وسوسه های تاروت در اندیشه ی صاحبان کاروکسب نیز به چشم می خورد تا آنجا که اساتیدی مثل پیتر استیدل، نویسنده ی کتاب نوروبرندینگ، مفاهیم عمیق کهن الگوها را با دانش بازاریابی درهم می آمیزند (درباره ی دیدگاههای استیدل به مجله ی توسعه مهندسی بازار، شماره ی ۳۲، سال هفتم، سال ۱۳۹۲) مراجعه کنید.
آنچنان که روشن است آینده پژوهی سنتی دیرین است که به اشکال مختلف بروز یافته است. منجمان و مصریان باستان برای پیش بینی وضعیت طغیان رود نیل به ستاره ها خیره می شدند و سنگ بنای نظریه ای قابل توجه در مطالعات آینده به نام نظریه ی بزرگ کرانچ را گذاشتند. نظریه ای که در آرا و اندیشه های انیشتن نیز به چشم می خورد. این نظریه را به نام تئوری ققنوس هم می شناسند؛ چرا که در کیهان شناسی، این نظریه، سناریوی احتمالی در انتظار جهان آینده را مطرح می کند که طبق آن جهان بزرگ شده و بعد رشدی معکوس را طی خواهد کرد و دوباره باز چون ققنوسی از میان خاکسترهای خود زاده می شود. بدین ترتیب، طبق این نظریه، زندگی و رویدادهای آن ممکن است خود را در آینده ای دور تکرار کنند. این نظریه نمایانگر اهمیت توجه و تعمق در گذشته به منظور تسلط بر آینده است. ضرورت مطالعه ی روزهای تاریخی گذشته با هدف غافلگیر نشدن در آینده، در ادبیات کاروکسب نیز به چشم می خورد.
یونانیان باستان نیز ید طولایی در نظریه پردازی پیرامون آینده داشته اند. یونانیان از گذشته های دور به همراه کاهنان و فرمانروایان و وکلای خود در معبدی اسرارآمیز به نام دلفی گرد هم می آمدند تا وقایع آینده را با چاشنی داستان گوش کنند. دانش آینده در این معبد به شکل خاصی بایگانی و حفظ می شد تا آنجا که از دلفی به عنوان مرکز دانش آینده یاد می کردند. روش دلفی، امروز به روشی علمی تبدیل شده است که یکی از اساتید فلسفه ی دانشگاه یوسی ال ای (UCLA) به منظور به کارگیری پیش بینی های خبرگان علمی آن را معرفی کرد و امروز از جایگاهی قابل توجه بویژه در مباحث مرتبط با کاروکسب برخوردار است. بهره گیری از تواناییهای پیش بینی کننده در حیوانات، کف بینی، الهام، حس ششم یا همان ادراک حسی فوق العاده (ESP (۱) و... از دیگر تلاشهای بشر برای کشف آینده است. این قبیل پیش بینی ها گاه جنبه ای طنز آمیز به خود می گیرند و بیشتر رویکردی سرگرم کننده دارند. پیش بینی هایی نظیر آنچه کارخانه ی شکلات سازی هیلدبرند در بیش از یک قرن و پیش از آینده ی شیرین بشر روی بسته بندیهای شکلات خود چاپ می کند.
البته تفکر نظام مند پیرامون آینده پژوهی عمری کمتر از یکصد سال دارد، حال آنکه آینده پژوهی امروز، یکی از عجیب ترین و پرطرفدارترین حرفه ها و مشاغل دنیا است. آینده پژوهی مدرن را می توان تاحدودی متاثر از اندیشه های مرتبط با جنگ دانست؛ چراکه در اوایل سال ۱۹۰۰ میلادی بود که شاعری ایتالیایی تبار و حامی موسولینی، دیکتاتور وقت منتشر ساخت. سالها بعد یکی از پژوهشگران ارشد کاخ سفید درست پس از خاموش شدن شعله های جنگ جهانی دوم، طی مقاله ای در حوزه ی آینده پژوهی، از انقلاب اطلاعات در آینده ی بشر خبر داد. مدتی بعد و در کشاکش جنگ سرد نیز نخستین اندیشکده و مرکز مطالعات آینده پژوهی نیروی هوایی ارتش امریکا تاسیس یافت.
روند آینده پژوهی در دهه ی ۱۹۸۰ میلادی به اوج خود رسید و با فراغت از عصر جنگ سالاری توانست در عرصه ی کاروکسب نیز عرض اندام کند.
رای کورزاویل که هم اینک در استخدام گوگل قرار دارد، یکی از مشهورترین آینده پژوهان جهان است که پیش بینی هایی را برای سال ۲۰۵۰ بشر صورت داده است. از نظر وی انسانها به قدری با فناوری عجین خواهند شد که بعید است بتوان مرزی میان این دو قائل شد. از نظر او در عصر ساپورگها (انسانهایی که تلفیقی از انسان و فناوریهای پیچیده هستند)، دنیا یک میلیارد برابر هوشمندتر خواهد بود.
آینده پژوهی نه به معنای پیش بینی بلکه، به مفهوم طراحی هوشمندانه ی آینده است و چگونگی مواجهه با آینده را به ما می آموزد. با توجه به آنکه تنها قطعیت موجود در کاروکسب، عدم قطعیت است، بدیهی است که آینده پژوهی می تواند منافع بسیاری برای تجارت و مواجهه ی آن با شرایط پیچیده، متنوع، و تلاطم کاروکسب داشته باشد.
وندل بل، نویسنده ی صاحبنام حوزه ی آینده پژوهی، غرض از آینده اندیشی را کشف، ایجاد و ارزیابی آینده های ممکن، آینده های محتمل و آینده های مطلوب می داند. علم شناخت آینده از دستاوردهای علوم مختلف بویژه علوم پایه و ریاضیات، جامعه شناسی، مدیریت، سیاست، اقتصاد، فناوری، مهندسی، فلسفه، و... بهره می گیرد. دنیل فرانکلین نیز در کتابی تازه با عنوان ابرتغییر (MegaChange) که انتشارات اکونومیست به بازار عرضه کرد، با نگاهی تیزبینانه به ترسیم چهره ی آینده جهان در سال ۲۰۵۰ می پردازد. وی در سه بخش اصلی به بررسی تغییرات جهانی در عرصه ی جمعیت، انقلاب اجتماعی، و فناوری می پردازد که هریک به نوبه ی خود نقش بسزایی در محیط کلان کاروکسب ایفا می کند.
وی در نظریه ی مارپیچ جمعیت خود، پیش بینی می کند که جمعیت جهان تا سال ۲۰۵۰، حدود ۹ / ۸ میلیارد نفر خواهد بود. در این میان نزدیک به ۵۰ درصد از رشد جمعیت در قاره ی افریقا خواهد بود و این تهدیدی فرصت آمیز برای فعالیتهای تجاری در بازار افریقا خواهد بود. به علاوه آنکه جمعیت شهرنشین از ۵۰ درصد کنونی به ۷۰ درصد خواهد رسید. در بخش نیروی کار نیز زنان، جایگاه بیش از نیمی از فعالان بازار را اشغال خواهند کرد و این به معنای پررنگ شدن مهارتهای نرم در کاروکسب خواهد بود. خوشبینی، فرهنگ پذیری، تفکر اجرایی و استراتژیک، یادگیرندگی، دانشگری، گروه گرایی، سازگارپذیری، خودانگیزش گری، و تعامل محوری از جمله مهارتهای نرم به شمار می روند که در آینده به عنوان ملاک اصلی در شایسته گزینی نیروهای کار مطرح خواهند شد. در بخش اجتماعی نیز شاهد شکاف بیشتر در میان طبقه های اجتماعی خواهیم بود و سنگین شدن کفه ی طبقه های مرفه، بازارهای طلایی و گوشه های دنج در بازار، فرصتهایی قابل توجه را برای عرضه ی محصولات لوکس فراهم خواهند کرد.
فرانکلین نگاهی بدبینانه به وضعیت اجتماعی سال ۲۰۵۰ دارد و پیش بینی می کند که در این سال شاهد شکل گیری فئودالیسم نوین در جوامع خواهیم بود. به علاوه فرایند کوچک سازی دولتها و حاکمیتها متوقف و شکم دولتها سیری ناپذیرتر از گذشته خواهد بود. او در پیش بینی دیگری با عنوان طلوع دوباره ی خورشید از سرزمین مشرق، چین را حاکم بلامنازع دنیا می داند و تصور فرانکلین این است که چین، امریکا را به زانو درخواهدآورد.
از نظر او عصر آینده، عصر ممکن بودن غیرممکن ها است. قبل از کشف استرالیا به دست اروپائی ها، دلیلی مبتنی بر وجود قوهایی به غیر از رنگ سفید متصور نبود، حال آنکه با فتح قاره ی استرالیا، قوهای سیاه نیز کشف شدند و بنیان نظریه ای به نام "قوی سیاه (Black Swan)" گذاشته شد.
این نظریه اشاره به رویدادهای بسیار نادر و غیرمحتمل دارد که به طور معمول هیچ کس انتظار وقوع آن را ندارد. از این رو، آینده ی کاروکسبها از آن سازمانهایی خواهد بود که قوهای سیاه را نادیده نگیرند و هزینه ی ریسک را بپذیرند. این قبیل سازمانها علاوه بر سازمانهای یادگیرنده، شامل "سازمانهای اشتباه کننده" خواهد بود. سازمانهایی که هراسی از اشتباه ندارند و حتی آن را ترویج می کنند؛ چه آنکه به قول انیشتن "هر آنکه اشتباهی را مرتکب نشده باشد، هیچ چیز تازه ای را نیازموده است. "
در این میان کشورهای خاورمیانه به باور اکونومیست از مزیت ویژه ای برخوردار خواهند بود و رشد مناسبی را تجربه خواهند کرد. شریان حیات در این عصر وابسته به نوآوری و علوم میان رشته ای خواهد بود. میان رشتگی در برندهای بزرگ نیز به چشم خواهد خورد و بسیاری از برندهای بزرگ با فاصله گیری از رسالت اصلی خود ترکیبی از علوم مختلف را به عنوان چشم اندازشان درنظر می گیرند. برای مثال طبق پیش بینی فرانکلین، در آینده شاهد ائتلاف شرکتهایی مثل گوگل با موسسات عظیم بانکداری نظیر گلدمن ساچز خواهیم بود که به ظاهر فصل مشترک چندانی ندارند.

نظرات کاربران درباره کتاب آینده پژوهی در کار و کسب

متن ضعیف، ترجمه ضعیف (خیلی از قسمتها مشخص است که گردآوری از ترجمه‌های دیگر است)
در 4 هفته پیش توسط داود ابراهیمی