ادبیات و شعر به سخره گرفته شده ... بسیار سطحی بد و آبکی ... اصلی ترین وجه تمایز شعر با نثر که خیال هست ذره ای وجود ندارد...
سبک جالب و بدیع، البته معتقدم که سرسری نوشته شده بودند.
چند کلمه، اما خیال را تا کجا ها که میتواندببرد.
عالی بود
عالی
جنگ تمام شد. کبوتران دوباره در برج قدیمی آشیانه کردند. اما در خانههای ویران اطراف کسی نبود تماشایشان کند
مرد شش ماه انتظار کشید، اما زن برنگشت. «دیگه منتظرت نمیمونم» مرد این جمله را برای زن ایمیل کرد و این بار نیز منتظر جواب...
قرنهاست ساعتهایش از کار افتادهاند. روز و شب با آنها ور میرود، اما هنوز نتوانسته حتی یکی از آنها را تعمیر کند. این ...
صاحب سیرک وسط صحنه سکته کرد و بر زمین افتاد. میمون پاپیون او را باز کرد و دور گردن خودش بست. تماشاگران خندیدند و کف زدند...
آدمهایی که دوست ندارند بروند، وقتی میروند مسیری خلوت را انتخاب میکنند و آرام قدم بر میدارند.