
بخشی از کتاب
جاناتان هارکر برای انجام امور ملکی راهی ترانسیلوانیا میشود، جایی که مرکز خرافات جهان است. او به شهر بیستریتس میرسد و در مهمانخانه ساکن میشود. نامهای از کنت دراکولا دریافت میکند که از او استقبال کرده است. با نزدیک شدن زمان حرکت، وحشت عجیبی میزبانان را فرا میگیرد. پیرزن با التماس از او میخواهد که نرود، چرا که آن شب، شب پیش از روز سنت جرج است؛ شبی که تمام موجودات اهریمنی در جهان قدرت کامل مییابند. او با دیدن تردید مسافر، صلیبی به گردنش میاندازد تا سپری در برابر تاریکی باشد.
وقتی جاناتان سوار کالسکه میشود، جمعیتی از روستاییان با چهرههایی پر از ترحم، نمادهای دفع چشمزخم و طلسمهای باستانی را به سمت او نشان میدهند. سفر آغاز میشود و کالسکه در میان مناظر خیرهکننده کوهستان به پیش میرود، اما هرچه هوا تاریکتر میشود، سایه وحشت سنگینتر میگردد. با فرا رسیدن شب، زوزه گرگها از دوردست به گوش میرسد و کالسکه در گذرگاه بورگو توقف میکند. ناگهان کالسکهای دیگر با اسبهایی سیاه چون زغال سر میرسد. راننده مردی بلندقامت با چشمانی که در تاریکی شب چون خون میدرخشیدند و دندانهایی تیز است.
جاناتان به کالسکه جدید منتقل میشود و سفری وحشتناک به سوی قلعه آغاز میگردد. زوزه ممتد گرگها در میان جنگلهای تاریک، فضایی از دلهره مطلق میسازد. در طول مسیر، شعلههای آبیرنگ مرموزی در تاریکی میرقصند و راننده عجیب هر بار پیاده شده و نقطهای را نشانهگذاری میکند. در اوج ترس، گرگها کالسکه را محاصره میکنند، اما راننده با حرکتی مقتدرانه و دستانی که گویی قدرتی ماورایی دارند، آنها را به عقب میراند. سرانجام کالسکه در دل سکوت شب به حیاط قلعهای ویران و عظیم میرسد که در تاریکی مطلق کوهستان فرو رفته است و هیچ نوری از پنجرههای بسیار بلند آن به چشم نمیخورد.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 55.۰۰ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۱:۰۵:۵۹ |
| نویسنده | برام استوکر |
| مترجم | یاسین قاسمی بجد |
| گوینده | حسین امیدی |
| ناشر | یاسین قاسمیبجد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |