
روشن و امید به برج خیره شدهاند. مردم زیادی از برج خارج و به آن وارد میشوند. روی یکی از دیوارهای برج، تصویر صفحهنمایش موبایل یکی از دو نوجوان، که به اکسپلور اینستاگرام رفته است و صفحات مختلف را تماشا میکند، دیده میشود. لابهلای صفحات، ویدئوی مراسم تدفین پاپ فرانسیس را تماشا میکند.
روشن: (نشسته است، با پوتینش ورمیرود.) نمیشه.
امید: (با خودش) میخوام مغزم رو داغون کنم، با هفتتیر، دستگاه گیوتین، یا یه چیز دیگه. اما... اما... یکی باهام حرف میزنه. توی کلهم باهام حرف میزنه. میگه: «عاقل باش، مگه تو چند سالته؟! هنوز همهی راهها رو نرفتی.» اَه! این آیهها به چه درد من میخوره... لعنت به اون، لعنت به من، دیگه تحمل ندارم. (به روشن) اِ...! بچهکیسه! تو که باز اینجایی!
روشن: اینجام؟
امید: خوشحالم که برگشتی، فکر میکردم برای همیشه رفتی.
روشن: منم.
امید: باز باهمیم. بیا جشن بگیریم، اما چطوری؟ بیا بغل.
روشن: ببند!
امید: عالیجناب، دیشب کدوم گوری بودی؟
روشن: خونهی یکی از رفیقهام!
امید: کدوم رفیق؟
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 326.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 90 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سامی صالحیثابت |
| ناشر | نشر قطره |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۸/۰۵ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 380,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |