
پدر و مادرم به عنوان پزشک در بیمارستان شمارهی ۴ شهر کار میکردند. بهترین بیمارستان در ووهان، شهر بزرگی در مرکز چین. پدرم جراح بود. مادرم پزشک طب سنتی چینی که بیماران را با گیاهان دارویی و طب سوزنی درمان میکرد. وقتی عروسکم بیمار شد، با آبنبات درمانش کردم.
ما در یک ساختمان سه طبقهی آجری در یک مجتمع بیمارستانی نزدیک رودخانهی یانگتسه (طولانی ترین رودخانهی چین) زندگی میکردیم. در تمام طول سال، از راه رودخانه یا راهآهن، از شرق چای و خرمای شیرین، از غرب ابریشم زیبا و آبنبات، از جنوب میوههای گرمسیری و از پکن در شمال مرغابیهای بریان برایمان میآوردند. پدر بیشتر وقتها به من میگفت: «شهرمان شبیه قلب انسان است، تمام خون بدن از آن میگذرد.»
یک شب، مثل بسیاری از شبهای دیگر، پردههای سفید توریمان روی پنجرههای باز با نسیمی که از حیاط میوزید به رقص درآمد. بویِ خوشِ گلهای سرخ و عطرِ آشنای سیر، زنجبیل، و روغن کنجد آپارتمانِ جادارِ طبقهی دوممان را پر کرد. دور میز چهارگوشمان نشستیم و در اتاق نشیمن که پنجرهی بزرگ و پهنش رو به حیاط باز میشد شام خوردیم.
آشپزخانه و اتاقخوابها روبهروی اتاق نشیمن بودند. تمام اتاقهای آن سمت پنجرههای بزرگ داشتند که رو به باغچهی گل سرخ و دیوارهای محوطهی بیمارستان باز میشد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 164 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | ینگچانگ کامپستین |
| مترجم | فریده خرمی |
| ناشر | انتشارات پیدایش |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Revolution is not a dinner party : a novel |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۲۲ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 513,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |