
نوشتن از درد و رنجِ شخصی آسان نیست. پای آدم زود در دام جزئیات گیر میافتد، میشود غرغر یا ناله، حرف پیش نمیرود. سرِ همین چیزها دستم به نوشتن نمیرفت. باید حقیقتی را که منظور داری از لابهلای خیلی چیزها بیرون بکشی؛ اگر اصلاً حقیقتی در کار باشد. برای من یکی لااقل درد با رنج فرق دارد. درد جسم را میفشارد، ولی رنج تفسیر آن درد است در جان آدمی. جفتشان هم بیقداست، نخواستنی. تحمل درد، اگر هم اول کار سخت باشد، نرمنرمک آسان میشود؛ آسان که نه، عادی میشود، برای بقیه شاید زودتر از خودت. اما رنج فرق دارد، لزوماً به درد هم ربطی ندارد. در زبان فارسی هم انگار تمایز روشن است: دلدرد، سردرد و الی آخر. همه دردند، بیهیچچیزِ اضافی، مگر اینکه رنج را خودمان اضافه کنیم. جای رنج همان جاست، در خاطر و خیال، بیربط به واقعیت. برای همین فکر میکنم رنج تفسیر است؛ نه لزوماً حتی تفسیر درد بلکه تفسیر رویدادها یا جزئیات، چرا که رنج بیدرد هم میشود باشد. خیلی به هم ربط ندارند، تنها گاهی بر حسب موقعیت و اتفاق در هم تنیده میشوند.
آنچه در این صفحهها آمده از دل همین تمایز سر برآورده است، از تجربهی دستوپنجه نرم کردن با چنین پرسشهایی در طول سه سال گذشته؛ یعنی از سبزی اردیبهشت ۱۴۰۱ تا سردی بهمن ۱۴۰۳. و تمامش نه ثبت وقایع است، نه شرح آلام و معناآفرینی؛ تلاشی است برای ریز شدن در جزئیات و فهمیدن.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 778.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 118 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | امین مدی |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۱۸ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 340,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |