- از متن کتاب:
بگذارید داستان ورودم به دنیای مد را برایتان تعریف کنم. بعد از اینکه جنیفر وایدمن گرین (یکی از دوستان دورهی کارشناسیارشدم) برای زندگی به نیویورک آمد، با افرادی آشنا شد که در صنعت مد مشغول بهکار بودند. از طریق جنیفر با فریدا فاوالفارا آشنا شدم، یکی از کارکنان هارپرز بازار که از مطرحترین ژورنالها در صنعت مد است. چند ماه بعد فریدا از من خواست که در دفتر این ژورنال سخنرانی کنم و من هم چون تا آنروز با این قشر سروکار نداشتم پذیرفتم.
دفتر مرکزی این ژورنال در ساختمانی بزرگ در مرکز منهتن قرار داشت. قبل از شروع سخنرانی، من و فریدا در کافهای که به پلهبرقی ساختمان مشرف بود نشسته بودیم و شیرقهوه مینوشیدیم. در این فاصله فریدا یک کلاس فشردهی مد برایم گذاشت. راجع به پوشاک تکتک خانمهایی که از کنارمان رد میشدند توضیح خلاصهای به من میداد، اینکه چه برند لباسی به تن دارند و نوع لباس و کفششان چه چیزهایی راجع به سبک زندگیشان فاش میکند. توجه او به تمام جزئیات- و تحلیلش از مد- برایم بسیار جالب بود، درست مانند پرندهنگرهای حرفهای که قادر به تشخیص کوچکترین تفاوت میان گونهها هستند.