
... خب، تا هنوز او اینجاست، همهچیز درست است. نزدیک میروم و هر دقیقه نگاهش میکنم. اما فردا میبرندش، چطور، پس من تنها خواهم ماند؟ الان در تالار، روی میز قرار دارد، دو میز بازی را پهلوی هم گذاشتهاند و نعش، روی آنهاست. ولی فردا، تابوت سفید، سفید مایل به نقرهای خواهد آمد. هرچند اصلاً صحبت از آن نبود... دائماً راه میروم و میخواهم موضوع را برای خودم روشن کنم. حالا شش ساعت است تلاش میکنم که مطلب را روشن کنم. راه میروم. راه میروم. مرتب قدم میزنم... آن واقعه اینطور بود، با سادگی و به ترتیب حکایت میکنم، به ترتیب آقایان. من بههیچوجه شخص ادیبی نیستم، خودتان نیز متوجه میشوید. هرچه میشود، بشود. چنانکه میفهمم، میگویم و وحشتم هم از همینجاست که همهچیز را میفهمم!
اگر میخواهید موضوع را بدانید، یعنی اگر از اول مطلب شروع کنم، چنین بود که او در نهایت سادگی پیش من آمد که اشیایی گرو بگذارد، تا پول آگهی روزنامۀ صدا را بپردازد و آگهی کند که مثلاً «چنین و چنان بانویی، مربی اطفال، حاضر است در خانه تدریس کند و به خارج نیز برود و...» اولش اینطور بود و بدیهی است که من بین او و دیگران فرقی نمیگذاشتم. مثل سایرین بود. میآمد و میرفت، ولی بعداً بهتدریج بین او با دیگران تفاوت قائل شدم.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۶۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 136 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | فیودور میخائیلوویچ داستایوسکی |
| مترجم | رحمت الهی |
| ناشر | انتشارات نگاه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 225,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |