
سروصدای ساختمان سازی کلافهاش کرده بود. گویی دستگاه سنگ تراش را درون سرش کار گذاشته بودند. از اول صبح با صدای آن بیدار میشد، قهوهاش را سر میکشید، کار میکرد و این صدا همچنان تا غروب ادامه داشت. چشمهایش را بست و سعی کرد شنیدهها و دیدههایش از آن وقتها که خیلی دوست داشت را به یاد آورد.
شمیران یا به گویش محلیها شمرون با مزارع و باغهای گسترده در دامنه کوههای البرز به خاطر هوای پاک، چشمهها و رودهای پرآب، آرامش و سکوت، تابستانهای خنک، پائیز زیبا و انبوه درختان که برگهایشان در هر فصل به رنگی درمیآمد بهشتی محسوب میشد؛ وسعت داشت و انگار در دامن کوه خوابیده بود. قدیمیها تعریف میکردند بیشتر منطقه پر از درخت، کشتزار و باغ بود با دو دهکده تجریش و دزاشیب. در زمینهای اطراف این باغها گرگ زیاد بود که باعث زحمت اهالی میشد و به همین دلیل مردم آنجا را ترک کردند و کمی دورتر حوالی امامزاده صالح جای گرفتند. در واقع به غیر از چند آبادی کوچک بقیه منطقه فقط باغهای میوه، مزارع گندم و جو بود. اهالی بومی یا کشاورز و باغدار بودند یا گلهداری میکردند. بعدها در دوره قاجار و پهلوی وقتی ابتدا پای پادشاهان و سپس خانوادههای اشراف و سفارتخانهها به شمیران به عنوان منطقهای ییلاقی باز شد، کم کم بافت روستایی آن از بین رفت، آبادیهای جدیدی شکل گرفت که نام بسیاری از آنها به نام مالکان تغییر کرد، ساکنان جدیدی از راه رسیدند و به قول همان قدیمیها، شمرون دیگه شمرون نشد!
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 855.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 115 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | گیلهگل بهروزان |
| ناشر | نشر بهجت |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |