
نکتهی شناسنامهای: در منابع کتابشناختی، رضا حائری «مترجم» معرفی نشده است. «کتاب الشتر» اثری تألیفی و حاصل پژوهش و گردآوری مشترک بهرنگ صدیقی و رضا حائری است. بنابراین، متن PDP بر مبنای نقش درست این دو پدیدآورنده نوشته شده است.
کتاب الشتر با عنوان فرعی «بازخوانی تجربهی طرح سلسله»، پژوهشی مستند دربارهی یکی از تجربههای کمترشناختهشدهی توسعهی مشارکتی در ایران است. بهرنگ صدیقی و رضا حائری در این اثر به سراغ طرحی رفتهاند که در دههی پنجاه خورشیدی، با مدیریت مجید رهنما، در منطقهی سلسله و شهر الشتر اجرا شد. این کتاب متنی ۳۱۲ صفحه دارد و نشر چرخ آن را منتشر کرده است.
«کتاب الشتر» سرگذشت طرح توسعهی منطقهای سلسله را بازخوانی میکند؛ برنامهای که از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ در الشتر و روستاهای پیرامون آن اجرا شد و میخواست الگویی متفاوت از توسعه را بیازماید. برخلاف برنامههایی که از مرکز طراحی میشدند و بدون شناخت کافی از شرایط محلی به اجرا درمیآمدند، طرح سلسله بر مشارکت مردم، استفاده از ظرفیتهای بومی و پیوند میان حوزههای مختلف زندگی اجتماعی تأکید داشت.
مجید رهنما، از چهرههای اصلی شکلگیری این طرح، پیشتر وزیر علوم و آموزش عالی بود و در زمینهی سیاستگذاری اجتماعی و سلامت فعالیت میکرد. او به رویکردهایی علاقه داشت که توسعه را صرفاً با افزایش بودجه، ساختوساز یا رشد شاخصهای اقتصادی تعریف نمیکردند. در نگاه او، مردم یک منطقه نباید فقط دریافتکنندهی خدمات باشند؛ بلکه لازم است در تشخیص مسائل، تصمیمگیری و اجرای برنامهها نقش داشته باشند.
بر همین اساس، طرح سلسله مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با بهداشت، سوادآموزی، آموزش، راهسازی، معماری، کشاورزی و سازماندهی اجتماعی را در بر میگرفت. گروههای مختلفی از متخصصان، نیروهای محلی و فعالان اجتماعی وارد منطقه شدند تا همراه با مردم دربارهی نیازها و امکانات موجود تصمیم بگیرند. هدف فقط اجرای چند پروژهی عمرانی نبود؛ طراحان میخواستند سازوکاری ایجاد کنند که پس از خروج گروه اجرایی نیز بتواند با اتکا به نیروهای محلی ادامه پیدا کند.
پدیدآورندگان کتاب برای بازسازی این تجربه با مسئلهای اساسی مواجه بودهاند: اسناد طرح پراکندهاند و بسیاری از تصمیمها و اتفاقهای آن فقط در حافظهی افرادی باقی ماندهاند که در پروژه حضور داشتهاند. پژوهش کتاب از سال ۱۳۹۴ آغاز شده و برای آن آرشیوهای مختلف، از سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران و کتابخانهی مجلس گرفته تا منابع دانشگاهی داخل و خارج از کشور، بررسی شدهاند. گفتوگو با حاضران در طرح و استفاده از تاریخ شفاهی نیز بخش دیگری از مسیر پژوهش بوده است.
همین ترکیب اسناد مکتوب و روایتهای شفاهی باعث شده است کتاب فقط گزارشی رسمی از یک برنامهی دولتی نباشد. خواننده با روایتهای گوناگونی روبهرو میشود که گاهی یکدیگر را کامل و گاهی با هم تعارض دارند. نویسندگان این اختلافها را پنهان نمیکنند؛ بلکه نشان میدهند بازسازی یک تجربهی جمعی پس از چند دهه، چگونه تحتتأثیر فراموشی، برداشتهای شخصی و کمبود مدارک قرار میگیرد.
کتاب ابتدا زمینههای سیاسی و فکری شکلگیری طرح را شرح میدهد و سپس به چگونگی ورود گروهها به منطقه، شناخت مسائل محلی و اجرای برنامهها میپردازد. پروژههای بهداشتی، مدرسهها، درمانگاهها، راهها و فضاهای عمومی در کنار تجربههایی دربارهی معماری بومی، انرژیهای پاک و فعالیتهای فرهنگی بررسی میشوند. این جزئیات نشان میدهند که طرح سلسله توسعه را مسئلهای یکبعدی نمیدانست؛ سلامت، آموزش، اقتصاد، محیط زندگی و روابط اجتماعی باید همزمان دیده میشدند.
یکی از پرسشهای اصلی کتاب این است که «مشارکت مردم» در عمل چه معنایی دارد. آیا حضور مردم در ساخت یک جاده یا ساختمان بهتنهایی مشارکت محسوب میشود؟ چه کسانی دربارهی اولویتها تصمیم میگیرند؟ آیا منافع پروژه بهطور برابر میان گروههای مختلف توزیع میشود؟ اگر مردم برای اجرای برنامهای که دیگران طراحی کردهاند نیروی کار فراهم کنند، میتوان آن را توسعهی مشارکتی نامید؟
این پرسشها مانع از آن میشوند که کتاب به ستایشنامهای دربارهی طرح الشتر تبدیل شود. دستاوردها در کنار ضعفها، تضادها و محدودیتهای اجرایی بررسی شدهاند. نویسندگان از مشکلات اداری، اختلاف دیدگاه میان گروهها، کمبود بودجه و ابهام در تقسیم قدرت نیز سخن میگویند. انقلاب سال ۱۳۵۷ طرح را ناتمام گذاشت و تجربهای که قرار بود زمینهساز الگویی گستردهتر باشد، بهتدریج از حافظهی رسمی برنامهریزی ایران کنار رفت.
«کتاب الشتر» از خلال بازسازی این پروژه، دو تصور از توسعه را در برابر یکدیگر قرار میدهد: توسعهی متمرکز که از بالا برنامهریزی و اجرا میشود و توسعهی درونزا که میکوشد دانش، نیازها و تواناییهای مردم محلی را مبنای کار قرار دهد. ارزش کتاب فقط در ثبت یک واقعهی تاریخی نیست؛ این اثر امکان میدهد با فاصلهای چنددهساله دربارهی نتایج، تناقضها و امکان تکرار چنین تجربهای فکر کنیم.
بهرنگ صدیقی جامعهشناس و پژوهشگر علوم اجتماعی است. تحصیلات دانشگاهی او در رشتهی جامعهشناسی و سابقهی فعالیت پژوهشیاش در حوزههای اجتماعی، بر شیوهی مواجههی کتاب با طرح سلسله اثر گذاشته است. او و رضا حائری بهجای آنکه پروژه را فقط از دریچهی تصمیمهای اداری و گزارشهای رسمی ببینند، به روابط میان نهادهای دولتی، گروههای تخصصی و ساکنان منطقه توجه کردهاند.
رضا حائری نیز در این کتاب نقش پژوهشگر و گردآورنده را دارد. همکاری این دو پدیدآورنده شامل یافتن و بررسی اسناد، کنار هم گذاشتن روایتهای پراکنده، گفتوگو با افراد مرتبط با طرح و بازسازی مراحل شکلگیری و اجرای آن بوده است. بنابراین، «کتاب الشتر» حاصل ترجمهی اثری خارجی نیست و نام رضا حائری باید در شناسنامه بهعنوان یکی از پدیدآورندگان یا گردآورندگان کتاب ثبت شود.
شیوهی پژوهش آنان به خواننده اجازه میدهد هم با ایدههای نظری پشت طرح آشنا شود و هم جزئیات اجرایی آن را ببیند. متن میان تاریخ اجتماعی، جامعهشناسی توسعه و تاریخ شفاهی حرکت میکند و میکوشد فاصلهی میان آرمانهای یک برنامه و آنچه در میدان رخ داده است را نشان دهد.
بخش مهمی از بحثهای توسعه در ایران در سطح نظری باقی میماند؛ اما «کتاب الشتر» یک تجربهی واقعی را با جزئیات بررسی میکند. خواننده میبیند ایدههایی مانند مشارکت محلی، توانمندسازی و توسعهی درونزا هنگام اجرا با چه فرصتها و موانعی روبهرو میشوند. به همین دلیل، کتاب میتواند پیوندی میان نظریههای توسعه و واقعیتهای اجتماعی ایران برقرار کند.
اثر حاضر همچنین نمونهی قابلتوجهی از بازسازی تاریخی بر پایهی منابع گوناگون است. نویسندگان محدودیت اسناد و اختلاف روایتها را بخشی از موضوع پژوهش میدانند. این صداقت روششناختی به خواننده یادآوری میکند که تاریخ برنامههای اجتماعی فقط در گزارشهای رسمی ثبت نمیشود؛ خاطرات افراد، عکسها، نامهها، فیلمها و اسناد پراکنده نیز میتوانند بخشی از آن را حفظ کنند.
موضوع کتاب با مسائل امروز ایران نیز ارتباط دارد. تمرکزگرایی، نابرابری منطقهای، نسبت دانش تخصصی با تجربهی مردم و پایداری برنامهها پس از خروج مجریان، همچنان از پرسشهای اصلی سیاستگذاری اجتماعیاند. تجربهی الشتر پاسخ نهایی ارائه نمیدهد؛ اما امکان میدهد این پرسشها را بر اساس نمونهای تاریخی و ملموس بررسی کنیم.
این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران جامعهشناسی، تاریخ معاصر، برنامهریزی منطقهای، مطالعات توسعه، معماری و توسعهی روستایی مناسب است. سیاستگذاران، مدیران محلی و فعالان سازمانهای مردمنهاد نیز میتوانند از تجربههای اجرایی و پرسشهای انتقادی آن استفاده کنند.
«کتاب الشتر» به خوانندگانی پیشنهاد میشود که به تاریخ اجتماعی ایران، پروژههای فراموششده و روایتهای مستند علاقه دارند. کسانی که میخواهند با جایگاه مجید رهنما و ریشههای اندیشهی پساتوسعه آشنا شوند نیز در این اثر با نمونهای عملی از ایدههای او روبهرو خواهند شد.
«گوش سپردن به مردم… اما کدام مردم؟
حاضران در این گفتوگو دستیابی به این اهداف را مستلزم آمیختن با مردم میدانند و البته که فرایند آموختن دوطرفه است و همچنین دوری از سازمانی بوروکراتیک و تکیه بر نوعی نظام داخلی منعطف و دموکراتیک و مشارکت در تصمیمگیری و اجرا؛ و این هم از نکاتی است که لزومش را شفیق (۱۳۵۵) پیشتر در گزارشش گوشزد کرده بود.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 18.۲۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 312 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | بهرنگ صدیقی |
| مترجم | رضا حائری |
| ناشر | چرخ |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۱۷ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 520,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |