کتاب متنی

دربارة او حرفهای زیادی شنیده بودم، اما نه میشناختمش و نه او را دیده بودم. اغلب اطرافیانم از او دل خوشی نداشتند و حرفهای عجیب و غریبی پشت سرش میزدند. اما من...
نمیدانم چرا مثل دوروبریهایم دلم نمیآمد از او بدگویی کنم. حتی حس میکردم که ندیده، کمی به او علاقه دارم؛ علاقهای که اصلاً نمیتوانستم دربارة آن، چیزی به کسی بگویم. میدانستم که بعضی از اطرافیانم به خون او تشنهاند، اما واقعاً نمیفهمیدم چرا. اسم او را که میشنیدم، خبری که گهگاه از او به دربار میرسید، حساسم میکرد. دلم از اتفاقاتی که نمیدانم چه میتوانست باشد، اما بیم افتادنش را داشتم، میلرزید. میترسیدم. به خودم میگفتم «نکند خداینکرده این کینهها و بدگوییها روزی به نتیجه برسد و اتفاق جبرانناپذیری بیفتد.»
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 2.۶۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 92 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مصطفی رحماندوست |
| ناشر | مهرک |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۸ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |