
کتاب صوتی آن رسید لعنتی نوشتهی داریوش مهرجویی، رمانی شهری با طنزی تلخ دربارهی فرسودگی انسان در برابر کاغذبازی، بدقولی و مسئولیتگریزی اداری است. شخصیت اصلی کتاب، فیلمسازی به نام بهزاد جاوید، برای دریافت دستمزد کاری که سالها پیش انجام داده وارد چرخهای از پیگیریهای بیپایان میشود؛ چرخهای که آرامآرام زندگی خانوادگی و روان او را تحتتأثیر قرار میدهد. حامد عابدینی روایت این اثر را بر عهده دارد و رادیوگوشه نسخهی صوتی آن را منتشر کرده است.
بهزاد جاوید فیلمبردار و کارگردانی میانسال است که چند سال قبل مجموعهای تلویزیونی ساخته و تحسین بسیاری از مدیران و همکارانش را برانگیخته است. پس از پایان کار، به او وعده میدهند مبلغ قابلتوجهی بابت ساخت مجموعه دریافت خواهد کرد. بهزاد و خانوادهاش با اطمینان به این وعده، برای آینده برنامه میریزند، خانهشان را تغییر میدهند و هزینههایی میکنند که پرداخت آنها به رسیدن همان پول وابسته است.
زمان میگذرد، اما خبری از تسویهحساب نیست. بهزاد برای دریافت طلب خود بارها با مدیران، حسابداران، تهیهکنندگان و بخشهای مختلف سازمان تماس میگیرد. هرکس او را به فرد یا واحد دیگری ارجاع میدهد و هر مراجعه، به درخواست مدرک، امضا یا تأییدیهای تازه منتهی میشود. پروندهای که باید با یک پرداخت ساده بسته شود، به کلافی پیچیده تبدیل میشود که هیچکس مسئولیت بازکردنش را بر عهده نمیگیرد.
در مرکز این آشفتگی، رسیدی قرار دارد که پیدا شدن یا نشدنش میتواند سرنوشت پرداخت را تغییر دهد. بهزاد باید ثابت کند کار را تحویل داده، مدارک لازم را فراهم کرده و تمام مراحل اداری را پشت سر گذاشته است؛ درحالیکه خود سازمان نیز از محل اسناد، نسخههای آرشیوی و مسئول واقعی پرونده اطلاع روشنی ندارد. رسید در ظاهر تکهای کاغذ است، اما در طول داستان به نماد نظامی تبدیل میشود که واقعیت انجامشدن یک کار را تنها در صورتی میپذیرد که مدرک موردنظرش پیدا شود.
مهرجویی روایت را به راهروها، اتاقهای اداری، استودیوها و دفترهایی میبرد که در هرکدام بخشی از مسئولیت میان افراد پخش شده است. کارکنان معمولاً میخواهند به بهزاد کمک کنند یا دستکم چنین ادعایی دارند، اما هیچکدام اختیار یا توان حل کامل مسئله را ندارند. وعدههایی مانند «هفتهی آینده»، «پس از تأیید مدیر» یا «وقتی پرونده پیدا شد» امید را برای مدت کوتاهی زنده میکنند و سپس به سرخوردگی تازهای میانجامند.
بحران فقط به محیط کار محدود نمیماند. بدهیها بیشتر میشوند و هزینههایی که با تصور دریافت پول پذیرفته شده بودند، به فشار دائمی تبدیل میشوند. خانوادهی بهزاد نیز از انتظار و ناامنی مالی آسیب میبیند. گفتوگوهای روزمره به بحث دربارهی قسط، طلب و وعدههای محققنشده کشیده میشوند و آرامش خانه به همان اندازهی محیط اداری از بین میرود.
بهزاد بهتدریج از فردی امیدوار به انسانی خسته، خشمگین و آشفته تبدیل میشود. او بارها تصور میکند به پایان مسیر رسیده، اما هر راهحل به مانعی دیگر برخورد میکند. این تکرار آزاردهنده بخشی از ساختار رمان است: مخاطب نیز همراه شخصیت اصلی گرفتار انتظار و بینتیجهماندن میشود و فشار روانی موقعیتی را احساس میکند که ظاهراً راه خروجی از آن وجود ندارد.
داریوش مهرجویی از فیلمسازان تأثیرگذار سینمای ایران و از چهرههای مهم موج نوی سینمای ایران بود. فیلم «گاو» جایگاه او را در سینمای ایران تثبیت کرد و توجه محافل بینالمللی را نیز برانگیخت. او در ادامه با ساخت آثاری مانند «دایرهی مینا»، «اجارهنشینها»، «هامون»، «سارا»، «پری»، «لیلا»، «درخت گلابی»، «مهمان مامان» و «سنتوری»، مسیر متنوعی را در سینمای اجتماعی و شخصیتمحور ایران طی کرد.
مهرجویی پیش از ورود جدی به سینما در دانشگاه کالیفرنیا فلسفه خوانده بود. علاقهی او به فلسفه و ادبیات در بسیاری از آثارش دیده میشود؛ شخصیتهایش اغلب میان خواستههای فردی، فشار جامعه، بحران هویت و پرسشهای فلسفی گرفتارند. بخش قابلتوجهی از فیلمهای او نیز با اقتباس یا الهام از آثار ادبی شکل گرفتهاند؛ از «گاو» و «درخت گلابی» تا «سارا» و «پری».
فعالیت او به فیلمسازی محدود نبود. مهرجویی رمان، سفرنامه و نوشتههای مرتبط با سینما نیز منتشر کرد. «بهخاطر یک فیلم بلند لعنتی»، «در خرابات مغان»، «برزخ ژوری»، «سفر به سرزمین فرشتگان» و «دو خاطره» از آثار مکتوب او هستند. جهان نوشتههایش مانند فیلمهایش با زندگی روشنفکران، هنرمندان، آشفتگی جامعهی شهری و فاصلهی میان آرزو و واقعیت ارتباط دارد.
آن رسید لعنتی بهطور خاص از فضای حرفهای سینما و تلویزیون بهره میگیرد. شناخت مهرجویی از فرایند تولید، مناسبات اداری و موقعیت هنرمندی که برای انجام سادهترین امور حرفهای به ساختاری بزرگ وابسته است، به جزئیات داستان شکل داده است. بااینحال، موقعیت بهزاد جاوید فقط برای سینماگران آشنا نیست؛ هر کسی که تجربهی پیگیری یک پروندهی اداری و ارجاعشدن از بخشی به بخش دیگر را داشته باشد، میتواند درماندگی او را درک کند.
یکی از ویژگیهای کتاب، تبدیل مسئلهای ظاهراً ساده و روزمره به روایتی دربارهی فرسودگی روانی است. مسئله فقط این نیست که پول بهزاد پرداخت نمیشود؛ بلاتکلیفی، وعدههای پیدرپی و نبود فردی پاسخگو، توان تصمیمگیری و احساس امنیت او را از بین میبرند. رمان نشان میدهد یک بحران اداری چگونه میتواند به بحران مالی، خانوادگی و هویتی تبدیل شود.
طنز اثر از جنس شوخیهای جداگانه و خندهآور نیست. موقعیتها بهسبب تکرار، تناقض و بیمنطقی ساختار اداری طنزآمیز میشوند، اما نتیجهی آنها برای شخصیت اصلی دردناک است. مهرجویی این فاصله میان خنده و خشم را حفظ میکند؛ شنونده ممکن است از رفتار بعضی شخصیتها یا مسیر عجیب پرونده بخندد، درحالیکه همزمان فشار واردشده بر بهزاد را احساس میکند.
اجرای حامد عابدینی امکان دنبالکردن آشفتگی ذهنی شخصیت، گفتوگوها و رفتوآمدهای متعدد داستان را در قالبی شنیداری فراهم میکند. استفاده از یک راوی نیز پیوستگی زاویهی دید بهزاد را حفظ میکند؛ شخصیتی که جهان داستان عمدتاً از خلال نگرانیها، خشم و امیدهای کوتاهمدت او دیده میشود.
این کتاب صوتی برای علاقهمندان به ادبیات داستانی معاصر ایران، طنز تلخ و روایتهای انتقادی دربارهی زندگی شهری مناسب است. دوستداران سینمای داریوش مهرجویی نیز میتوانند در این اثر با وجه دیگری از جهان هنری او و دغدغههای آشنایی مانند آشفتگی ذهن، فشار اقتصادی و تقابل فرد با ساختارهای اجتماعی روبهرو شوند.
کسانی که با کاغذبازی اداری، مطالبات پرداختنشده، قراردادهای بلاتکلیف یا وعدههای سازمانی مواجه بودهاند، احتمالاً موقعیت داستان را ملموس خواهند یافت. این اثر برای مخاطبانی که داستانهای پرحادثه یا معمایی میخواهند نوشته نشده است؛ کشش آن بیشتر از فرسایش تدریجی شخصیت، گفتوگوها و موقعیتهای تکرارشوندهی اداری شکل میگیرد.
بهخاطر یک فیلم بلند لعنتی — داریوش مهرجویی — نشر قطره
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 186.۹۱ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۳:۱۹:۲۲ |
| نویسنده | داریوش مهرجویی |
| گوینده | حامد عابدینی |
| ناشر | رادیوگوشه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۴ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |