
ماشین خدا… همهاش باید همین بوده باشد؛ از شکستن هستهی زردآلو و سفری که سه سال و بیشتر طول کشید تا آن تماس اسکایپی…
ایستادهام جلوِ آینهی توالت. یادم رفته دمپاییهایم را بپوشم. کف پاهایم یخ کردهاند. ببین ها! بالای پیشانیام پر از موهای سفید شده. لعنتیها دست از سرم برنمیدارند. انگار قرنها بر من گذشته تا اینجا روی این کاشیهای مسخرهی گلبهی بایستم و منتظر اعلام نتیجه باشم. ماه قبل نشد. ماه قبلش هم. استرس میخائیل از من بیشتر است. بعضی وقتها تعجب میکنم که مرد گنده چهقدر دلنازک است. از همان مراسم مختصر عروسیمان فهمیدم که دلنازک است. چه اشکی میریخت؛ اشک شوق، اشک شادی. قشنگ بودند، ولی… مثلاً متولد سیبری است و با خرسها بزرگ شده. همیشه وقتی سربهسرش میگذارم همین را بهاش میگویم و او فقط قهقهه میزند. برعکس میلاد که فقط لبخند میزد. بامزهترین چیزها را هم برایش تعریف میکردم، نیشش فقط یکذره باز میشد…
حرفهایش رهایم نکردهاند. حتماً باید دلیلی داشته باشد که رها نشدهام. من را برای عبور از آدمهای مهم زندگی نساختهاند. نهایتاً عبور موقت، نه دائم و کامل. این بزرگترین نفرین دنیاست؛ معجون غلیظی از پاکیزگی و آلودگی. چه شد آنهمه خشم و درماندگی؟ چرا دلم میخواست بیشتر و بیشتر از عشق تازهاش برایم بگوید؟ مگر خودش نبود که کارد را به استخوانم رساند و چرخاند؟ کاری کرد بیایم این سر دنیا و اینجا بایستم و اشکها و قهقههها همزمان یادم بیایند.
یادم نرفته. هیچوقت یادم نخواهد رفت آخرهای دورهمیها، که همیشه بیشتر دوستهای من بودند تا میلاد. اواخر هر مهمانی نوبت من بود که جمع را دست بگیرم و گلافشانی کنم. یکی را دست بیندازم، ادای آن یکی را درآورم و، در محبوبترین حرکت ابداعی، روند دورهمی را از اول تا آن لحظه برعکس و اغراقشده تعریف کنم. چه خاطراتی! چه جمع باکیفیتی! محمود، یاسی، همهی آن اوباش فرهیخته که برای خودشان کسی بودند، اما در جمع ما ابایی از پردهدری نداشتند و آمادهی رسوایی تازه بودند. ما باجنبه بودیم. فقط این را میتوانم بگویم که باجنبه بودیم… یاسی میداند چهقدر باجنبه بودیم و زیادهرویها را به روی هم نمیآوردیم. معتقد بودیم ارزش دوستی بعضی مواقع حتی از عشق بالاتر است و زیرسبیلی درمیکردیم. آیا هنوز و بعد از اینهمه سال همینجوری فکر میکنم؟
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۱۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 146 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سینا دادخواه |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۱ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 390,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |