
از زمستان هزار و سیصد و هفتاد و یک که اولین مطلب با نام ابراهیم رها چاپ شد تا زمستان هزار و چهارصد و یک که ابراهیم رها آخرین جلد از چهارگانهی شرلوک هولمز را نوشت و تحویل ناشر داد دقیقاً سی سال گذشت. نامِ «۳۰» از اینجا آمده، از این سی سال فعالیت.
واقعیت این است که من پیشتر هم چندباری تصمیم گرفته بودم پروندهی ابراهیم رها را ببندم، اما نشد. زورش از من بیشتر بود!
حالا اما به خاطر همهگیریِ فضای مجازی هر کس، حتی بدون آنکه یک جستوجوی ساده هم بکند، متوجه میشود ابراهیم رها یکی از پنج نام مستعاری است که من، بهجز نام خودم، با آنها هم قلم زدهام. در این میان، ابراهیم رها از همهی آن نامها و حتی از خودم پیشی گرفت! در اندازههای خود به شهرت و محبوبیت دست یافت، رشد کرد، جایزه گرفت، کتابهای متعدد نوشت، کارهایش با اقبال روبهرو شد، فیلمنامه نوشت، کارهایش پرفروش شد و… حالا گمانم به نقطهی پایانی رسیده است.
احساسی تلخ و شیرین دارم. نام مستعاری که روزی خلق کردم بسیار فراتر از چیزی شد که حتی گمان میکردم اما، به رغم مدتها تلاشم برای پنهان ماندنش، سرانجام فضای مجازی ماجرا را برملا کرد.
اساساً دیگر جهان جهانِ اسم مستعار نیست. اگر در سالهای دور بسیاری از نویسندگان میتوانستند هویت واقعی پسِ نامهای مستعارشان را پنهان نگاه دارند، از اینترنت و شبکههای اجتماعی مصون بودند، وگرنه چنین کاری ممکن نبود.
حالا که به همین دلیل پروندهی کشف آدمِ پشت ابراهیم رها بسته شده، بهتر دیدم خودم این قصه را تمام کنم بلکه رها «یه جور درستوحسابی کلکش کنده بشه.»
در صفحات پیشِ رو چندان به کارها و فعالیتهای خودم نپرداختهام. البته اشارات فراوانی کردهام، اما طبعاً محورْ ابراهیم رها و فعالیتهایم در حوزهی طنز و با این نام بوده است.
رها حدود یک دهه بیشترین طنز سیاسی کشور را نوشت و به چاپ رساند. از این منظر پدیدهی قابلتأملی است. بعضی رکوردهای تعدد مطلبِ چاپشده در رسانههای کشور را گمانم شکست و از آنِ خود کرد. فرازوفرودهای فراوان داشت.
مثل هر صاحبقلمی، عدهای دوستش دارند و عدهای او را نمیپسندند. مهم این است که، با احترام به همهی سلایق، او همهی خودش را به میان آورد. کمفروشی نکرد. کمکاری نکرد. هیچوقت، تأکید میکنم هیچوقت، خلاف باورش چیزی ننوشت. تلاش بسیار کرد تا قلم به نان نفروشد. سعی کرد رخت عافیتطلبی به تن نکند. در اندازهی خود هزینهای هم اگر داد حتی یک لحظه، تأکید میکنم یک لحظه، طلبکار نشد.
قلم زد، قیچی شد، تشویق شد، توبیخ شد، پیروز شد، شکست خورد؛ و حالا سی سال فعالیت این نام، لااقل در حوزهی کتاب، با همین کتابِ ۳۰ پایان میگیرد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 504.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 106 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | علی میرمیرانی |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۱ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 240,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |