کتاب متنی

داریوش را انگار گذاشته بودند توی مایرکروفر، از بس عجله داشت برای خواندن، نوشتن و دانستن. شاید هم خمیرمایه زده بودند به وقتش، اینقدر که وقتش پف میکرد، کش میآمد و جلو میافتاد. اصلا بهخاطر همین بود که هی جهشی درس خواند و سر هر کلاسی مینشست، کوچکترین شاگرد بود. درس خواند و خواند تا پروفسور شد. شاید مدرک نداشت؛ اما علمش بیشتر از خیلی استادها هم شده بود. با علمش چیزهایی درست میکرد که عقل جن هم بهش نمیرسید؛ برای بهتر شدن زندگی همه مردم کشورش. بخوانید و ببینید چطور یک پسر بچه روستایی توانست دست سر زانوی خودش بگذارد، یاعلی بگوید، برای خودش کسی شود و سری توی سرها دربیاورد؛ که از قدیم گفتن شنیدن کی بود مانند دیدن!
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 26.۴۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 72 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | زکیه دشتی پور |
| ناشر | انتشارات شهید کاظمی |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۰۷ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 120,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |