
کتاب مرد تخریب شده نوشته آلفرد بستر، رمانی علمیتخیلی کلاسیک است که برای نخستینبار در اوایل دهه 1950 میلادی منتشر شد. این کتاب در دنیای آیندهنگر روایت میشود؛ جهانی در قرن بیستوچهارم که در آن پلیسهای تلهپاتیک قادر هستند افکار و ذهن انسانها را بخوانند؛ حتی قبل از اینکه جرمی اتفاق بیفتد. در چنین جامعهای که دروغ و راز بهسختی قابل پنهانشدن هستند، پرسش اصلی این است که چطور میتوان یک قتل کامل انجام داد و از مجازات گریخت؟
هر چند رمان در بستر علمیتخیلی نوشته شده است؛ اما بیشتر از آنکه درباره تکنولوژی آینده باشد، کاوشی عمیق در انگیزهها، اخلاق و پیچیدگیهای ذهنی انسانهاست. این اثر با ترجمه شهناز صاعلی از نشر کتابسرای تندیس منتشر شده است.
در آیندهای دور، جهان به جایی تبدیل شده است که دیگر هیچ چیز را نمیتوان پنهان کرد. در این دنیا، انسانهایی وجود دارند که میتوانند افکار دیگران را بخوانند. پلیسها با استفاده از این توانایی ذهنی، جرم را حتی قبل از وقوع تشخیص میدهند. نتیجهاش جامعهای است که در آن قتل غیر ممکن شده است؛ چون حتی فکر انجام آن هم لو میرود. همه چیز امن بهنظر میرسد، اما این امنیت بهای سنگینی دارد و آن این است که ذهن انسان دیگر حریم خصوصی ندارد.
در چنین دنیایی، مردی بهنام بن ریچ تصمیم میگیرد کاری غیر ممکن انجام دهد؛ یعنی ارتکاب یک قتل کامل. او یک تاجر بسیار باهوش، جاهطلب و بیرحم است و از رقیبش کینهای عمیق به دل دارد؛ اما مشکل اینجاست که برای کشتن، فقط اسلحه کافی نیست؛ او باید بتواند فکر قتل را هم از ذهنش پنهان کند. داستان از همینجا شکل یک بازی ذهنی نفسگیر به خود میگیرد؛ بازی میان قاتلی نابغه و سیستمی که به ذهن انسان دسترسی دارد.
هر چه داستان جلوتر میرود، تعقیب و گریز پلیس با بن ریچ فقط یک تعقیب فیزیکی نیست، بلکه نبردی روانی و فکری است. مخاطب همزمان وارد ذهن شخصیتها میشود و میبیند که ترس، خشم، خاطرات کودکی و عقدههای پنهان چگونه مسیر زندگی انسان را شکل میدهند. کتاب کمکم نشان میدهد که جنایت فقط یک عمل نیست، بلکه نتیجه سالها فشار، شکست و تاریکی درونی است.
در لایههای عمیقتر، مرد تخریبشده فقط درباره قتل نیست؛ درباره این پرسش است که اگر ذهن انسان همیشه در معرض دید دیگران باشد، هنوز انسان آزاد است؟ آیا جامعهای بدون جرم و بدون حریم خصوصی، جامعهای سالم است؟ و آیا مجازات واقعی، زندان است یا روبهروشدن با خود واقعی؟
این رمان از نشر کتابسرای تندیس با ریتمی تند، فضایی پر تنش و ایدههایی عمیق، خواننده را تا آخرین صفحه با خود میکشد. داستانی که هم هیجانانگیز است، هم فکری و هم بعد از تمامشدن، مدتها در ذهن باقی میماند. مرد تخریبشده نهفقط یک داستان علمیتخیلی، بلکه سفری به تاریکترین و پیچیدهترین بخشهای ذهن انسان است.
آلفرد بستر، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین نویسندگان علمیتخیلی قرن بیستم است و نویسندهای است که با آثارش مرزهای این ژانر را جابهجا کرده است. او در دورهای مینوشت که این ژانر اغلب به داستانهای درباره فضا، اختراعات عجیب و ماجراهای سرگرمکننده محدود میشد و او با نگاهی متفاوت درباره ذهن انسان، روان و تاریکی درون نوشت.
او قبل از شهرت در زمینههای مختلفی فعالیت میکرد؛ او فیلمنامهنویس رادیو و تلویزیون بود، داستان کوتاه مینوشت و حتی در صنعت کمیک و تبلیغات هم کار کرده بود. این تجربه باعث شد که نوشتههایش پویا، تصویری و جسورانه باشند. شهرت اصلی او بهخاطر رمان مرد تخریب شده است که در سال 1953 اولین جایزه هوگو را دریافت کرد. کمی بعد، دیگر رمانش، ستارگان، سرنوشت من منتشر شد که امروزه از شاهکارهای ادبیات علمیتخیلی نامیده میشود.
این کتاب با ترجمه شهناز صاعلی را باید مطالعه کرد؛ زیرا:
· سبک و ساختاری متفاوت دارد و تلفیقی از ادبیات علمیتخیلی با جنایی است؛
· تصویری جالب از آینده بشر است که در آن ذهن انسان بهشدت آسیبپذیر است؛
· دغدغههای اخلاقی، فردگرایی در برابر جامعه و مفاهیم روانشناختی را در قالب داستانهای جذاب مطرح میکند؛
· این کتاب برنده جایزه هوگو در سال 1953 شده است که نشانهای از ارزش ادبی و تاریخی آن است.
این کتاب مناسب برای هر کسی است که به ادبیات و داستانها علاقه دارد؛ اما بهطور ویژه به افراد زیر پیشنهاد میشود:
· علاقهمندان به داستانهای علمی تخیلی کلاسیک؛
· علاقهمندان به داستانهای جنایی و معمایی؛
· علاقهمندان به فلسفه ذهن، آزادی فردی و آینده جامعه؛
· علاقهمندان به داستانهای تاملبرانگیز و چالشی.
در این بخش میتوانید قسمتی از متن کتاب مرد تخریب شده را بخوانید و درباره تهیه آن تصمیم قطعی بگیرید:
انفجار! آشوب! درهای گاوصندوق باز شد. و در انتهای آن، پول چیده شده آماده برای غارت، تجاوز و چپاول بود. او کیست؟ چه کسی داخل صندوق است؟ خدایا! مرد بیچهره! مینگرد، نمایان میشود، بیصدا، هولناک! فرار کن، فرار کن... فرار کن، وگرنه دلم برای پاریس پنوماتیک و آن دختر دلپسند با آن چهره گل و اندام پرشورش تنگ میشود. اگر بدوم فرصت هست، اما جلوی دروازه نگهبانی نیست. یا مسیح! مرد بدون چهره. مینگرد، نمایان میشود، بیصدا. جیغ نزن. دست از جیغزدن بردار... اما من جیغ نمیزنم. روی صحنهای از سنگ مرمر درخشان میخوانم، درحالیکه موسیقی اوج میگیرد و چراغها میسوزند. اما هیچکس آنجا در آمفیتئاتر نیست... گودالی سایهدار و بزرگ... فقط یک تماشاگر. بیصدا. خیره مینگرد. نمایان میشود. مرد بیچهره.
اگر از کتاب مرد تخریب شده خوشتان آمد، کتابهای زیر نیز به شما پیشنهاد میشوند:
· کتاب سفر به مرکز زمین از نشر فیدیبو
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۹۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 256 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آلفرد بستر |
| مترجم | شهناز صاعلی |
| ناشر | انتشارات کتابسرای تندیس |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | the demolished man.۲۰۱۴ |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۱۰/۱۶ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |