
- پس تیشرت شبرنگی که بهت دادم نپوشیدی؟
تِسا با نگاه هیجانزدهای که مختص به خودش بود به نگاه مغمومم پاسخ داد و گفت:
- نوچ، ببخشید. قرار اولمون بود مثلاً، چرا تیشرت شبرنگ بپوشم. راستی اون تیشرتها رو از کجا پیدا کردی؟
- از مهمونی نئونی ماه پیش که دوستم برگزار کرده بود.
با امید رهایی از زندگی مبهم و بیانگیزهام به آن مهمانی رفته بودم که البته هیچ رهایی اتفاق نیفتاد، ولی دستاوردی که داشت به دست آوردن کیسههایی از هدایا و مهمات مهمانی بود که سخاوتمندانه به دوستانم میبخشیدمشان. از جایی که از ممنوعیت خودخواسته مردها رنج میبردم، مجبور بودم بهطور مجازی درون زندگی دوستانم زندگی کنم که با عدم همکاریشان، این کار بهشدت سخت میشد.
ابروهای تسا بالا رفت:
- اونجا تیشرت پخش میکنند؟
توضیح دادم:
- آره. اون مهمونیها همیشه به عجیبترین مهمونیها تبدیل میشند. یکی دیگه از دوستهام توی مهمونی که برگزار کرده بود به عنوان هدیه کتاب خودشناسی بهمون میداد.
- شوخی میکنی؟
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۳۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 432 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آنا هوانگ |
| مترجم | مونا نصر |
| ناشر | نشر مات |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۲۱ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| قیمت چاپی | 440,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |