
کتاب ستاره لیلا نوشته یاسمن خلیلیفرد از نشر دیوار، یک رمان ایرانی معاصر با ژانر روانشناختی و عاشقانه است که با قلمی ظریف و احساسی نوشته شده است و شما را به درون یک زن بهنام لیلا میبرد. این کتاب پرترهای از تجربههای درونی، عشق، فقدارن و بازتعریف زندگی است؛ جاییکه شخصیتی که به ظاهر بر زندگی خود کنترل دارد، در درون با زخمهای عمیق، خاطرات فروخورده و پرسشهای وجودی دستوپنجه نرم میکند.
کتاب ترکیبی از دو عنصر است؛ یعنی یکی جامعهشناسی زن در ایران امروز با پرسشهای درباره جایگاه او، انتظارات و خواستههای درونی و بیرونی و دیگری، روایتی روانشناختی که انسان در آن با گذشته خود روبهرو میشود و معنای زندگی را مییابد. در این داستان، ستاره نمادی از امید و روشنی در تاریکی است.
لیلا زنی است که سالها زندگیاش را همانطور که باید باشد، پیش برده است؛ همسر، مادر، زنی مسئول که نقشهایش را خوب بلد است و کمتر به خواستههای درونی خودش فکر کرده است. زندگیاش آرام بهنظر میرسد؛ اما این آرامش بیشتر شبیه سکوتی است که روی دردهای قدیمی کشیده شدهاند. همه چیز تا روزی ادامه دارد که با بزرگترین ضربهی زندگیاش روبهرو میشود: مرگ دخترش. اتفاقی که همهچیز را از نو به هم میریزد و لیلا را وادار میکند با خودش، گذشتهاش و احساسات دفنشدهاش روبهرو شود.
بعد از این فقدان، لیلا دیگر آن زن قبلی نیست. خاطرهها یکییکی زنده میشوند؛ انتخابهایی که کرده است، حرفهایی که نگفته است و زندگی که بیشتر برای دیگران ساخته است تا برای خودش. ذهن او مدام بین گذشته و حال در رفتوآمد است و خواننده همراه او قدمبهقدم وارد دنیایی میشود که پر از سوال است: آیا میشد طور دیگری زندگی کرد؟ آیا هنوز فرصتی برای تغییر است؟ آیا میتوان بعد از این همه درد، دوباره معنایی برای زندگی پیدا کرد؟
داستان ستاره لیلا فقط درباره غم از دستدادن نیست؛ درباره زنبودن، مادربودن، دوستداشتن و از خود گذشتن است. درباره زنی که حالا، در میانه سوگ، تازه شروع به دیدن خودش میکند. لیلا آرامآرام میفهمد که غم، اگرچه ویرانگر است؛ اما میتواند آدم را به حقیقت نزدیکتر کند؛ به آن چیزی که سالها از آن فرار کرده است.
ستاره در این داستان، فقط یک اسم یا یک یاد نیست، بلکه نمادی است از نوری که حتی در تاریکترین شبها هم میتواند راه را نشان دهد. لیلا در دل درد و اندوه، کمکم به این درک میرسد که زندگی هنوز ادامه دارد، نه مثل قبل، اما شاید صادقانهتر. رمان، بدون شعاردادن، نشان میدهد که بعضی زخمها هرگز بهطور کامل خوب نمیشوند؛ اما میتوان با آنها زندگی کرد و حتی از دلشان، نگاهی تازه به جهان ساخت.
این کتاب از نشر دیوار داستانی آرام، عمیق و انسانی است؛ داستانی که مخاطب را وادار میکند لحظهای مکث کند، به زندگی خودش نگاه کند و از خودش بپرسد: اگر یک روز همه چیز فرو بریزد، من چه چیزی از خودم باقی گذاشتهام؟
یاسمن خلیلیفرد، یکی از نویسندگان برجسته و تاثیرگذار ادبیات معاصر ایران است که از دوران نوجوانی نوشتن و تحلیل را آغاز کرد. او در دانشگاه هنر تهران در رشته کارگردانی سینما تحصیل کرد و تا کارشناسی ارشد ادامه داد. او نوشتن را با نقد و یادداشت در مطبوعات آغاز کرد و بهسرعت بهعنوان یک منتقد فعال شناخته شد. نقدهایش ابتدا در بخش مخاطبان نشریههایی مانند سروش هفتگی منتشر شد و سپس به بخشهای اصلی راه یافت.
او سالها بعد در روزنامههای مطرح همچون روزنامهبانی فیلم، هنرمند و نیمرخ فعالیت کرد. او در عرصه نویسندگی نیز فعال است و آثار متعددی منتشر کرده است، از جمله آثار او میتوان به کتاب یادت نرود که...، کتاب انگار خودم نیستم، کتاب فکرهای خصوصی و کتاب ستاره لیلا اشاره کرد. او از آن نویسندگانی است که میخواهد داستانهایش را از تجربه زندگی روزمره فراتر ببرد و به لایههای عمیق انسان و زندگی برسد.
اگر بهدنبالی داستانی هستید که هم سرگرمتان کند و هم عمیق و سرشار از احساس و تفکر باشد، این کتاب یک انتخاب مناسب است، این کتاب:
· تجربه واقعی یک زن است که با فقدان، ترس و امید روبهروست و هر مخاطبی ممکن است آن را تجربه کرده باشد؛
· تصویری از زنانگی و مبارزه برای یافتن صدا و هویت خود در جامعه امروز ایران است؛
· هر فصل شما را به تامل درباره معنا، انتخاب و مسئولیت دعوت میکند؛
· با بازی زمان و دروننگری شخصیت اصلی، داستان رنگی شاعرانه پیدا میکند؛
· برای کسانی مناسب است که میخواهند بین ادبیات معاصر ایران و تجربههای انسانی مشترک پلی بسازند.
این کتاب برای هر فردی میتواند خواندنی و بهیادماندنی باشد؛ اما بهطور ویژه به افراد زیر پیشنهاد میشود:
· علاقهمندان به رمانهای روانشناختی؛
· علاقهمندان به داستانهای زنانه و اجتماعی؛
· علاقهمندان به بازاندیشی درباره معنای زندگی و عشق؛
· علاقهمندان به روایتهای چند لایه.
در این بخش میتوانید قسمتی از متن کتاب ستاره لیلا را مطالعه کنید و درباره تهیه آن با اطمینان تصمیم بگیرید:
هوا گرگومیش است. وسط هفتهها اینججا خلوتتر از آخر هفتههاست. داریوش میدانست صبح قرار است بیایم بهشت زهرا. مایل بود همراهیام کند اما آدم گاهی دلش میخواهد در تنهایی مطلق با بچهاش خلوت کند. البته تو دیگر بچه نیستی مامانجان. برای خودت خانمی شدهای. اگر آن بیمار جانی، آن کثافت، آن خانمانبرانداز بیشرف نبود، امروز دقیقا راس ساعت 5:45 صبح بیست و چهار ساله میشدی. ببخش دیر رسیدم. تقصیری نداشتم؛ خواب ماندم. تا نیمههای شب بالای سر امیرعلی بودم. حالش خوب نیست و دلم نیامد تنهایش بگذارم. بیشتر از خودش نگران مادرش هستم. مادران بیشتر از فرزندانشان از رنج آنها رنج میکشند. لیلای مادر، صبح که آمدم، یک دسته گل آفتابگردان اینجا روی سنگ مزارت بود. عجیب نیست؟
اگر از مطالعه کتاب ستاره لیلا راضی هستید، این آثار را نیز ممکن است دوست داشته باشید:
· کتاب انگار خودم نیستم از نشر ققنوس
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 4.۸۷ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 376 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | یاسمن خلیلی فرد |
| ناشر | دیوار |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۴/۰۹/۰۵ |
| قیمت ارزی | 16 دلار |
| قیمت چاپی | 550,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |