مفسرین بر اصل امکان وحی و اقسام سهگانه آن اتفاقنظر دارند. اما در کیفیت، مصادیق و چگونگی نزول و حقیقت وحی نظرات خاص خود را دارند و نیز وحی در علم کلام، تفهیم یک سلسله حقایق و معارف از طرف خداوند به انسانهای برگزیده - پیامبران - برای هدایت مردم، از راه دیگری غیر از راههای عمومی و شناخته شده است و همچنین در حوزه الهیات اسلامی بر یک نکته اساسی مشترک تکیه شده است و آن اینکه وحی، آن ایجادات کلامی خداوند است که توسّط برگزیدگان الهی به جهان انسانی نازل شده است. وحی، در اصطلاح فلسفه، عبارت است از القاء خفی از جانب امر عقلی به اذن خداوند، در نفوس بشری که مستعد این القاء باشند. عرفا وحی را حقیقت محمدیه صادر اوّل میدانند و معتقدند که همه انبیاء نور نبوت خود را از او دریافت میکنند چون رسول اکرم صادر اوّل است، حقیقت وحی را دریافت میکند و آن را برای مردم بیان میدارد. قرآن کریم مبدأ و مصدر وحی را خداوندی میداند که عین علم و شهود است، بنابراین هیچگونه جهل و غفلت را به حرم امن الهی راه نیست و وجود مبارک پیامبر را در مراحل سهگانه تلقی و ضبط و ابلاغ معصوم و مصون از خطا و تحریف میباشد.
بعضی از مفسرین بر این باورند که محتوای الفاظ دیگر کتابهای آسمانی غیر از قرآن کریم، مانند تورات و انجیل، همانند حدیث قدسی، الهی و واژگانشان از پیامبر بوده است. ولی بعضی نزول الواح دهگانه به حضرت موسی را لفظی میداند.
بااینحال عدهای از مستشرقان ماهیت وحی بر پیامبران؛ الهی و عدهای آن را غیر وحیانی و آن را مولد (نبوغ پیامبر کتب پیشین، عالمان یهودی و مسیحی، فرهنگ زمانه، القاء شیطان و...) دانستهاند. تفسیر وحی به نبوغ، چیز جدیدی نیست. ریشههای این تفسیر به عصر پیدایش اسلام بازمیگردد.
عدهای مصدر وحی را نبوغ درونی، بدون استناد به ماوراء غیب و فیض الهی میدانند و حالآنکه وحی به معنای ارتباط با امور معنوی، به طریق فیض، بدون اکتساب و فکر، بهصورت غیبی است.
همخوانی و مطابقت بین قرآن و تورات، دلیل بر اقتباس و اخذ کردن نیست؛ چون ادیان الهی فرق چندانی در اصول و اهداف با یکدیگر ندارند مگر در کیفیت اعمال، قرآن؛ مسائل بنیادی پیشین را دنبال میکند؛ البته با مطالب کاملتر.. و محصول فرهنگ زمانه و وامدار آن فرهنگ به شمار نمیآید، بلکه فرهنگ عربی و دیگر فرهنگها وامدار فرهنگ قرآنی هستند مستشرقان که بحث فرهنگ زمانه را مطرح کردهاند و مصدر وحی را از فرهنگ زمانه میدانند نهتنها قصد دارند عظمت قرآن را از تورات و انجیل تحریف شده پائین بیاورند بلکه راضی نمیشوند جزء اینکه از اسلام و قرآن دست برداشته شود و از ملت و آئین آنها تبعیت گردد. کاری است که قرآن از زبان و نیّت آنها خبر میدهد.
وحی به جهت سنخیت با عقلانیت، مستدل بودن عقاید و معارف اسلامی، جامعیت قوانین زندگی، انسانیت و معنویت، صداقت، پاکی و نیز اخلاص پیامبر و پیشوایان اسلام، عامل عمدهای در پذیرش آزادانه این دین از سوی جوامع شرقی و غربی بوده، نه برگرفته از نبوغ پیامبر کتب پیشین، الهام، فرهنگ زمانه و...
اهمیت موضوع تا حدی است که اگر به این مسئله به درستی پرداخته نشود و ضرورت آن بیان نگردد ممکن است افراد مشکوک و سودجو، وحی را انکار کرده و آن را گفته خود پیامبر القاء کنند و درنتیجه اعجاز قرآن را منکر شوند و این خود مقدمهای باشد برای انکار تمام معارف اسلامی، اصل اسلام و وحی الهی. تبیین این مسئله لازم و ضروری است تا حقانیت دین اسلام و وحی الهی و برتری آن بر تمام ادیان الهی اثبات شود.
بنابراین اهداف در این کتاب عبارتاند از:
الف) اقناع و ارضاء روحهای تشنه معنویت و تکامل نسبت به وحی، قرآن، دین در دنیای بحرانزده غرب.
ب) دفاع از کیان قرآن، وحی و اسلام ناب محمّدی و اداء دِین نسبت به مفسّر اوّل قرآن پیامبر اعظم، ائمه اطهار، اولیاء الهی و ادای شکر منعم.
ج) دفع شبهات معترضان و مغرضان نسبت ماهیت و مصدر وحی، امکان وحی و حاملان آن، خطاناپذیری وحی و دفع فتنهها و توطئههای مستشرقان مغرض نسبت به وحی الهی و عالم غیب با استناد به ادله اسلامی و نظرات مستشرقین منصف.