مثنوی مولوی یک سوپرمارکت جهانی است، سوپرمارکتی که اگر هر انسان متناسب با نگرش و دیدگاه خود وارد آن شود دست خالی خارج نمیشود. این دُکان تا دنیا، دنیاست برای مشتریان خود حرفی برای گفتن دارد. در این ژرفای که عمق آن قابل تشخیص نیست، هستند. افرادیکه با ذهن اقیانوس پیمانی خود تا ناکجا آباد آنرا رفتهاند و برای بشریت ماهیهای بزرگی را شکار و به ارمغان آوردهاند. امّا حقیرانی چون من که بر تخته پاره نادانی خود در این دریای بیکران، سرگردان با امواج اندیشههای مولانا به این طرف و آن طرف میروم، و گاه به صخرههای سوالات خود بر میخورم و در عمق کمِ داناش خود غرق میشوم، شاید نتوانم چون آن خردمندان شکارهای بزرگی را شکار کنم. اما نیزههای افکارم را در این دریا رها میکنم و حتی شده ماهیان کوچکی را با تور اندیشهام صید میکنم. ماهیانی که به درد زندگی دنیوی و موفقیت انسانها بخورد. نگاه من به داستانهای مولوی نگاه عمل گرایانه است و سعی داشتم ماهیهای بزرگ را به بزرگان سپارم و ماهی کوچکی برای موفقیت در این دنیا، بر سر سفرهی شما گذارم. شما را دعوت میکنم سر سفرهی بیریای ما نشینید، به امید آنکه اندیشههای شما در آینده ماهیانِ بزرگتری را از داستانهای مولوی شکار کند و بر سر سفرهی موفقیت مردم گذارد