اینکه اصل نظافت یک امر ضروری و لازم است، در بین تمام جوامع بشری یک مطلب قطعی و بدون تردید است و به همین جهت است که هر جامعهای اگر چه که بی دین باشد، قواعدی را برای ایجاد و حفظ نظافت در جامعه تعیین می کند و از آن جایی که فقه اسلامی در تمامی ابعاد زندگی بشر، مسائلی را تبیین کرده است که سلامتی جسمی و روحی انسان را به همراه دارد و نظافت نیز از جمله این امور است، لذا در فقه اسلامی نیز احکامی برای نظافت تعیین شده است
این در حالی است که پژوهش های کمی در شناساندن احکام فقهی نظافت و همچنین ابعاد و انواع آن صورت گرفته است لذا ضروریست پژوهشی دقیق و جامع در مورد نظافت و احکام فقهی آن نگاشته شود. و تبیین گردد که مصادیق نظافت متصف به کدامیک از احکام خمسه می شوند؟ و آیا ممکن است که در حالاتی خاص و یا شرایطی ویژه حکمِ مصداقی تغییر کند و یا خیر؟
از سوی دیگر برخی افراد با توجه به نیاز و تمایل فطری به پاکیزگی و نظافت و ثمراتی که نظافت دارد، در انجام آن کوتاهی می کنند و با دلایلی از انجام آن طفره می روند از این رو شناخت احکام مرتبط با نظافت، هم مخاطبین را از جزئیات مرتبط با نظافت آشنا میکند هم با پشتوانه غیبی و قداستی او را به انجام این امور ترغیب می کند
پس سزاوار است که احکام فقهی نظافت مورد بررسی قرار بگیرد. و همچنین لازم است که تبیین گردد که آیا در مسأله نظافت و مصادیق آن، جمیع احکام خمسه جریان پیدا می کند و یا صرفاً برخی از این پنج حکم، مصداق خارجی خواهند داشت؟ و همچنین می بایست تبیین شود که آیا در موقعیت های خاص و شرایط ویژه این احکام تغییر می کنند و یا نه؟ به طور مثال اگر حکم مصداقی از مصادیق نظافت، استحباب باشد، در صورتی که امتثال آن موجب اضرار به دیگری شود، آیا بر استحبابش باقی می ماند و یا به جهت قاعده لاضرر، تبدیل به حرمت می گردد؟ تبیین این مطالب بدین جهت است که مکلف در مقام عمل، به وضوح وظیفه خود را بشناسد. لذا به جاست که به جهت تقریب هر چه بیشتر به اذهان، چند مصداق از مصادیق مهم احکام فقهی نظافت طرح و تبیین شوند.