اگرچه در طول چهار دهه گذشته تلاش فراوانی در جهت تولید محتوای نظری منجر به برپایی یک معماری هویتمند از سوی آمران محیط آکادمیک معماری در ایران صورت گرفتهاست، با گذر زمان و مشاهده نتایج عینی آن بر چهره شهرهای ایران، به نظر میرسد که این سعی چندان ثمربخش نبودهاست. پافشاری بر تدوین هویت معماری دوران حاضر به عنوان امری خودآگاه و قاعدهمند و نگریستن به آن به عنوان هدف طراحی، گام نهادن در مسیری است که معمولا جز به نگارش متون دشوار، نامفهوم و با فاصله از واقعیتهای مسائل امروز ایران و طراحی پروژههایی نهایتا مقلد نمیانجامد.
مطالب ارائه شده در این کتاب و علیالخصوص نگاه کورئا به نحوه رویارویی با مقوله هویت در معماری به عنوان یک فرایند بلندمدت ناخودآگاه و محصول جانبی دست و پنجه نرم کردن با مسائل واقعی طراحی بنا، شاید بتواند بر نحوه مواجهه ما با این موضوع اثرگذار واقع شود. ترجمه این کتاب که زمان زیادی از انتشار آن میگذرد بر این باور صورت پذیرفت که اصول و ایدههای واقعگرایانه، رنگ در گذر زمان نمیبازند.