کتاب مرگ ایوان ایلیچ یکی از کوتاه ترین و مشهورترین آثار لئو تولستوی است. تولستوی این رمان را در سال ۱۸۸۶ نوشت و کارگردانهای بزرگی مثل آکیرا کوروساوا و الیور هرمانوس از آن فیلم ساختند.
تولستوی این رمان را با الهام از مرگ یک شخصیت واقعی نوشت. حقوقدانی که در ۴۵ سالگی میمیرد. بعدها برادر او که نوبل پزشکی را میبرد، میگوید تولستوی بهترین توصیف ترس از مرگ را نوشته است.
در این مطلب علاوه بر معرفی کتاب مرگ ایوان ایلیچ، دربارهی داستان، ژانر، بهترین ترجمهی کتاب مرگ ایوان ایلیچ و حواشی آن حرف میزنیم تا ببینیم چرا کتابی دربارهی مرگ، اینقدر برای زندهها جذاب است.
داستان کتاب مرگ ایوان ایلیچ
در همان صفحههای اول کتاب مرگ ایوان ایلیچ میفهمیم ایوان ایلیچ، قاضی دادگستری، مرده است. همکارانش خبر مرگ او را میشنوند و به جای اندوه، به این فکر میکنند که حالا چه کسی ارتقا میگیرد و جای خالی او چه سودی برایشان دارد.
بعد نویسنده فلاشبک میزند. ایوان جوانی بیدردسر، مرتب و شبیه آدمهای موفق است. درس خوانده، وارد دستگاه قضایی شده و ارتقا گرفته است. ازدواج کرده و خانهی زیبایی دارد اما زندگی خانوادگیاش پر از فاصله و دلخوری است و پشت آن ظاهر مرتب، چیزی کم دارد.
یک روز ایوان موقع نصب پرده از نردبان میافتد و پهلویش ضربه میخورد. اول درد را جدی نمیگیرد اما کمکم میفهمد بیمار است و دارد میمیرد. تلخی داستان اما بیماری او نیست، بلکه واکنش اطرافیانش است. همسرش بیشتر نگران نظم خانه و هزینههای بیماری است. دخترش درگیر نامزدی و زندگی خودش است. همکارانش مرگ او را با حساب و کتاب اداری میسنجند و او میفهمد تنهاست.
در روزهای آخر ایوان زندگیاش را مرور میکند و از خودش میپرسد آیا واقعا درست زندگی کرده است؟ مرگ ایوان ایلیچ داستان آدمی است که در آستانهی مرگ میفهمد شاید همهی عمر چیز دیگری را به جای زندگی واقعی پذیرفته است.
خواندن کتاب مرگ ایوان ایلیچ
کتاب مرگ ایوان ایلیچ کمحجم و کوتاه است. این رمان برخلاف خیلی از رمانهای روسی، شخصیتهای زیادی ندارد که با اسمهای طولانی خواننده را گیج کند. داستان ساده پیش میرود. همین سادگی، این کتاب را برای شروع خواندن رمانهای کلاسیک روس مناسب میکند.
کتاب تا اندازهای فلسفی است. دربارهی مرگ، ترس و معنای زندگی حرف میزند. متن خوشخوانی دارد اما شاید میانهی داستان برای بعضی از خوانندهها کمی کند باشد. با این حال، اگر تا پایان ادامه بدهید، میفهمید چرا این رمان کوتاه یکی از مهم ترین آثار تولستوی است.
بهترین ترجمه کتاب مرگ ایوان ایلیچ
کتاب مرگ ایوان ایلیچ بارها در ایران ترجمه شده. در این قسمت بعضی از ترجمهها را بررسی میکنیم.
ترجمهی سروش حبیبی نشر چشمه
ترجمهی سروش حبیبی از کتاب مرگ ایوان ایلیچ یکی از معتبرترین ترجمههای فارسی این اثر است. حبیبی متن را مستقیم از روسی ترجمه کرده و در عین روان بودن، لحن رسمی و کلاسیک تولستوی را حفظ کرده است. بخشی از ترجمه:
در یک عمارت بزرگ دادگستری، هنگام رسیدگی به دعواهای خانوادهی ملوینسکی دادستان و اعضای دادگاه طی زمان تعطیل جلسه برای تنفس در اتاق ایوان یگورویچ شبک گرد آمده بودند و بحث به پروندهی پرسروصدای کراسوسکی کشیده بود.
ترجمهی یوسف قنبر نشر قطره
ترجمهی یوسف قنبر از این رمان مستقیم از روسی ترجمه نشده. یعنی مترجم سراغ نسخهی انگلیسی آن رفته و به فارسی ترجمه کرده. نثر کتاب نسبتا ساده و امروزی است اما در مقایسه با ترجمهی سروش حبیبی، لحن رسمیتر و خشکتری دارد. نمونهای از ترجمه:
در طی تنفسی در جلسهی محاکمهی ملوینسکی که در ساختمان بزرگ دادگاهها صورت میگرفت، اعضای دادگاه و مدعیالعموم در اتاق خصوصی ایوان ایگوروویچ شبک جمع شدند و سخن آنان به دعوی معروف کراسوفسکی کشید.
ترجمهی حمیدرضا آتشبرآب نشر بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
ترجمهی حمیدرضا آتشبرآب مترجم ادبیات روسی است و دکترای ادبیات روسی دارد. در نسخهای که او ترجمه کرده کتاب مفصلتر است چون بخشهایی مثل یادداشت مترجم، دو داستان کوتاه دیگر از تولستوی و مطالبی دربارهی ترجمهها و اقتباسهای سینمایی و تئاتری اثر آمده است. نثر این ترجمه نسبت به بعضی نسخههای دیگر امروزیتر و توصیفیتر است. بخشی از ترجمه:
در ساختمان بزرگ دادگستری-بعد از اعلام تنفس دروقت برگزاری جلسه محاکمه ملوینسکیها-اعضای دادگاه و دادستانی به دفتر ایوان یگوراویچ شبک رفتند و درباره پرونده مشهور کراسوف به بحث نشستند.

کتاب مرگ ایوان ایلیچ سروش حبیبی
کتاب مرگ ایوان ایلیچ سروش حبیبی یکی از قابل اعتمادترین و بهترین ترجمههای این کتاب به فارسی است. حبیبی تا به حال از این نویسنده چند اثر مهم دیگر هم ترجمه کرده. مثل جنگ و صلح، آنا کارنینا، پدر سرگی، سعادت زناشویی و ارباب و بنده. برای همین با جهان داستانهای تولستوی کاملا آشناست. مزیت این ترجمه این است که هم به متن اصلی وفادار مانده و هم فارسی روان و دقیقی دارد. حبیبی در انتخاب واژهها دقت زیادی به خرج داده و توانسته لحن سرد، تلخ و حسابشدهی تولستوی را در فارسی حفظ کند. بدون اینکه متن سنگین شود.
دانلود کتاب مرگ ایوان ایلیچ ترجمه سروش حبیبی
این شاهکار تولستوی را با ترجمه سروش حبیبی میتوانید در فیدیبو بخوانید. این کتاب در فیدیپلاس هم موجود است و میتوانید با خرید اشتراک فیدیپلاس هم این کتاب هم چندین کتاب دیگر را به کتابخانهتان اضافه کنید.
اگر فرصت کتاب خواندن ندارید پیشنهاد میکنم کتاب صوتی مرگ ایوان ایلیچ را با صدای محسن زرآبادیپور بشنوید.
ژانر کتاب مرگ ایوان ایلیچ
این کتاب در واقع نولاست. ژانر کتاب مرگ ایوان ایلیچ رئالیسم روانشناختی و ادبیات فلسفی است. اتفاق اصلی داستان در ذهن و درون شخصیت میافتد. چون تولستوی در این رمان سراغ ترسهای عمیق انسان میرود. ترس از مرگ، ترس از بیمعنا بودن زندگی، ترس از تنها ماندن و ترس از فهمیدن اینکه شاید سالها اشتباه زندگی کرده.
کتاب مرگ ایوان ایلیچ چند صفحه است
تعداد صفحات کتاب مرگ ایوان ایلیچ بسته به ترجمه، ناشر و نسخهی چاپی یا الکترونیکی کمی تفاوت دارد. ترجمهی سروش حبیبی به صورت الکترونیک ۱۰۴ صفحه است.
جملات کتاب مرگ ایوان ایلیچ
«یعنی چه؟ آیا بهراستی باید مرد؟» و ندای درونش جواب میداد: «بله، حقیقت است و باید مرد.» میپرسید: «ولی آخر اینهمه رنج برای چیست؟» و ندا جواب میداد: «دلیلی نیست! برای هیچ!» و همین.
اگر من با یقین به تباه کردن نعمتهایی که به من داده شده بود از دنیا بروم و هیچ راهی برای اصلاح این حال نباشد، آن وقت چه؟
تلخترین رنج ایوان ایلیچ آن بود که هیچکس آنجور که او میخواست غم او را نمیخورد. او گاهی بعد از رنجی طولانی بیش از همهچیز دلش میخواست که (گرچه از اقرار به این معنا شرم داشت) کسی برایش مثل طفل بیماری غمخواری کند. دلش میخواست مثل طفلی که ناز و نوازشش میکنند رویش را ببوسند یا برایش اشک بریزند و دلداریاش بدهند.
چهطور ممکن است که زندگی اینقدر پوچ و بیمعنا و پلید باشد.
وقتی من نباشم، چه چیز خواهد بود؟ هیچچیز نخواهد بود. من کجا خواهم بود یعنی مرگ همین است؟ نه، نمیخواهم!
نویسنده
-
علاقهمندی به مطالعه، جستوجوی مستمر برای یادگیری و توجه به جزئیات، از مهمترین ویژگیهایی است که در مسیر تولید محتوای این نویسنده نقش داشته است. تمرکز او بر ارائه مطالبی دقیق، کاربردی و قابلاعتماد باعث شده است تا مقالات منتشرشده بتوانند پاسخگوی نیاز مخاطبان در موضوعات مختلف باشند.
تلاش برای سادهسازی مفاهیم، انتقال دانش به زبانی روان و ارائه محتوایی ارزشمند، همواره از اهداف اصلی او در نگارش و تولید محتوا بوده است. باور دارد که آگاهی و مطالعه، نقش مهمی در رشد فردی و توسعه نگرشهای تازه ایفا میکنند و به همین دلیل تلاش میکند محتوایی ارائه دهد که علاوه بر اطلاعرسانی، الهامبخش یادگیری و تفکر نیز باشد.






