اخلاق، بدون شک هنر است؛ زیرا با دگرگون کردن انسان ناکامل در پی بهترین نحوهٔ انطباق وسیله و هدف است. اخلاق با دنبال کردن هدفی معین، مانع از آن میشود که تقدیر جای وی را بگیرد و کوشش و تلاش را بیثمر سازد.
اخلاق در مقابل تقدیر است... اندرزنامهها به قدرت انسان، اعتقادی عاری از سادهاندیشی دارند و مسالهٔ آنها این است که کوشش انسان را در بطن سرنوشتی که خداوند برای وی تعیین کرده است، بگنجانند.
اسلام با خود عقیدهای بنیادی به ارمغان آورد مبنی بر این که جهان با نظم خداوند آغاز شده است: فرمان آفریننده در تدبیر جهان و تعیین جایگاه هر انسان، صورت ویژهٔ این نظم است از فراخوانی مسئولان به امر معروف و نهی از منکر و فراخوانی زیردستان به اطاعت. اخلاقیون تردید نداشتهاند که هدف از این نظم دستیابی به کمال بوده است...