
امین حسینیون، نویسنده، مترجم و فیلمنامهنویس ایرانی، در سال ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد. او در رشته سینما تحصیل کرد و سپس کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی گرفت. «کتابخانه نیمهشب» نوشته مت هیگ و «نفس عمیق» نوشته آن تایلر از ترجمههای شناختهشده او هستند؛ کتابهایی که به انتخابهای انسان، روابط خانوادگی و امکان تغییر در زندگی میپردازند.
حسینیون در کنار ترجمه، داستان هم مینویسد. برای شناخت فعالیت او باید این دو مسیر را کنار هم دید: در نوشتههای خودش به سراغ فانتزی، فضای گوتیک و داستان جنایی رفته و در ترجمه، آثاری با موضوعها و مخاطبان متفاوت انتخاب کرده است.
حسینیون در دانشگاه، سینما با گرایش فیلمنامهنویسی خواند و تحصیلاتش را در ادبیات نمایشی ادامه داد. فعالیت او در نوشتن فیلمنامه، داستان و مقاله، نشان میدهد روایت برایش به یک قالب محدود نشده است. ترجمه نمایشنامه «پیچ خطرناک» نوشته جی. بی. پریستلی نیز با این سابقه تحصیلی پیوند دارد.
نخستین کتاب داستانی حسینیون، «سیاسیا در شهر مارمولکها»، در سال ۱۳۸۷ منتشر شد. این اثر برای مخاطب نوجوان نوشته شده و تصویرگری آن را توکا نیستانی انجام داده است. پس از آن، حسینیون همراه برادرش مصطفی، رمانهای «ماجرای کفترکش» و «ماجرای خونزاد» را برای بزرگسالان نوشت؛ دو اثری که دارای فضای گوتیک هستند.
«شهر شرنگ» در سال ۱۳۹۷ منتشر شد. شخصیت اصلی آن، مردی است که پس از آزادی از زندان میخواهد از خلاف فاصله بگیرد، اما شروع دوباره برایش آسان نیست. تهران در این داستان، با آدمها، گرفتاریها و مناسباتش، بخشی از موانع پیش روی او را میسازد.
حسینیون با رسانههایی مانند روزنامه اعتماد، همشهری داستان و مجله سان همکاری داشته است. مقالهنویسی و ترجمه برای نشریات، بخش دیگری از فعالیت اوست که در کنار انتشار کتاب ادامه یافته است.
«کتابخانه نیمهشب» نوشته مت هیگ، با پرسشی آشنا پیش میرود: اگر در گذشته تصمیم دیگری گرفته بودیم، زندگیمان چه شکلی میشد؟ نورا وارد کتابخانهای میشود که کتابهایش، زندگیهای ممکن او را در خود دارند. هر انتخاب، راهی به تجربهای متفاوت باز میکند؛ از مسیرهایی که رها کرده تا آرزوهایی که به آنها نرسیده است. اما تجربه این زندگیها، تصور او از موفقیت و خوشبختی را تغییر میدهد. رمان به حسرتهایی میپردازد که گاهی چنان بزرگ میشوند که فرصت دیدن زندگی فعلی را از ما میگیرند.
«نفس عمیق» نوشته آن تایلر، داستان مگی و آیرا، زوجی است که برای شرکت در مراسم تشییع یکی از آشنایان راهی سفر میشوند. همین رفتوآمد، موقعیتی برای مرور رابطه، خاطرات و اختلافهایشان فراهم میکند. تایلر به جزئیات رفتار آدمها توجه دارد؛ به حرفی که با نیت خوب گفته میشود اما نتیجه دیگری دارد، یا تلاشی برای کمککردن که به دخالت تبدیل میشود. این رمان برای خوانندهای مناسب است که از شناخت شخصیتها و تماشای پیچیدگی زندگی مشترک لذت میبرد.
«کتابخانه شخصی من» نوشته ویل دورانت، به اندیشهها، چهرهها و کتابهایی میپردازد که نویسنده برای شناخت فرهنگ و تاریخ بشر مهم میداند. این اثر، خواننده را با انتخابها و داوریهای دورانت همراه میکند و میتواند سرنخهایی برای مطالعه بعدی بدهد.
«پیچ خطرناک» نوشته جی. بی. پریستلی، نمایشنامهای است که در آن یک جمع دوستانه، با آشکارشدن تدریجی رازها تغییر شکل میدهد. اشارهای کوچک، پرسشهای تازهای ایجاد میکند و گفتوگوها به اعتراف و بازخواست نزدیک میشوند. پریستلی از همین موقعیت، مسئله حقیقت و دروغ را پیش میکشد: دانستن همهچیز چه اثری بر رابطه آدمها دارد؟ آیا تصویری که از یکدیگر ساختهاند، پس از شنیدن حقیقت دوام میآورد؟





