
بهمن وخشور در سال 1360 در اردبیل متولد شد. پس از تحصیل در رشته گرافیک و پژوهش هنر وارد بازیگری تئاتر شد. از سال 1380 به صورت جدی به عنوان بازیگر و کارگردان در زمینه تئاتر فعالیت کرد و همزمان با موسسه آویژه سیستم در تولید سیدیهای چند رسانهای ایایبه عنوان طراح و گوینده همکاری کرد.
از سال 1392 با همکاری چند تن از دوستان پس از تاسیس موسسه صوتی آوای چیروک به عنوان گوینده و مدیر تولید، مشغول تولید کتابهای صوتی شد که تا کنون حدود 200 عنوان کتاب با صدای بهمن وخشور تولید و منتشر شده است.
از اواسط دهه هشتاد با رادیو همکاری داشت اما از سال 1392 به عنوان بازیگر و کارگردان با رادیو نمایش همکاری کرد و طی این سالها آثار نمایشی زیادی را کارگردانی و بازی کرده است.
در کنار تولید کتاب صوتی و نمایشهای رادیویی، بهمن وخشور از سال 1396 کلاسهای آموزش گویندگی و تربیت صدا را در موسسه آوای چیروک راه اندازی کرد و تاکنون هنرجویان زیادی را آموزش و به عرصه گویندگی کتاب صوتی، دوبله و رادیو معرفی کرده است.
او غیر از کتابهایی به زبان فارسی، 10 عنوان از کتابها و داستانهای مهم در ادبیات آذربایجان مثل کلیات دیوان ترکی استاد محمدحسین شهریار، کوراوغلو، قاچاق نبی، دهده قورقود، پاسلی قلینج، چیل مادیان و... و بیش از 20 قصه کودک را برای اولین بار به زبان ترکی، تولید و به صورت رسمی منتشر کرده است.
کتاب صوتی اشعار ترکی شهریار به انضمام حیدربابا سلام نوشته یکی از آثار مهم محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار است که با صدای بهمن وخشور منتشر شده است. محمد حسین بهجت تبریزی معروف به شهریار از شاعران معاصر است که سبک کلاسیک و غزل را برای آثارش انتخاب کرده است. این شاعر علاوه بر شعرهای فارسی آثاری هم به ترکی که زبان مادریاش بوده است نوشته که همه در این کتاب جمعآوری شدهاند. کتاب اشعار ترکی شهریار به انضمام حیدربابا سلام شامل تمام اشعار ترکی شهریار و مشهورترین شعر او حیدربابا است که نام کوهی مشهور در اطراف محل زندگی شاعر است.
کتاب شرط بندی یکی از داستانهای کوتاه و تأملبرانگیز چخوف است که به موضوعات عمیق انسانی و فلسفی میپردازد. روایت داستان در فضایی بسته و محدود شکل میگیرد و با طرح یک شرط عجیب، مخاطب را به دنیای درونی شخصیتها و کشمکشهای ذهنی آنها میبرد.
کتاب تلههای زیر برف مجموعهای از داستانهای کوتاه به قلم امیر عربلو است که هرکدام با روایتی مستقل، به تجربههای انسانی در شرایط بحرانی و روزمره میپردازند. این کتاب صوتی با بهرهگیری از زبان ساده و توصیفهای ملموس، شنونده را به دل موقعیتهایی میبرد که در آنها مرز میان زندگی و مرگ، امید و ناامیدی، و خشونت و شفقت باریک و شکننده است. داستانها اغلب در بستر جنگ، مهاجرت، فقر یا تنهایی روایت میشوند و شخصیتها با چالشهایی روبهرو هستند که آنها را به بازنگری در ارزشها و باورهایشان وامیدارد. امیر عربلو در این مجموعه، با نگاهی واقعگرایانه و گاه تلخ، به سراغ لحظات حساس و تعیینکنندهای میرود که سرنوشت شخصیتها را رقم میزند. روایتها از فضای روستا تا شهر، از میدانهای جنگ تا سلول زندان و از خانههای خاطرهانگیز تا کافههای ناشناس گسترده شدهاند و هرکدام تصویری از بخشی از جامعه و انسان معاصر ارائه میدهند.
داستان کوراوغلو یکی از داستانهای حماسی و فولکلور اذربایجان است. کوراوغلو قهرمان حماسی محبوب منطقه آذربایجان است. قهرمان حماسی مشترک میان بسیاری مردمان ترک از جمله ترکان آذربایجان و ترکیه، ترکمنها، ازبکها و اویغورها. روایت کوراوغلی در جغرافیای وسیعی از قفقاز، ایران و افغانستان امروزی ، آسیای مرکزی و برخی نقاط دیگر گستردهاست. در این جغرافیای وسیع، روایت کوراوغلی در قالب نمونههای آذربایجانی، قفقازی، آناتولی ، گرجی، ازبکی، ترکمنی، خراسانی، قشقایی و گروههای تاتار در سیبری سروده شدهاست.
مجموعه ویلف ترسوی بزرگ داستان جذاب پسرکی به نام ویلف است. هرچند که او در این قسمت قرار است دنیا را نجات دهد اما واقعیت این است که ویلف از همه چیز میترسد! بهرحال و با وجود تمام ترسهایش و البته به همراه خواهرش دات، کلی کار بامزه میکند و کلی اتفاقات بامزه سر راهشان است. البته، میدانید که. سوال اصلی اینجاست که چطوری ویلف، یک پسر ترسو میتواند کارهای بزرگی انجام دهد. همین سوال هم ماجرا را جذاب و هیجان انگیز کرده است.
کتاب صوتی مجموعه داستان های ده ده قورقود (به زبان ترکی) مجموعهای است متشکل از ۱۲ داستان از داستانهای فولکلور آذربایجان که هر داستان موضوع مستقل دارد؛ ولی از نظر مفهومی به هم ارتباط دارند به این صورت که همه داستانها برای مخاطب زندگی حماسهآمیز و ماجراهای پرشور گروههایی از چادرنشینان پرماجرا که در بخشهای مختلف آذربایجان زندگی میکنند را به نمایش میگذارند.
«کالیپسو» یکی از پرفروشترین آثار طنز ۲۰۱۸ در آمریکا بوده است. این کتاب در سایت گودریدز با اختلاف اندکی در تعداد آرا، رتبهی دوم بهترین اثر طنزِ سال ۲۰۱۸ را به انتخاب مخاطبان به دست آورده است.
نشریه گاردین درباره «کالیپسو» و دیوید سداریس مینویسد: «بیشک دیوید سداریس پادشاه طنز است... «کالیپسو» هم خندهدارتر و هم دردناکتر از نوشتههای دیگر اوست.».
هنری اسلزار از نویسندگان پرکار و خوشذوق آمریکایی در قرن بیستم بود که بیشتر به دلیل داستانهای کوتاه، نمایشنامهها و فیلمنامههایش شناخته میشود. داستانهای او در فضای شهری و مدرن شکل میگیرند و اغلب بر روابط انسانی، سوءتفاهمها، رازها و جنایت تمرکز دارند. کتاب اتاق مرموز مجموعهای از داستانهای کوتاه انتخاب شده از آثار این نویسنده است که به صورت ترجمهٔ گزیده در اختیار مخاطب فارسیزبان قرار گرفته است.
داستانها اغلب روایاتی فشرده و پرکشش دارند و با نثری روان و روایتی ساده اما دقیق نوشته شدهاند. این کتاب صوتی همانند بسیاری از آثار اسلزار، بر پایهٔ ایدههایی ساخته شده که در آنها گرههای داستانی غیرمنتظره، پیچشهای روایی و پایانهای غافلگیرکننده نقش اساسی دارند. این داستانها نمونهای از ادبیات کوتاه مدرن آمریکا به شمار میروند.
کتاب آشون نوشتهی طاهره رفعت، داستانی است که در فضای شهری و اجتماعی تهران معاصر میگذرد و با محوریت شخصیت خزاندخت، به روایت زندگی، تنهایی، عشق و رنجهای زنانه میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی روایت اولشخص و واگویههای درونی شکل گرفته و با بهرهگیری از خاطرات، رویاها و تجربههای زیسته، مرز میان واقعیت و خیال را بارها جابهجا میکند. روایت با نگاهی جزئینگر و احساسی، به دغدغههای زنان، نقش خانواده، سنتها و چالشهای اجتماعی میپردازد و در عین حال، عشق و امید را به عنوان نیرویی برای ادامهی زندگی برجسته میسازد. طاهره رفعت در آشون، با خلق شخصیتهایی چندوجهی و فضاسازی دقیق، شنونده را به دل تجربههای انسانی و اجتماعی میبرد و از خلال روایت خزاندخت، به مسائل هویتی، جنسیتی و اجتماعی زنان ایرانی میپردازد.
در این مجموعه گفتوگوهای متنوع، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبی قرن بیستم بهطرز بیسابقهای خود را از ابتدا تا آخرین مراحل زندگی حرفه ایاش آشکار میسازد. در این کتاب، ارنست همینگوی به عشق، جنگ، شهرت، ماهیگیری و انضباط شورانگیزی اشاره میکند که قلمش را به حرکت درآورد و بینشهای سحرآمیزی را در ارتباط با زندگی و حرفهٔ نویسندگی ارائه میدهد که تأثیر بیمانندی بر تخیل آمریکایی از خود برجای گذاشته است.
ادگار آلن پو، نابغۀ پیشرو و مبتکر در زمینۀ داستان های مدرن، که نوآوریهایش در داستانهای علمی تخیلی، جنایی و داستان هایی که جنبه روانشناختی دارند به او اعتبار بخشیده، خود همچون آثارش زندگی تراژیک و عجیبی داشت. زندگی پو با مرگ زنان گره خورده بود. وقتی فقط دوسال داشت، مادرش از بیماری سل درگذشت و در بیست سالگی مادر ناتنیاش را از دست داد. تقدیر همسرش ویرجینیا نیز همچون مادرش بود، با همان بیماری و در همان سن از دنیا رفت.
کتاب آفرت از طاهره رفعت بر محور زندگی آسو پیش میرود؛ زنی که گذشتهای سنگین، طلاق، فشار نگاه دیگران و وابستگی عاطفی به پدری مهربان اما بیمار را با خود حمل میکند. فضای اثر از همان آغاز با تنهایی، خفگی، سیگار، اتاقهای بسته و خانههایی که بوی فرسودگی و خاطره میدهند شکل میگیرد. نویسنده جهان درونی آسو را در کنار محیط اطرافش میگذارد؛ از خانهی قدیمی پدر تا عمارتهایی که آسو برای پرستاری سالمندان به آنها رفتوآمد دارد. همین رفتوآمدها فقط جابهجایی مکانی نیست، بلکه راهی است برای دیدن شکاف میان زندگی واقعی او و رؤیایی که در ذهنش میسازد.
کتاب روز یک طالعبین مجموعهای از داستانهای کوتاه است که توسط گروهی از نویسندگان سرشناس جهان همچون آنتوان چخوف، مارک تواین، جرج اورول، ویلیام سارویان، آر.کی. نارایان و اچ.اچ. مونرو نوشته شدهاند. این کتاب با ترجمه حسین بیدارمغز و گویندگی چندین نفر، مجموعهای متنوع از روایتها را پیش روی شنونده قرار میدهد. داستانها از کشورهای مختلف انتخاب شدهاند و هرکدام بازتابی از فرهنگ، دغدغهها و طنز یا تلخی خاص نویسنده خود هستند. ساختار کتاب به گونهای است که هر داستان مستقل بوده و شنونده میتواند بدون نیاز به دنبالکردن خط روایی واحد، هر بخش را جداگانه تجربه کند. این تنوع باعث میشود که کتاب برای طیف وسیعی از علاقهمندان به داستان کوتاه جذاب باشد و فرصتی برای آشنایی با سبکهای گوناگون نویسندگی فراهم کند.
همه چیز در شهر با یک روز مانند روزهای دیگر شروع میشود، روزی که جودی متوجه یک غریبه با لباسی بلند و کلاهی عجیب شد اول کسی به مرد توجه نمیکرد. مرد تازهوارد بود و هیچکس او را نمیشناخت و او را نادیده میگرفتند اما برای جودی آن مرد عجیب بود. مردی با یک چمدان آهنی که از آن میخ بیرون زده بود. مرد مستقیم به طرف مرکز شهر رفت و شروع کرد از دیوار یک پارکینگ چند طبقه بالا رفتن، حالا کمکم بقیه متوجه او شدند و سعی کردند با فریاد به او بگویند پایین بیاید اما او گوش نمیداد، او با قدرت عجیبش با یک دست ماشینها را بلند میکند و به سمت دیگران پرتاب میکند و میگوید برای کار مهمی به شهر آمده و حالا هم پارکینگ خانه او است. جودی با خودش فکر میکند این مرد ترسناک و عجیب چه قصدی دارد؟