اریک فروم کیست؟

اریک فروم روانکاو، جامعه‌شناس و نویسنده‌ی آمریکایی- آلمانی است. شهرت اریک فروم در ایران به دلیل کتاب‌های روان‌کاوانه و روان‌شناسی او است. کتاب‌های او به دلیل پیروی از یک سیر منطقی و کامل نه‌تنها در ایران بلکه در تمام جهان پرفروش هستند. عقیده‌ی اصلی این نویسنده این بود که با به کار بستن اصول روانکاوی می‌توان بسیاری از بیماری‌های فرهنگی بشر را درمان کرد.

اریک فروم و دانلود کتاب های او

زندگینامه اریک فروم

اریک فروم (Erich Fromm) نویسنده، روانکاو، جامعه‌شناس آمریکایی-آلمانی در 23 مارس سال 1900 در آلمان به دنیا آمد. نام او به آلمانی اریش تلفظ می‌شود و به همین دلیل است که این نام در برخی از پایگاه‌ها و کتاب‌ها دیده می‌شود. اریک فروم تحصیلات خودش را در دانشگاه‌های هیدِلبرگ و مونیخ تکمیل کرد و دوره‌ی تخصص خود را در موسسه روانکاوی برلین ادامه داد. او در سال 1934 به آمریکا مهاجرت کرد و در دانشگاه کلمبیا‌ی نیویورک مشغول به تدریس شد. فروم دورانی را هم در دانشگاه مستقل ملی مکزیک خدمت کرد. اریک فروم در اواخر عمرش به سوئیس رفت و در سال 1980 در سوئیس درگذشت.

نظریه اریک فروم

اریک فروم یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان آلمانی محسوب می‌شود. نظریه‌های روانکاوی او مانند آلفرد آدلِر و کارن هورنای نزدیک به نظریات زیگموند فروید فیلسوف مشهور است. فروید معتقد بود که انسان‌ها به‌صورت انعطاف‌پذیر توسط نیروهای غریزی زیستی شکل نمی‌گیرند. اریک فروم بخشی به این نظریه اضافه کرد. او معتقد بود که عناصر اجتماعی و فرهنگی بر شخصیت انسان تأثیر می‌گذارند و به همین شکل بوده است که انسان‌ها در طول تاریخ تکامل‌یافته‌اند. او معتقد بود  تعارض‌های شخصی ما از انواع جوامعی که می‌سازیم ناشی می‌شوند. بااین‌حال، محکوم به رنج کشیدن نیستیم بلکه می‌توانیم با کمی آگاهی و تلاش این مشکلات را حل کنیم.

نگاهی به اندیشه‌های اریک فروم

یکی از مهم‌ترین اندیشه‌های اریک فروم درباره‌ی عشق و چیستی آن بوده است. اریک فروم اندیشه‌هایش در باب عشق را در کتاب هنر عشق ورزیدن جمع‌آوری کرده است. شما می‌توانید بامطالعه‌ی این کتاب علم جامعی به این موضوع پیدا کنید. اریک فروم در کتاب هنر عشق ورزیدن می‌گوید: «نظریه‌ی عشق، باید با نظریه‌ای در مورد انسان و وجود انسان آغاز شود. عشق یا اموری مشابه عشق را می‌توان در میان حیوانات پیدا کرد اما وابستگی‌های آن‌ها در اصل بخشی از تجهیزات غریزی آنان است و فقط بقایایی از این تجهیزات غریزی را می‌توان در انسان دید که نقش‌آفرین باشند. امر حتمی درباره‌ی وجود انسان، این واقعیت است که او از قلمرو پادشاهی حیوانی و انطباق غریزی سر برآورد اما از طبیعت پیشی گرفت (هرچند هرگز طبیعت را ترک نمی‌کند و بخشی از آن است) زیرا درجایی، پیوند خود را با طبیعت قطع کرد و از بهشت (حالت وحدت و یگانگی با طبیعت) اخراج شد و حتی اگر قصد بازگشت داشته باشد. فرشتگانی با شمشیرهای آتشین راه را بر او بسته‌اند و دیگر نمی‌تواند به آن بازگردد. انسان فقط با پروردن خرد خود می‌تواند پیش برود؛ با یافتن یک هماهنگی جدید از نوع انسانی نه هماهنگی ماقبل انسانی که به‌طور برگشت‌ناپذیری ازدست‌رفته است.»

آثار اریک فروم

اریک فروم در کارنامه‌ی ادبی خودش بیش از بیست عنوان کتاب دارد. کتاب‌های این نویسنده مشهور ابتدا به زبان انگلیسی و در آمریکا منتشر می‌شدند و بعدا به زبان‌های دیگر از جمله فارسی ترجمه می‌شدند.

  • هنر عشق ورزیدن
  • گریز از آزادی
  • انسان برای خویشتن، پژوهشی در روانشناسی اخلاق
  • روانکاوی و دین
  • زبان از یاد رفته؛ درک و تعبیر رویا، داستان‌های کودکان و اساطیر
  • جامعه سالم
  • رسالت زیگموند فروید
  • سرشت راستین انسان
  • آیا انسان پیروز خواهد شد؟ حقیقت و افسانه در سیاست جهانی
  • فراسوی زنجیرهای پندار
  • جزم اندیشی  مسیحی و جستارهایی در مذهب، روانشناسی و فرهنگ
  • دل آدمی و گرایشش به خیر و شر
  • شما باید به خدایان مانید
  • انقلاب امید
  • بحران روانکاوی
  • آناتومی ویران‌سازی انسان
  • داشتن یا بودن؟
  • به نام زندگی
  • هنر بودن

جملاتی از اریک فروم

  • اگر آدم واقعاً و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتماً همه‌ی مردم، دنیا و زندگی را دوست می‌دارد. اگر من بتوانم به کسی بگویم «تو را دوست دارم» باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم «من در وجود تو همه‌کس را دوست دارم، با تو همه‌ی دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم.»
  • اگر کسی به ما بگوید که عاشق گل است، اما ببینیم که اغلب فراموش می‌کند به گل‌هایش آب بدهد، عشق او را به گل باور نمی‌کنیم. عشق عبارت است از رغبت جدی به زندگی و پرورش آنچه بدان مهر می‌ورزیم. زمانی که رغبت جدی وجود نداشته باشد، عشقی هم در کار نیست.
  • عشق، تنها پاسخ عاقلانه و ارضاکننده به مشکلات وجود بشر است.
  • عشق غیر عقلایی عشقی است که وابستگی انسان را افزایش می‌دهد و اضطراب و دشمنی به بار می‌آورد. درحالی‌که عشق عقلایی عشقی است که صمیمانه کسی را به دیگری مربوط می‌سازد و درعین‌حال استقلال و یگانگی او را هم محفوظ نگه می‌دارد.
  • جوهر عشق رنج بردن برای چیزی و پروردن آن است؛ یعنی عشق و رنج جدایی‌ناپذیرند. آدمی چیزی را دوست می‌دارد که برای آن رنج‌برده باشد و رنج چیزی را بر خویشتن هموار می‌کند که عاشقش باشد.